رضا مِهسا
عبدالرسول سیاف که بعدها به عبدالرب رسول سیاف مشهور شد، یکی از دانشآموختگان دانشگاه الازهر مصر و یکی از پیشکسوتان جهاد و مبارزهی مسلحانه علیه شوروی سابق و طراحان تصفیهی قومی و متهم به جرایم جنگی در دههی هفتاد و جنگهای داخلی در کابل است. سیاف با داشتن پیشینهی سلفیگری برخاسته از وهابیسم، یکی از چهرههای برجستهی رادیکالیزم اسلامی در کشور محسوب میشود که این نوع قرائت وی از دین، عامل کشته شدن هزاران شهروند افغانستانی در طی جنگهای داخلی گردید.
سابقهی سیاف نشان میدهد که او یک مذهبی انحصارطلب و شیعهستیز است. چنانچه در ترکیب انتخاباتی وی هنوز هم یک چهرهی شیعی یا هزارگی به عنوان یک ایدیولوژی مطرح و یک چهرهی قومی خاص جای ندارد. سیاف با روی کار آمدن طالبان نرم و آهسته به حاشیهها کشانده شد و سقف مطالبات سیاسی وی فراتر از بودن در رکاب احمد شاه مسعود در دههی مقاومت بالا نرفت، ولی در شروع دههی مبارزه با تروریزم و ایجاد نظام دموکراسی و روند تحقق صلح در کشور، وی در این سه برهه توانست از انحصار انزوای سیاسی بیرون بخزد و دوباره در محراق توجهات عامه قرار گیرد.
b
قطع نظر از اینکه سیاف اندیشههای بنیادگرایانهی رایکالیستی دارد، که منافی با ارزشهای دموکراتیک و شهروندی است و علیرغم اینکه یکی از چهرههایی است که از طرف پروسهی عدالت انتقالی تحت پیگرد قرار دارد و متهم به جنایات جنگی است و مردم افغانستان هیچگاهی خلق تراژیدیهای دههی هفتاد را توسط این مرد فراموش نمیکنند، در ترکیب تکت انتخاباتیاش برخلاف عرف مسلط که در کشور وجود به کتلهی وسیع از مردم افغانستان دهنکجی کرده است و حضور یک معاون از شیعهمذهبان را نادیده گرفته است. البته این بدین معنا نیست که من در پی آن باشم که شکافهای مذهبی را برجسته سازم، بلکه به این دلیل که سنت سیاسی ده سال گذشته نشان داده که ترکیب سه فرد اول مملکت با این فورمول برای مردم افغانستان قابل پذیرشتر بوده است.
گذشته از اینها، سیاف سقف مطالبات سیاسیاش ظرفیت بالندگی بیشتر را ندارد که وارد رقابتهای جدی انتخاباتی شود. سیاف یک فرصتطلب است که همواره در پی شکار فرصت برای دست یازیدن به موقفی است که در حضور قدرتمند ملا عمر و گلبدین و یونس خالص و حتا صبغتالله مجددی نتوانست به این پارادایم نوستالژیاش جامهی عمل بپوشاند. سیاف روز پنجشنبه هفتهی گذشته در جمع هوادارنش از مردم افغانستان خواست که باید از سنتهای بزرگان دین پیروی کنند و فساد اداری را از میان بردارند، زیرا ریشهکن کردن فساد اداری واجب اسلامی به شمار میرود.
سیاف چنانچه از اعلان برنامههای انتخاباتیاش پیداست، در فکر بازگشت به اوج فانتزی یک رهبر جهادی در کشور و احیای ارزشهای از دست رفتهی انارشیزم جهادی است، نه اینکه برای پنج سال پیش رو، در صورت برنده شدنش، که یکی از محالات است، برنامه ارائه دهد و به تعبیر خودش که خیلی مضحک هم مینماید، ظرف سه چهار ماه امنیت را در کشور پیاده کند.
سیاف اینبار میخواهد با زین ساختن توسن جهاد و بزرگنمایی از آموزههای اسلامی، حیثیت به تاراج رفتهاش را دوباره برگرداند و در ساختار ارگنشین بعدی برای خودش جای پا درست کند. گیرم که سیاف با چرخش صد و هشتاد درجهای نوع تفکر رادیکالیستیاش را به طاق نسیان سپرده باشد و متأثر از ارزشهای دموکراتیک و هنجارهای پذیرفته شدهی شهروندی شده باشد، باز هم سیاف در صدد آن است که در بالا سیاهه کردم و تذکر دادم.
گمانهها بر آناند که بازی انتخابات بین عبدالله، احمدزی و زلمی رسول ادامه خواهد یافت و توپ برندهساز انتخابات در دقایق نود در میدان عبدالله و اشرف غنی خواهی لولید. سیاف در این بازی اشپلاقی را خواهد ماند که یا به نفع عبدالله ویسل خواهد زد، یا هم به نفع اشرف غنی کارت سرخ را بالا خواهد برد و در صورت کشیده شدن بازی به وقتهای اضافه، احتمالا با ورود قیوم کرزی ختم بازی را به نفع این میراثدار ارگ خاتمه خواهد داد. از اینرو، سیاف اگر رییس جمهور نشود، یکی از بازیگران اصلی در انتخابات پیش رو خواهد بود. سیاف شاید یکی از محورهای قدرت در دولت بعدی باشد، اما اگر چنین چیزی میسر نشود، دست کم سیاف یک خطیب حکومتی و دلسوز حکومت خواهد شد.
سیاف را دستکم نگیرید
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه