منبع: The Washington post
نویسنده: Kevin Sieff
برگردان: حمید مهدوی
افسر کهنهکار پولیس ترافیک قدمزنان به سوی نشان «فساد» که به زبان فارسی نوشته شده و روی آن با رنگ سرخ علامت (X) وجود دارد، رفته و در کنار آن میایستد. عبدالصبور که 24 سال تجربهی ترافیکی دارد، صادقترین مرد افغانستان پنداشته میشود.
او برای عکس گرفتن با وزیر داخله ژست میگیرد و با روزنامههای محلی مصاحبه انجام میدهد و بعد به خانهاش که دارای پنج اتاق است و با 28 نفر مشترکا در آن زندگی میکند، بر میگردد. عبدالصبور که 52 سال دارد، شاید مظهر قربانیهایی باشد که یک مرد صادق باید در راستای پیروی از قانون در افغانستان از خود به یادگار بگذارد.
در جریان دو دهه، که وی به عنوان ترافیک خدمت کرده است، صرف یک مرتبه ترفیع کرده است. معاش او 200 دالر امریکایی است. انگشتان پاهایش از فشار راه رفتن سیاه گشتهاند. عبدالصبور که پیوسته از گلودردی به دلیل گرد و خاک و آلودگی هوای کابل رنج میبرد، توانایی پرداخت هزینهی داکتر را ندارد.
این در حالی است که نظر به گزارش سازمان شفافیت بینالملل، افغانستان، کوریای شمالی و سومالیا از جملهی فاسدترین کشورهای جهاناند. افغانستان کشوری است که مقامهای حکومتی آن صدها میلیون دالر را اختلاس کردهاند (بخش بیشتر پولهای حیفومیل شده را کمکها تشکیل میدهند) و فساد در مقیاس کوچک بر زندگی روزانهی مردم این کشور سایه افگنده است.
با اینکه کشورهای کمک کنندهی غربی برنامهها و نهادهای مبارزه با فساد در افغانستان را تمویل کردهاند، تعداد زیادی از نهادهای موجود در افغانستان نه تنها فساد را تحمل میکنند، بلکه آن را تقویت میکنند. امروزه عبدالصبور به شخص معروفی مبدل شده است، اما احتمالا تعداد اندکی از مردم افغانستان از او به عنوان الگو پیروی میکنند.
محمد شفیق همدم، رییس شبکهی مبارزه با فساد (یک سازمان دیدهبان در افغانستان که ماه گذشته در اعطای جوایز با برخی گروههای جامعهی مدنی نقش داشت) گفت: «اگر آنها رشوه نگیرند، مانند عبدالصبور رنج خواهند برد».
اگر عبدالصبور را در دایرهی ترافیکی در شیرپور ببینید، درک میکنید که چرا او توجه دولت را به خود جلب کرده است. درست زمانی که همکاران او پیوسته وقفه میگیرند و به دنبال اخاذی از رانندگان هستند، عبدالصبور جلو موترهایی که قصد عبور از نشانههای ایست را دارند، جستوخیز میزند و با دمیدن در سوتش، رانندگان تهدید میکند تا نشانهها را رعایت کنند.
در شهری که بیش از یک میلیون موتر در جادههای ویران آن خاک به هوا میفرستند و در شهری که چراغهای ترافیکی بعد از نصب بهزودی نادیده گرفته شدند، عبدالصبور با ویژگیهای رشوهنستانی و حرکات تیاتری و نمایشی خود معروف است. هزاران نفر از مردم افغانستان او را با نام «کاکا ترافیک» یا «کاکا صبور» میشناسند.
وزیران دوران حکومت طالبان و رییسان جمهور قبل از حکومت طالبان از او تقدیر کردهاند. سازمانهای بینالمللی نیز به آنها پیوستهاند: سازمان ملل متحد که در راستای تقویت اعتماد ملی به پولیس افغانستان تلاش دارد، سال گذشته پروژهی مستندسازی زندگی عبدالصبور را تمویل کرد.
رانندگان شهر کابل بزرگترین حامیان او را تشکیل میدهند و چند تن از رانندگان به او لقب «صادقترین مرد کشور» را دادهاند. این رانندگان هنگامی که به صبور نزدیک میشوند، از سرعتشان کاسته و با صدا زدن نام عبدالصبور، احوال او را جویا میشوند. عبدالحسین صادق (رانندهی تاکسی) گفت: «او تنها ترافیک صادق در افغانستان است». حسیبالله (رانندهی تاکسی) گفت: «سایر ترافیکها مانند سگاند. آنها هر روز از ما رشوت میطلبند و اگر رشوت ندهیم، جواز رانندگی ما را میگیرند».
با نزدیک شدن حکومت آقای کرزی به آخرین روزهایش، صبور خوشحال است که زمامدار دیگری روی کار خواهد آمد. اما او انتظار ندارد که حکومت آینده در زمینهی از بین بردن سیستم فساد نهادینه شده کاری از پیش برده بتواند. وقتی از عبدالصبور پرسیده میشود که وضعیت از دوران حکومت طالبان تاکنون چقدر تغییر کرده است، میگوید: «حالا، تعداد موترها خیلی زیاد شده است».
یک مشکل بسیار پیچیده:
صبور مانند سایر افسران پولیس ترافیک میداند که چگونه پول به دست بیاورد. به جای جریمه کردن رانندهها (با دادن برگه) از آنها رشوه میگیرید، در بدل مبلغی به موترهای باربری اجازه میدهید تا در هر جای شهر رفت و آمد کنند، رانندگان را به دلیل پارک کردن در روی جاده جریمه میکنید (حتا اگر در جاهای قانونی پارک کرده باشند).
صبور در مورد ترفیعش میگوید که ترفیع معمولا خریداری میشود. عطا محمد که در عین میدان با صبور کار میکند، گفت: «ما از نظر اخلاقی به اندازهی صبور قوی نیستیم». محمد مانند سایر افسران پولیس میگوید که رشوت نمیگیرد.
صبور رشوت (گرفتن) را لغزش اخلاقی و نشانهای از ضعف دولت میداند. اکثریت مردم افغانستان و فرهیختگان و کارشناسان خارجی فساد را مشکل پیچیدهای میخوانند که در ساختارهای اجتماعی کشور ریشه دارد. آنها همچنین نهادهای ضعیف و چندین دهه جنگ را عوامل افزایش فساد در کشور میدانند.
در این کشور فقیر شبکههایی وجود دارند که در گذشته زمینه را برای فساد مهیا کرده است، اما با جریان کمکهای خارجی در افغانستان، فساد اوج گرفته است.
شفیق همدم، رییس شبکهی مبارزه با فساد در افغانستان گفت: «مردم به آیندهی کشور اعتمادی ندارند. آنها از بازگشت دوران سیاه هراس دارند. آنها برای تأمین مالی خود و خانوادههایشان به اخذ رشوه رو میآورند. به گفتهی آقای همدم، ترس از آینده– همچنین غریزهی محافظت از خود که در سالهای سخت گذشته تندتر شده است– دستورالعملهای اخلاقی را از بین برده است.
آقای همدم میگوید که با قرار گرفتن «رهبران ضعیف و فاسد» در راس قدرت، بر پیچیدگیهای این مشکل در دهههای اخیر افزوده شده است. در بخشهایی از کشور، فساد بر میزان نارضایتی مردم نسبت به حکومت مرکزی و به نفع طالبان افزوده است. بسیاریها براین عقیدهاند که حکومت طالبان که توسط نیروهای افغانستان (تحت حمایت ایالات متحدهی امریکا) در سال 2001 از قدرت خلع شد، نظر به رهبری کنونی شفافتر بود.
هرگز تسلیم نخواهم شد
حکومت افغانستان با کمک خارجیها، بزرگترین نیروی پولیس در طول تاریخ افغانستان را ایجاد کرد، بهشمول صدها افسری که مسئول برقراری نظم در جادههای شهرهای بزرگ کشورند. در فصل خزان سال گذشته یک سازمان مستقل ناظر در افغانستان اعلام کرد که 59 درصد افسران پولیس افغانستان اخاذی میکنند.
به گفتهی مقامهای افغانستان، بخش مبارزه با فساد در نیروهای پولیس افغانستان که در سال 2012 ایجاد شد، دستآورد قابل ملاحظهای ندارد. اکثریت افسران پولیس به جای همکاری در راستای مبارزه علیه فساد، آنها حق کارمندان دولتیای میدانند که با معاش پایین با هزینههای رو به ازدیاد زندگی و جنگ اقتصادی مبارزه میکنند. در برخی از پروندههای کلان فساد، مانند پروندهی محمد ضیا صالحی، مشاور امنیت ملی، مظنونان از سوی رییس جمهور بخشیده میشوند. سوال اینجاست که چرا صبور جایگاه خود در این سیستم را نپذیرفته است؟ او به دوران کودکیاش اشاره میکند. پدر او در نتیجهی یک حادثهی ترافیکی جان داده است. حادثهای را که او نمونهی نیاز یک پولیس ترافیک فعال میداند.
صبور وقتی دیوانهوار در چهارراهیهای کابل میدود و به برای متوقف ساختن رانندههایی که قصد نقض قوانین را دارند، به سوتش میدمد و پاهایش را به سبک نظامیها به زمین میکوبد و مانند محافظان قصر بوکنهام گشت میزند، توجه پیادهروها و بهویژه کودکان را به خود جلب میکند.
عبدالصبور گفت: «آنها به تماشای من میآیند. کودکان مرا با نام کاکا صبور یا کاکا ترافیک صدا میزنند. رانندهها موترهایشان را متوقف ساخته و از من تشکر میکنند. همه مرا میشناسند».
در اوایل دههی 1990 وقتی حکومت در مورد این افسر رشوهنستان ترافیک شنید، برهانالدین ربانی به عنوان رییس جمهور آن زمان به وی و خانوادهاش قطعهزمینی را هدیه کرد. اکنون که بیست سال گذشته است، او هنوز برای به دست آوردن این قطعهزمین در ادارههای دولتی مبارزه میکند.
صبور میگوید که واضح نیست که آیا پیشنهاد رشوه– باوجودی که تمایلی به این کار ندارد– گره کار او را گشوده و موجب تسریع این روند خواهد شد یا خیر. وی در حالی که در خانهای با چهار کودکش و دهها برادر، پسرعمو، کاکا و زن کاکای خود زندگی میکنند، نشسته است، گفت: «وقتی از مقامهای مافوق خواهان ترفیع شدهام، هرگز به این خواستم دست نیافتهام، اما من هنوز کارم را دوست دارم و هرگز آن را ترک نخواهم کرد».
وقتی طالبان قدرت را در اختیار گرفتند، رهبران این گروه در مورد صبور شنیدند. وزیران حکومت طالبان با لباسهای جدید، لنگیهای نو و بایسکلهای نو از چهارراهیای که او در آن ایفای وظیفه میکرد، عبور میکردند. با وجود فهرست طولانی سو استفادههای این گروه، صبور میگوید که آنها به تعهد وی در ارائهی خدمات عمومی احترام داشتند.
عبدالصبور در مورد حکومت فعلی میگوید: «اکنون افراد برجسته فکر میکنند که توانایی نقض تمام قوانین را دارند. آنها موترهای ضدگلولهیشان را به هرجایی که میخواهند، میرانند. آنها حتا قوانین را نقض میکنند. صبور وقتی صدای کاروان موترهای آقای کرزی را که از محوطهی او عبور میکنند، میشنود، به امید اینکه اقای کرزی اورا ببیند، به موترهای ضدگلوله با شیشههای رنگی سلام نظامی میفرستد.
صادقترین مرد افغانستان، معاش پایین و بدون ترفیع
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه