مثلث مرگ‌بار افغانستان، پاکستان و هند- بخش دوم

اطلاعات روز

اختلاف هند و پاکستان بر سر افغانستان

در ادامه‌ی کشاکش‌های نهان کشورهای هند و پاکستان بر سر تصاحب نفوذ بیش‌تر در افغانستان در بیش از شصت سال گذشته، حمله‌ی ماه فبروری سال 2010 یک عمل خصومت‌آمیز نادر بود. اما این عمل در نوع خود بی‌نظیر نبود؛ در حقیقت این سومین حمله در نوع خود بود که در کمتر از سه سال راه‌اندازی شده بود.
هشتم ماه اکتوبر سال 2009 نیز شاهد رویداد مشابهی بود. در این روز موتر بمب‌گذاری شده‌ی عظمیمی بیرون سفارت‌خانه‌ی هند در کابل منفجر شد که در نتیجه‌ی آن 17 تن کشته و 63 تن دیگر زخم برداشتند. اکثریت کشته شده‌ها مردم عادی بودند که از محل حادثه عبور می‌کردند. در نتیجه‌ی این انفجار، چند تن از کارمندان امنیتی هندی زخم برداشتند. در مورد حمله‌ی سال 2009 مقام‌های امریکایی با ردیابی مکالمات تیلفونی، دست داشتن آی.اس.آی در این حمله را تأیید کردند.
«خصومت هند و پاکستان در قلب جنگ‌های جاری در افغانستان قرار دارد»
خصومت کشورهای هند و پاکستان در قلب جنگ جاری در افغانستان قرار دارد. اکثریت ناظران جنگ افغانستان در غرب، نبرد جاری در افغانستان را نبردی میان ایالات متحده‌ی امریکا، ناتو و آیساف در یک‌سو و القاعده‌ و طالبان در سوی دیگر می‌دانند. اما در واقع نیروهای ما در یک جنگ پیچیده که ریشه در دو کشمکش قبلی دارد،‌ گیر مانده‌اند: یکی محلی و داخلی و دیگری منطقه‌ای.
کشمکش درونی افغانستان، شورش‌گری پشتون‌ها علیه رژیم حامد کرزی است، رژیمی که سه گروه قومی دیگر (تاجیک‌ها، هزاره‌ها و ازبک‌ها) را به اندازه‌ا‌ی قدرت‌مند ساخته که خشم و انزجار پشتون‌ها را در پی داشته است. به گونه‌ی مثال، تاجیک‌ها که صرف 27 درصد جمعیت افغانستان را تشکیل می‌دهند، 70 درصد کرسی‌های افسری در ارتش ملی را در اختیار دارند. با وجودی که کرزی خود پشتون است، اما اکثریت مردان قبیله‌اش به او به چشم دست نشانده‌ای می‌بینند که در راس قدرتی که اساس آن را ایالات متحده‌ی امریکا با واژگون کردن رژیم طالبان در سال 2001 گذاشته است، قرار دارد. این در حالی است که پشتون‌ها از زمان شکل‌گیری افغانستان کنونی با سرحدات موجود در دهه‌ی 1860 تا‌کنون بر‌‌این کشور سلطه داشته است. ایالات متحده‌ی امریکا با قرار گرفتنش در کنار تاجیک‌های صفحات شمال ‌علیه پشتون‌های جنوب به شکل تصادفی خود را در جمع نیروهای سکولاریزم ‌علیه ملیشه‌های اسلامی یافت، اما در واقع ایالات متحده‌ی امریکا به شکل ناخود‌آگاه در یک جنگ داخلی پیچیده‌‌ای که از دهه‌ی 1970 تاکنون ادامه دارد (ریشه‌های آن‌ها به دوره‌های به مراتب دورتر بر‌می‌گردد)، در‌گیر شده بود. امروزه به دلیل این‌که پشتون‌ها فکر می‌کنند که دشمنان اجدادی‌شان بر آن‌ها چیره شده اند، برخی‌ها از طالبان حمایت کرده ‌یا حد‌اقل با آن‌ها هم‌دردی می‌کنند.
این درحالی است که در افغانستان کشمکش‌های دیرینه‌ی پشتون‌ با پشتون نیز جریان دارند. این امر طالبان را که مربوط قبیله‌های اسحق‌زی، بخشی از نورزایی‌ها، اچکزایی‌ها، اکثریت غلزایی‌ها، به‌ویژه غلزایی‌های هوتک و توخی می‌شوند، علیه پشتون‌های درانی (بارکزی، پوپلزی و الکوزی) به رقابت وا می‌‌دارد.
در ماورای این کشمکش‌های بومی و محلی، خصومتی به مراتب خطرناک‌تر‌ میان دو ابرقدرت منطقه‌ای جلوه‌گری می‌کند، قدرت‌های منطقه‌ای که هر دو مسلح به اسلحه‌ی اتمی‌اند (پاکستان و هند). آتش خصومت این دو قدرت منطقه‌ای زمانی شعله‌ورتر می‌شود که این دو کشور برای نفوذ بیش‌تر در افغانستان با هم به رقابت می‌پردازند. با در نظرداشت خصومت‌های مرگ‌بار این دو کشور در افغانستان، ایالات متحده‌ی امریکا و آیساف در این کشور نقش کوچکی ایفا می‌کند و آن‌ها برخلاف هند و پاکستان قصد دارند این کشور را ترک کنند.
از زمان تجزیه‌ی شبه‌قاره‌ی هند در سال 1947 تاکنون، پاکستان و هند سه بار با هم جنگیده‌اند و آخرین بار در سال 1971. در جریان بحران سال 1999 زمانی که پاکستان 500 مایل مربع خاک کشمیر هندی، به‌شمول قرارگاه هیمالیان در هم‌جواری شهرک کرجیل را اشغال کرده بود، نیز این دو کشور تا سرحد آغاز جنگ اتمی پیش رفتند. با بالا گرفتن تنش‌ها میان این دو کشور، پاکستان گام‌های نامیمونی در راستای استفاده از زراد‌خانه‌های هسته‌ای‌اش برداشته بود. در این زمان بیل کلینتون پا‌درمیانی کرد و راه‌حلی پیش‌نهاد کرد. در نتیجه‌ی مذاکرات شدید در واشنگتن (بلیرهاوس)، به تاریخ چهارم ماه جولای، کلینتون، نواز شریف‌ نخست‌وزیر پاکستان را متقاعد ساخت که به نیروهای این کشور فرمان عقب‌نشینی به خاک پاکستان را صادر کند. با صدور این فرمان، نواز شریف نه تنها وظیفه‌اش را از دست داد، بلکه نزدیک بود حیاتش را نیز از دست دهد.
پرویز مشرف، فرمانده ارتش پاکستان کودتا کرد و نواز شریف را به مرگ محکوم کرد و در نتیجه نواز شریف با پا‌در‌میانی کلینتون به عربستان سعودی تبعید شد.
دانستن این که چرا پاکستان احساس نا‌امنی می‌کند، مشکل نیست. هند 1.2 میلیارد جمعیت دارد و تولیدات ناخالص داخلی این کشور به 1.4 تریلیون دالر می‌رسد. این رقم تقریبا هشت برابر تولیدات ناخالص داخلی پاکستان است (تولیدات ناخالص داخلی سالانه‌ی پاکستان با جمعیت 180 میلیون نفر به 210 میلیارد دالر می‌رسد). هند در دوره‌‌ای که بلند‌ترین نرخ رشد اقتصادی را تجربه می‌کرد (2006 -2010)، چهار سال تمام افزایش سالانه‌ی تولیدات ناخالص داخلی این کشور با کل اقتصاد پاکستان برابری می‌کرد. از دید جهانیان، تفاوت‌های این دو کشور هیچ‌گاه به اندازه‌ی امروز شدید نبوده است: به یکی از این کشور‌ها به چشم یکی از ابرقدرت‌های آینده‌ی جهان نگریسته می‌شود که با داشتن نبوغ در ساخت نرم‌افزارهای کمپیوتری، ستاره‌های بالیوود، اقتصاد رو‌به‌رشد و ثروت‌مندان متنفذش شهرت دارد و به دیگری به چشم یکی از کشورهای شکست خورده، کانون افراط‌گرایان اسلامی‌ جهان و مخفی‌گاه بن لادن نگریسته می‌شود و تنها هم‌پیمان امریکا است که ایالات متحده‌ی امریکا حاضر است حریم هوایی‌اش را نقض کرده و روستاهایش را بمباردمان کند.
با این وجود، این‌که پاکستانی‌ها همسایه‌ی بزرگ‌شان را تهدیدی برای موجودیت خود می‌پندارند، خیلی هم شگفت‌انگیز نیست. برنامه‌ریزان پاکستان برای دفاع از خود دکترین (عمق استراتژیک) را انکشاف دادند. دکترینی که منشا در افتضاح سال 1971 داشت، زمانی که هند در جریان جنگ سوم این دو کشور، پاکستان را در کمتر از دو هفته شکست داد.
این کشاکش‌ها با قیام پاکستان شرقی علیه پاکستان غربی و ظهور پاکستان شرقی به عنوان کشور مستقل بنگله‌دیش پایان یافت. نظر به گفته‌های پاکستانی‌ها، تجزیه‌ی کشور آن‌ها، که هند را عامل آن می‌دانند، باعث شده است ‌ایجاد و حفظ روابط دوستانه با افغانستان برای آن‌ها اهمیت بیش‌تری پیدا کند، اما در مقیاس بزرگ‌تری این کشور قصد دارد که در صورت جنگ احتمالی دیگری با هند، افغانستان پناه‌گاهی برای این کشور باشد. مرزهای متخلخل بین افغانستان و پاکستان مسیری را برای رهبران، نیروها و دیگر دارایی‌های پاکستان، به‌شمول سلاح‌های اتمی این کشور تأمین می‌کند، که در صورت حمله‌ی احتمالی هندوستان، به سمت شمال غرب این کشور عقب‌نشینی کنند.
اکنون برای این که این مفکوره کارگر واقع شود، افغانستان باید هم‌پیمان پاکستان بوده و این کشور را در جنگ با هندوستان کمک کند. گروه طالبان زمانی که قدرت را در اختیار داشت، با ارتش پاکستان به‌تمام معنا همکار بود. این گروه که از دید اکثریت مردم در غرب، یک گروه قرون وسطایی بود، از طرف پاکستان به عنوان گروه ضد‌هند مورد حمایت قرار داده شده و تجهیز می‌شد.
بعد از فروپاشی رژیم طالبان توسط نیروهای امریکایی درسال 2010، تغییرات بزرگی رونما شدند: حکومت افغانستان به هم‌پیمان هند تبدیل شد و این امر برای پاکستانی‌ها ترس‌آور و نگران کننده بود. رییس جمهور بعد از طالبان (حامد کرزی) از این گروه با تعصب شدیدی متنفر است، تا اندازه‌ای به دلیل این که وی فکر می‌کند ‌پدرش در سال 1999 به همکاری آی.اس.آی ترور شده است. در عین زمان، او پیوند احساسی‌ قوی با هند دارد، چون هند کشوری است که وی در شهر هیمالیان (سیملا) آن که زمانی پایتخت تابستانی هند بریتانوی محسوب می‌شد، تحصیل کرده است. در جریان مصاحبه‌ی من با آ‌قای کرزی در اوایل ماه مارچ سال جاری، او از روزهایش در سیملا به‌‌گرمی یاد کرد و آن روزها را خوش‌ترین روزهای زندگی‌اش خواند. آقای کرزی با یاد‌آوری از صدای اصابت باران‌های موسمی بر سقف قلعی‌ اقامت‌گاه تحصیلی‌اش و منظره‌ی آریش ابرهای زیبای جلو‌ پنجره‌‌اش، نزدیک بود اشک از چشمانش جاری شود.
آقای کرزی می‌گوید که عاشق غذاهای هندی است و حتا می‌پذیرد که فیلم‌های هندی را دوست دارد. آقای کرزی آن‌گونه که از هند بارها به عنوان «بهترین دوست» افغانستان یاد کرده است، این کشور را یک کشور دموکراتیک، با‌ثبات، نسبتا ثروت‌مند و همکار بی‌چون و چرای افغانستان می‌داند.
‌هند با استفاده از حضور آقای کرزی در راس قدرت، بر نفوذ اقتصادی و سیاسی‌اش در افغانستان افزوده است. سفارت‌خانه‌اش در کابل را دوباره افتتاح کرده و چهار قنسول‌گری منطقه‌ای در این کشور ایجاد کرده است. کمک‌های این کشور در زمینه‌ی بازسازی افغانستان به 1.5 میلیارد دالر می‌رسد و تعهد کرده است که در چند سال آینده 500 میلیون دالر دیگر را نیز به افغانستان کمک خواهد کرد.
«تهدید بالقوه‌‌ از جانب هند، بر تمام اهداف اقتصادی و جیوپولیتکی ارتش پاکستان اولویت یافته است»
آن‌گونه که گفته می‌شود، حضور هند در افغانستان نسبتا کم است. نظر به منابع دیپلماتیک هند، کمتر از 3600 هندی در افغانستان حضور دارند که تقریبا تمام آن‌ها در بخش تجارت، زراعت، مخابرات، تولیدی و استخراج معدن مصروف‌اند. در مقایسه با سفارت‌خانه‌های انگلیس با 140 دیپلمات و ایالات متحده‌ی امریکا با 1200 دیپلمات، در سفارت‌خانه‌ی هند در کابل صرف 10 دیپلمات فعالیت دارند.
اما ارتش پاکستان که بر سیاست خارجی این کشور چیره است، نسبت به حضور اندک هندی‌ها در کشوری که آن را حیاط استراتژیک‌شان می‌پندارند (افغانستان)، نگرانند. تهدید بالقوه از جانب هند بر تمام اهداف اقتصادی و جیوپولیتکی ارتش پاکستان اولویت یافته است. نگرانی پاکستان از این بابت به اندازه‌‌ای عمیق است که آی.اس.آی حاضر شده است به خاطر آن امنیت داخلی پاکستان و روابط این کشور با هم‌پیمان عمده‌ی استراتژیک این کشور (ایالات متحده‌ی امریکا) را به مخاطره بیافگند. آی.اس.آی در یک‌دهه‌ی گذشته به دنبال برگشت طالبان به قدرت و خلع آقای کرزی و دوستان هندی‌اش از قدرت بوده است. پاکستان برای دست‌یابی به این هدفش به «جنگ نا‌متقارن» روی آورده است و پیوسته جنگ‌جویان جهادی را مورد استفاده قرار داده است. این استراتژی به سی سال قبل بر‌می‌گردد، زمانی که در اوایل 1980 آی.اس.آی آگانه و به طور مستمر گروه‌های مختلف بنیادگرای اسلامی در این کشور را تمویل می‌کرد. نظر به گفته‌های احمد رشید (روزنامه‌نگار پاکستانی) بیش از چهل گروه بنیادگرای اسلامی در حال حاضر در پاکستان فعالیت دارند که اکثریت این گروه‌های با آی.اس.آی و احزاب سیاسی اسلامی این کشور روابط مستحکم دارند. جنرال‌های پاکستانی از دیر‌وقت بدین‌سو به استفاده از این گروه به عنوان روش «کم‌هزینه»‌ی کنترول رویدادها در افغانستان ممارست ورزیده‌اند که درعین زمان به‌آسانی قابل انکار است- آن‌ها با استفاده از همین شیوه (گروه طالبان) در سال 1996 کابل را به تصرف در‌آوردند.
هنوز واضح نیست که چه تعداد هندی‌ها از این استراتژی حمایت می‌کنند و چه تعداد دیگر اندیشه‌ی متفاوت دارند، اما آن‌چه که واضح است، این است که خشونت‌های سیاسی و فرقه‌ای در پاکستان که محصول ایجاد گروه‌های جهادی در این کشورند، اکنون برای مقام‌های ارتش این کشور زنگ خطری محسوب می‌شوند. برخی‌ها آی.اس.آی و ارتش پاکستان هر دو را مقصر ایجاد وضع دشوار کنونی در این کشور می‌دانند که گروه‌های جهادی را نسبت به سلاح هسته‌ای، وسیله‌ی دفاعی عملی‌تر علیه تفوق هند می‌داند.
برای آن‌ها حمایت محتاطانه‌ی گروه‌های مشخص جهادی در افغانستان استراتژی حیاتی برای بقای آن‌ها است که ارزش این خطر را دارد. جنرال اشفق پرویز کیانی،‌ فرمانده کل قوای پاکستان در سخنرانی‌اش در سال 2001 گفته بود،‌ «از نگاه سوق‌الجیشی، ما نمی‌توانیم ارتش افغانی با مفکوره‌های هندی و توانایی تسخیر پاکستان را در غرب خود داشته باشیم». این‌که موضع وی تا‌کنون چقدر تغییر کرده، هنوز جای بحث است.
ناظران پاکستان متفق‌القول‌اند که کیانی با وجودی که از تهدید طالبان در کشورش بیم دارد، اما او هنوز به حضور هند در افغانستان می‌اندیشد. یک دیپلمات ارشد بریتانوی در اسلام‌آباد به من گفت:‌ «در حال حاضر، کیانی صرف به افغانستان می‌اندیشد و او می‌خواهد صرف در مورد افغانستان صحبت کند. از او صرف در مورد افغانستان پرسیده می‌شود و افغانستان کانون اصلی توجه اوست. آن‌جا جنگ، جنگ نیابتی هند‌– پاکستان است و همین اکنون جریان دارد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه