عالیه رجایی
نخستین نشست رمانخوانی با عنوان «سهم رمان از هستی معاصر ما» در 21 قوس 1392 در مؤسسهی فرهنگی «در دری» در کابل با حضور شماری از نویسندگان و منتقدان مطرح کشور برگزار شد. همچنین در این نشست قسمتهایی از رمان «سالهای خاک و باد»، اثر محمد تقی اخلاقی توسط خود نویسنده خوانده شد. آقای اخلاقی، نویسندهی مجموعهی داستان «بعثت» و «علل مرگ سکندر» معتقد است که رماننویسی در افغانستان هنوز نتوانسته جایگاه شایستهاش به دست آورد. او گفت: «رماننویسی تجربهای است که عمر زیادی در کشور ما ندارد، اما با آثاری که اخیرا از نویسندگان ما منتشر شده، امیدواریم که این ژانر ادبی جایگاه مطلوب خود را به دست آورد».
همچنان در این نشست عباس آرمان، نویسندهی رمان «گلهای سیاه» قسمتهایی از تازهترین رمان خود را با نام «دوردست» به خوانش گرفت.
خدای کوچکی به نام نویسنده
رهنورد زریاب، یکی از سخنرانان این نشست در رابطه با «نقش زبان در ساخت رمان» صحبت کرد و گفت: «نویسنده نه تنها از زبان کار میگیرد، بلکه پاسدار زبان نیز است و این مسئله در پیوند با زبان و رمان بسیار مهم است».
زریاب در این محفل ادبی رمان را به رمان کلاسیک، مدرن و پسامدرن تقسیمبندی کرد و در مورد اهمیت زبان در رماننویسی گفت: «رمان جهانی است که خدای کوچکی بهنام نویسنده آن را میآفریند. این خدای کوچک برای آفریدن دنیای خودش، یعنی رمان، هیچمادهی دیگری در اختیار ندارد، مگر زبان. اکنون اگر رماننویس این مادهی جادویی، یعنی زبان را درست نشناسد، در کار ساختن جهان خودش، دچار مشکل میشود و جهانی معیوب و مخدوش خواهد آفرید».
این نویسنده معتقد است که رماننویس زبانی را که به کار میگیرد، باید نیک و صحیح بشناسد و با ظرافتهای آن خوب آشنا باشد تا بتواند از زبان کار بگیرد و جهان خودش را بیافریند. او تأکید کرد: «نویسنده باید به دستور زبان تسلط داشته باشد، با صرف و نحو زبان آشنایی داشته باشد و درست بشناسد و بر شیوهی ثبت زبان یا نگارش و املای زبان خوب آشنا باشد».
زریاب آثار منثور فارسی را نیز سرشار از ظرافتهای زبانی دانست و گفت: «در تاریخ ادبیات جهان بزرگترین نویسندگان به بنیادهای زبانی که به کار گرفته بودند، آشنایی گسترده داشتند. هرچند آثار منثور زبان فارسی زیاد توجه باختر زمین را جلب نکردهاند، شاید گلستان سعدی نخستین اثر منثور فارسی باشد که به فرانسوی ترجمه شده و توجه اکثر باختر زمینیان را به خود جلب کرده است. امروز جهان هم زبان فارسی را با فردوسی، خیام، مولانا و سعدی میشناسد.
تفکر انتقادی، ویژگی رمان و انسان مدرن
سید ابوطالب مظفری، نویسنده و منتقد ادبی کشور با اشاره به اهمیت رمان در تجربهی انسان امروزی گفت: «رمان تنها قالبی است که در آن انسان کلاسیک جای خود را به انسان مدرن داده است». مظفری دربارهی رمان گفت: «ژانر رمان ظرفی است که در آن تجربهی انسان مدرن ریخته شده است. ژانرهای دیگری هم داریم، مثل اسطوره، حماسه، شعر، حکایت و…، اینها هیچکدام زادهی انسان مدرن نیستند، بلکه از گذشته به ما رسیدهاند. رمان تنها قالبی است که در دورانی به دنیا آمده که انسان کلاسیک جای خود را به انسان مدرن داده است».
مظفری تجربه را به عنوان یکی از عناصر مهم رمان قلمداد کرد و در این مورد گفت: «نکتهی قابل توجه، تجربه است. رمان یک علم و دانش نیست، رمان قصه هم نیست. اساس رمان یک نوع تجربه است. مواجههی مستقیم انسان با واقعیت، ممکن است هیچآموزهی خاصی را به انسان منتقل نکند. ویژگیای که انسان مدرن و کلاسیک را از هم جدا میکند و تفکر انتقادی، استدلالی، مذاکره و… است».
تفکر انتقادی از مشخصههای انسان مدرن است که انسان کلاسیک ندارد. در رمان انسان تجربیات مختص به زمان خود را منتقل میکند. رمان قالبی برای بیان قهرمان نیست، بلکه بیانگر یک شخصیت است که فقط از خودش نمایندگی میکند.
تازهترین رمانهای نوشته شده در کابل، روخوانی شدند
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه