انتخابات؛ گسست یا تداوم بحران هویت و مشروعیت

اطلاعات روز

نعمت قاسمی
تغیر و تحولات حادث در سطح ملی و بین المللی نشان می دهد که یکی از پر اهمیت ترین واژه های مهم و شناخته شده مفهوم بحران است. به عبارت دیگر بحران در شرایط کنونی توانسته در صدر ادبیات سیاسی بنشیند و تاج اهمیت بر سر نهد. اما در این میان جامعه شناسی سیاسی در مقام معرفت ناظر بر کشف و تدوین محیط اجتماعی سیاست و در ذیل آن بحث از دگر گونی های اجتماعی و بحران های داخلی در کشور از سابقه چندانی برخوردار نیست. به همین جهت موضوعات مربوط به ثبات و بی ثباتی سیاسی بحران از موضوعات دست نخورده و بکر به شمار می آید.
فضا و گفتمان برخواسته از بحران اما ناظر بر دو امر، دو چهره و دو پهلو برخوردار می باشد. چهره اضطراب و نگرانی و چهره تهدید و فرصت. دراین مورد می توان گفت که بحران از شکل هویتی تهدید و فرصت در محتوای نگرانی رو نما می گردد. بحران در بستری متولد می شود که ناظر بر تغییر و دگرگونی باشد.
تعریف بحران:
در تعریف بحران اشارات ظریفی توسط دانشمندان بکار رفته است که ” بحران نقطه عطف خطيري براي هر ارگانيزم،اعم از فرد، جامعه يا سيستم، با توجه به توانايي و آمادگي آنها براي انطباق با شرايط جديد است(استويان نيکولوف مادژاروف) ” شمرده شده است. یا در تعریف دیگر امده است ” بحران بازنمای، تغییر دراماتیک، مخرب و فاسد کننده جریان عادی امور” است ( گادسون). بدین منظور در تعریف دیگر بحران دانشمندان معتقد اند که ” انچه در نزد یک فرد یا یک گروه بحران تعریف می شود ممکن است در نزد دیگری بحران تعریف نشود. اما می توان تعریفی ارایه داد که منظور مقال را در رابطه به بحران به دست اورد این است که بحران به طور قطع رابطه بین سلامت و تباهی است.
بحران ها همیشه سر بر بالین فرصت می گذارند و در بستر تهدید نمودار می شوند به همین دلیل به طور هم زمان در خود فرصت و خطرات با هم به تصویر کشیده می شود. کالبد شکافی بحران و و بحران های که در غرب رو نما گردید متضمن آن است که بصورت سلسله وار بحران شش گانه توضیحات داده شود ولی تاکید این مقاله این است که با معرفی بحران هویت و بحران مشروعیت در کشور با تکیه بر این که چگونه می شود با بر گزاری انتخابات شفاف بر بحران هویت و مشروعیت فایق اید را نشانه رفته است.
مفهوم بحران هویت:
بحران هویت به معنای تعارض در ارزشها و احساس تعلق به مجموعه ای ارزشهای متضاد و متعارض رونما می گردد. بحران هویت بدین معنی است که یک گروه یا فرد و یا جامعه به مجموعه ای ارزشهای احساس وفاداری نماید که این ارزشها با هم دیگر تعارض داشته و از سرچشمه های متفاوت ناشی شده باشد. مثلا ارزشهای قومی را در کنار ارزشهای ایدولوژیکی و در کنار ارزشهای مدنی احساس تعلق و وفا داری نماید و روند متعلق به عضوی و پیوندی از جامعه را به چالش بگیرد.
مفهوم هویت:
مفهوم هویت در لغت به این اشاره می رود که میزان تمایزات به مجموعه ای که موجب شناسایی یک گروه یا یک فرد می گردد را عریان نماید. اما هویت در اصطلاح به مجموعه از علایمی که اثار مادی، زیستی، فرهنگی و روانی اشاره دارد که موجب شناسایی فرد از افراد و دیگر گروه ها از گروه های دیگر و فرهنگ از فرهنگ های دیگر شود معنا می گردد. در تعریف دیگر هویت به معنای احساس تعلق خاطر و وفا داری به مجموعه ارزشهای واحد و قطعی است که بتواند در رهگذر آن غیریت معنی و مفهوم یابد. غیریت بدین مفهوم امری نیست به اسانی به آن اشاره داشت ولی نقس حضورش در راستای ایجاد غیریت سازی و دیگر سازی امری مقبول و پذیرفته شده پنداشته شده در راستای شناسایی غیر درامر هویت سازی به شمار می رود.

مفهوم بحران هویت ملی:
مفهوم بحران هویت ملی بدان معنی است که یک ملت در سطح کلان ملی به ارزشهای متفاوت و متعارض با مفهوم ملت احساس وفا داری نماید. به طور مثال ارزشهای دینی فرا ملی است. ارزشهای قومی فرو ملی است و وفا داری همزمان به ارزشهای قومی دینی و ملی به معنی بحران هویت ملی در کشور است. امری که در افغانستان به تناسب زمان و جریان های سیاسی برجسته تر از هر زمان معنی و تجسم یافته است. به بیان دیگر بحران هویت ملی بدین معنی است که یک ملت در میان ارزشهای متفاوت و متعارض قدرت انتخاب و تصمیم را ندارد و نمی تواند روند پذیرش را به معنی واقعی کلمه درک و بیان نماید و در نتیجه در تعیین اهداف ملی و ارمانهای ملی امنیت ملی و ارزشهای ملی دچار تعارض و دچار بحران است. تا زمانی که این تعارض میان ارزشها وجود داشته باشد حرکت به سوی اینده روشن ناممکن به نظر رسیده و بیان تعارض نیز بدین تناسب سنگین به نظر می رسد.
انواع بحران هویت ملی:
بحران هویت ملی که به معنای تعلق به مجموعه ارزشهای متعارض با ملت است به چند دسته اصلی تقسیم می شود. در یک گروه بحران هویت ملی بدان معناست که افراد یک مجموعه ملی وفا داری و تعلق به یک سرزمین خاص را نداشته و تعلق خاطر به سرزمین فراملی یا فروملی در یک سرزمین را داشته باشد. در مشکل دیگر این بحران به صورتی است که فاصله طبقاتی به گونه ای باشد که یک بخش از جامعه احساس جدای و فاصله از بخشی دیگر نماید. مشکل دیگر بحران هویت ملی بدان معناست که جامعه در بخش های مختلف قومی تقسیم شده بیش از ارزشهای ملی به ارزشهای قومی وفا داری نشان دهد. در جلوه ای دیگر می تواند این امر ناشی از تغییرات اجتماعی باشد که میان بخش های مختلف تضاد شدید ارزشی ایجاد نماید.
منابع هویت:
هویت تعیین کننده اهداف، آرمانها و ارزشهای افراد و گروهها بوده و رفتار افراد و گروه ها را هدایت و جهت دهی می کند و دارای سرچشمه های متفاوت است. در این سرچشمه ها عده ای ریشه در ارزشهای سنتی دارد و سنت تبین گر نوع نگرش و ذهنیت فرد در اجتماع می باشد. در بخش دیگر می توان از ارزشهای قومی نژادی و مذهبی از سرچشمه های هویت بخش سنتی اشاره رفت که چگونه مسیر و هدف نوعیت دید در جوامع را مشخص می کند.
هویت در جوامع سنتی توسط این سرچشمه ها تعیین می شود و جوامع سنتی به این ارزشها منسجم وفا دار است. اما جوامع در فرایند تکاملی خود از سرچشمه های دیگر هویتی نیز برخوردار می گردد که این سرچشمه ها برای عده ای ایدولوژیکی است. ایدولوژی در دنیای جدید از منابع عمده ای هویت بخشی در دنیای جدید است که در کنار دیگر سرچشمه ها سنتی به افراد هویت می بخشد. جاذبه های شخصی هویت دهنده بخش دیگر از ارزشهای مدرن است و در کنار این ها ارزشهای مدنی و احساس تعلق و وفا داری به قانون اساسی نظام سیاسی از سرچشمه های دیگر هویت بخش در جامعه است.
بحران مشروعیت
بعد از فروپاشی دولت های مطلقه شاهی و همزمانی پیدایش گرایش رجوع به قانون در بستر فلسفی تازه که ناشی از گسست تفکر سیاسی بود حکومت های مطلقه در مقابل دولت های پارلمانی و مشروطه مشروعیت خود را از دست دادند. در این روند ایجاد شده قوانین مستقیم یا غیر مستقیم به وسیله ای مردم وضع می گردید که قانون تایید شده به وسلیه ای مردم نشانه ای از مشروعیت حکومت و رضایت مردم از حاکمیت بود. اما در تاریخ افغانستان بحران مشروعیت و گذار و گسست از تاریخ گذشته و باورمندی به فلسفه جدید یکی از اصلی ترین بحران ها و مبحث های مطرح شده در باره حکومت می باشد. گرچند در این شماره تلاش نمی شود روی مفهوم بحران بحث صورت گیرد اما بحران مشروعیت در تاریخ کشور امر همگانی و فراگیر برغم دولت سازی ها پنداشته می شود. مبنای پذیرش حاکمیت حکومت ها توسط مردم در کشور اقتدار قدرت زور بوده که در سایه قدرت خداوند معنا و مفهوم یافته است. اما در فرایند جدید مشروعیت بار معنایی جدیدی به خود گرفته است که برخواسته از متن و ارای مردم می باشد. بازنمود عینی کسب مشروعیت سیاسی از مجرای انتخابات شفاف و عادلانه صورت می گیرد که دراین صورت می توان گفت یگانه بدیل مشروعیت های فراطبیعی و قومی در کشور مشروعیتی است که از دامن انتخابات سالم بدست می اید.
مفهوم مشروعیت: مشروعیت سیاسی برای این است که دلیل کسب قدرت سیاسی را توضیح و نشان دهد که دلیل تصاحب قدرت انا چیست و چرا و به چه دلیل دیگران از وی اطاعت می نماید. مشروعیت مبتی بر اصول و ارزشهای است که این ارزشها توجیه کننده حاکمیت حاکمان و ارایه کننده دلیل اطاعت مردم می باشد. این مشروعیت بیان کننده مناسبات جامعه و حکومت است. تبلور دهنده ارزشهای مردم است . تقویت کننده ثبات و امنیت است و از ستون اصلی نظام سیاسی می باشد.
ویژگی های مشروعیت:
1- مشروعیت بیان کننده رابطه میان قدرت و اطاعت است.
2- مشروعیت یک پدیده هنجاری و تجربی است.
3- مشروعیت نگرش مردم را نسبت به حکومت عرضه می کند.
4- مشروعیت در جهت افزایش و تهدیدات قدرت رهبران عمل می کند.
5- مشروعیت موجب وفاق و یک پارچگی در سیستم سیاسی است.
6- مشروعیت تبلور دهنده ارزشهای جامعه است.
7- مشروعیت فرمانروایی را تسهیل می کند.
منابع مشروعیت:
در بیان منابع مشروعیت گونه های متفاوت از تعابیر بکار گرفته شده که به طور نمونه به مشروعیت های بدوی، روحانی، شخصی، قانونی و وسیله ای اشار رفته است اما در مشهورترین تعاریف منابع مشروعیت، مشروعیت به سه دسته تقسیم بندی شده است.
– مشروعیت عقلانی: در این نوع مشروعیت تاکید و اعتقاد عموم بر قانونی بودن مقررات و حق اعمال مشروعیت کسانی که این مقررات آنان را برای اعمال مشروع فراخوانده مبتنی می باشد.
– مشروعیت سنتی: در این نوع مشروعیت باورمندی و اعتقاد بر این است که تقدیس سنت های قدیمی و رسم و رسوماتی که در قدیم ملاک و معیار سنجش بوده بر می گردد. وجوه مشروعیت سنتی عبارتند از وراثت، شیخوخیت، خون، نژاد و نخبه گرایی از قبیل اوصاف اصالت اشراف، فیلسوفان و روحانیان می باشد.
– مشروعیت کاریزماتیک: در این نوع مشروعیت افراد بر فرمانبرداری از یک فرد به خاطر تقدس، قهرمانی یا سرمشق بودن می باشد که توسط فرد کاریزما به او الهام شده یا اثیار در برابر وی استوار است. در یک چارت بندی دیگر به راحتی می توان نوع مشروعیت، منبع مشروعیت، رابطه جامعه و حکومت و انگیزه اطاعت از حکومت را به تصویر کشید.
نوع مشروعیت منبع مشروعیت رابطه جامعه و حکومت انگیزه اطاعت
سنتی ارزشهای بدوی ارباب رعیتی اداب و رسوم
ایدولوژیک ارزشهای روحانی اعتقادات ایدولوژی
شخصی ارزشهای شخصی منجی گری جذابیت شخصی
قانونی قوانین و مقررات برتر از نظر قانونی برابر یک اصل غیر شخصی
وسیله ای مهارت و لیاقت متخصص دانش، مهارت و تجربه

مفهوم بحران مشروعیت: بحران مشروعیت به مفهوم استفاده از منابع مشروعیت متفاوت و متعارض است. هر نظامی که برای توجیه اقتدار خود از منبع واحد مشروعیت زا استفاده نکند بلکه از منابع متفاوت و متعارض استفاده نماید، دچار بحران مشروعیت خواهد شد. در تعبیر دیگر بحران مشروعیت به معنای ایجاد شک و تردید در اقتدار است. اولین حرف از جابجایی در منابع مشروعیت، غیر شفاف بودن نسبت سنجی میان مفاهیم مثل مقبولیت و مشروعیت است. معمولا در نظام های دمکراتیک میان مقبولیت و مشروعیت پیوند وجود دارد اما در نظام های غیر دمکراتیک این لزومیت وجود ندارد. بدین منظور می توان گفته که تمامی نظام های سیاسی با تقاضای فزاینده ای روبروست و این در حالی می باشد که نظام مذکور توانایی پاسخگویی را نداشته و با فروپاشی اقتدار و مشروعیت مواجه می گردد.
راه های بیرون رفت بحران مشروعیت و بحران هویت:
به صورت کوتاه و خلاصه می توان گفت که دانشمندان برای یافتن رهیافت مشخص بیرون رفت از بحران های متذکره را پشنهاد داده اند که به صورت کلی می توان به چند اصل می توان اشاره داشت.
نهاد سازی: پروسه نهاد سازی از اصلی ترین کارکرد های دولت سازی مدرن است. پایه های اصلی نهاد سازی از طریق ساختن نظام بروکراتیک، ایجاد و تفکیک پارلمان، ایجاد حزب و غیره امکان پذیر می باشد. در فرایند نهاد سازی باورمندی به نهاد ساخته شده برای عبور از بحران اصل اساسی به شمار می رود. ساخت نهاد های تخصصی و متناسب با بحران از عوامل اصلی با پس منظر راه بیرون رفت از بحران ها مد نظر گرفته می شود که در ان می توان به نهاد اکادمیک دانشگاهی و اموزشی، اردو و پولیس اشاره داشت. تقویت روحیه ملی در این نهاد ها یکی از راه های بیرون رفت به شمار می اید.
استفاده از نخبگان سیاسی: نخبگان سیاسی در جوامع دستخوش تغییر و تحول از لازمه های گذار به تغییر و تحول به شمار می رود. امری که می تواند بحران های موجوده را با ذهنیت بخشی مثبت به صورت مقطعی حل نماید. نخبگان می توانند با نفوذ در ذهنیت عامه به باز تولید ادبیاتی بپردازد که مسیر و طرز نگرش شهروندان را دگرگون سازد. نخبگان سیاسی در واقع امر موثر ترین افراد جامعه است که با تهیج افکار عمومی در راستای حل مناقشات و بحران های به وجود امده عمل نموده و معضل بی هویتی و بی مشروعیتی را حل نماید.
ارتباطات: عدم ارتباطات میان فرهنگ های متفاوت باعث می شود که فرهنگ ها و انسانهای متاثر از فرهنگ های غیریت ساز مانند جزیره های پراکنده عمل نماید. در این رابطه ایجاد رابطه متقابل میان فرهنگ ها می تواند راهگشای اصلی دوری از هویت های پراکنده و جزیره ای باشد که بحران هویت و مشروعیت را به صورت ریشه ای حل نماید.
رشد تجارت: رشد تجارت میان اقشار مختلف و اقوام مختلف در بازبینی نگرش منفی به همدیگر یکی از اثر گذارترین شیوه حل بحران به شمار می رود. زیرا در تجارت و رشد تجارت نوعیت قضاوت ادمها ارزشی نیست بلکه کاملا با دید اقتصادی می تواند شکافها و مشکلات را حل و فصل نماید.
انتخابات: انتخابات در واقع رهیافت اصلی بیرون از بحران های متذکره به شمار می رود. در واقع انتخابات در جوامع نوپا و نوظهور نمایانگر وجود خصیصه فرا قومی در ذهنیت افراد قبیله گرا می باشد. روندی که با انتخابات به وجود می اید می تواند مسیر کشور را تغییر داده و فلسفه شکل گیری نهاد های جدید را تضمین نماید.
در ضمن می توان گفت که بحران هویت و بحران مشروعیت عمری به درازای تاریخ این سرزمین دارد که نادیده گرفتن چنین امری می تواند سلامت کردار و گفتار نخبگان سیاسی و مردم را خدشه دار نماید. با انهم تا کنون این دو بحران گویای این امر است که برای عبور از آن راهکاری منسجم صورت نگرفته و دلیل آن تفاوت نوع نگاه مان با نگاه و خاستگاه بحران است. بحران ها در غرب معمول دو علت اند یا توسعه سیاسی عامل بحران است که برای حل آن احزاب سیاسی متولد می شود و یا حزب عامل بحران است. بدین منظور در یک نظر هانتینگتون می گوید توسعه منجر به تنوع ساختاری و نهادینه شدن امور می گردد که احزاب شرط ضروری توسعه پنداشته می شود. به عبارت دیگر علت اصلی بحران در غرب توسعه و نوگرایی می باشد و احزاب معلول آن به شمار می رود. اما این روند بحران و بحران زدایی در افغانستان به گونه ای دیگر و متفاوت به پیش رفته است. نبود حزب به معنی واقعی کلمه که بتواند از گسترش بحران جلو گیری نماید را شاهد نبوده ایم. اما می توان رگه های از خوشبینی توسعه سیاسی را در رهگذر دور جدید به تماشا نشست. تماشاگه این راز پنهان هویت و بحران هویت صرفا از ورای انتخابات شفاف و عادلانه میسر و ممکن است. در این میان اما می توان با نبود احزاب در انتخابات از انتخاباتی سخن گفت که می تواند گفتمان سیاسی غالب را در رهیافت رهایی بخش از بحران ها نجات بخشد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه