از تشویق تا اهرم فشار

اطلاعات روز

تنش‌های سیاسی کابل و واشنگتن زمانی یخ بست که حامد کرزی، رییس جمهور کشور از امضای پیمان استراتژیک با امریکا بر‌خلاف خواست جمعی طفره رفت و امریکا را در راستای تأمین اهداف بلند‌مدت این کشور در منطقه تنها گذاشت و درست در دقیقه‌ی نود به اوباما پشت کرد.
کش‌دار شدن روند «بلی» گرفتن از رییس جمهور کرزی تأثیرهای منفی را روی زندگی افغان‌ها در ابعاد وسیع از خود به‌جا گذاشته است. به بن‌بست کشیده شدن این روند وضعیت اقتصادی را در کشور بحرانی ساخته است، توانایی و ظرفیت قوای مسلح کشور را در راستای تأمین امنیت به چالش کشیده است‌، سلامت روانی افکار عامه را به کلی مختل کرده است‌، نفس برگزاری یک انتخابات شفاف و عادلانه را تقریبا منتفی ساخته است و در یک کلام سایه‌ی نا‌میمون عدم امضا بر نفس زندگی و معیشت شهروندان افغانستان سایه‌ی تباهی انداخته است.
امریکا با به راه انداختن یک سری مأموریت‌های ظاهرا یخ‌شکن، ولی حقیتا با ماهیت اهرم فشار، توسط دیپلمات‌های ارشد خویش، از جان کری گرفته تا خانم رایس، نتوانست که حامد کرزی را وادار به امضای پیمان سازد. این در حالی است که رهبران سیاسی جهان در چانه‌زنی روی ضرورت امضای این پیمان با کرزی نیز کوتاه آمدند، چنان‌چه وزیر خارجه‌ی عراق، «هوشیار زیباری» ضمن هشدار به کرزی از این‌که افغانستان را به عراق دوم تبدیل نسازد، وی را تشویق به امضای پیمان نتوانست.
و اینک وزیر خارجه‌ی آلمان، «فرانک والتر شتاین‌مایر» نیز به این روند تشویق و فشار پیوسته است. وزیر خارجه‌ی آلمان پس از دیدار با سربازان کشورش در مزارشریف راهی کابل گردید و در یک دیدار رسمی از حامد کرزی خواست که قبل از انتخابات سال پیش‌رو این پیمان را به امضا برساند، زیرا توقف این روند منجر به ایستایی برنامه‌های کمکی سایر کشور‌ها، مخصوصا کشورهایی که در قالب «ناتو» در افغانستان حضور دارند، شده است و عدم امضای این پیمان منجر به قطع کمک‌های این کشورها خواهد شد.
تعقیب و گریز در پیوند با امضای پیمان طبیعتا بحران‌‌آفرین است و این‌که چه اهداف و چه کسانی در پس پرده‌ی تداوم این بحران نهفته‌اند، کمتر سخن به میان می‌آید. مثلا چه کسی در ایجاد روابط تنش‌آلود میان ارگ و قصر سفید دست دارد و مسئولیت این بحران را به‌دوش دارد؟ رییس جمهور کرزی امریکایی‌ها را مقصر می‌داند که در صدد تحمیل قرار‌داد امنیتی مطابق خواست‌ها و تمایلات خود‌شان هستند و بر من فشار وارد می‌کنند تا پیمان را امضا کنم، اما امریکایی‌ها کرزی را مقصر قلم‌داد می‌کنند که روی خواسته‌های شخصی و تیمی و حتا بنابر روایت از کتاب رابرات گیتس، دل‌خوری شخصی از اوباما پیمان را امضا نمی‌کند.
اگر اوباما و دولت امریکا عامل و مجری این بحران شمرده شود، آیا امریکایی‌ها به صورت عمدی زمینه‌ساز این بحران‌اند تا بهانه‌ای موجه برای «گزینه‌ی صفر» باشد؟ برخی‌ها به گزینه‌ی صفر اوباما از این زاویه می‌بینند. مخالفت افکار عمومی جامعه‌ی امریکا به ادامه‌ی جنگ و حضور نظامی آن کشور در افغانستان، هزینه‌ی هنگفت جنگ در شرایط ناگوار اقتصادی امریکا و دل‌سردی از روابط دشوار با کرزی از مؤلفه‌های تأثیرگذار در این گزینه تلقی می‌شوند.
در نگاه به بحران میان کابل و واشنگتن از زاویه‌ی نقش رییس جمهور کرزی، بهره‌گیری موصوف در جهت منافع شخصی او و تیم همراهش در قدرت مورد تحلیل و توجه قرار می‌گیرد. حفظ قدرت موجود ‌یا مشارکت در آینده‌ی قدرت نکته‌های برجسته‌ی این منافع را شکل می‌دهند. شاید نمایش یک زمام‌دار مستقل و ملی‌گرا در این بحران بخش‌ دیگری از منافع مورد نظر او باشد. از سوی دیگر، رییس جمهور کرزی به گزینه‌ی صفر اوباما بی‌باور است و حضور نظامی امریکا را بخشی از الزامات منافع آن‌ها می‌پندارد که در جهت این منافع حاضر خواهند بود تا مطالبات او را چه در مورد خودش و چه در مورد افغانستان برآورده کنند. اما برخی‌ها این برداشت را اشتباه محض در محاسبات خوش‌باورانه‌ی کرزی می‌دانند‌ و خروج کامل نیروهای امریکایی از کشور نفت‌خیز عراق در شرایط مشابه عدم توافق بر سر قرار‌داد حضور نظامی آن‌ها را مثال می‌زنند.
خوب، در این وضعیت اگر اوباما در کشمکش بر سر ماندن و رفتن از افغانستان گزینه‌ی صفر را در دستور کار خویش قرار دهد، افغانستان را مانند عراق یک‌شبه ترک نماید و از طرف دیگر رییس جمهور کرزی در صدد تأمین خواسته‌های خود از امریکایی‌ها باشد‌، بازنده و برنده در این بازی چه کسی خواهد بود؟
در این تردیدی نیست که وابستگی افغانستان به کمک نظامی و اقتصادی خارجی، چه امریکا یا هر کشور دیگر، نشانه‌ی ضعف و درماندگی دولت کابل است. افغانستان در تداوم چنین موقعیت‌ درمانده و ضعیف به استقلال و اقتدار واقعی نمی‌رسد. اما وابستگی به کمک‌های نظامی و اقتصادی امریکا و سایر کشورهای کمک کننده از ناگزیری‌های افغانستان در ثبات نسبی و موجودیت دولت و نظام حاکم سیاسی است. دوازده سال حضور نظامی امریکا و ناتو علی‌رغم تبعات منفی آن با ارائه‌ی کمک‌های اقتصادی و مالی به افغانستان به تحولات مهم در عرصه‌های مختلف حیات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی انجامید. این تحولات در توسعه‌ی سیاسی چون تدویر انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی، تکوین جامعه‌ی مدنی، آزادی مطبوعات، انکشاف تعلیم و تربیه، شکل‌گیری نهادهای دولتی، اعم از نظامی و ملکی، چشم‌گیر است. افغانستان به حیث کشور فقیر، نیازمند و فرورفته در بحران سه و نیم دهه بی‌ثباتی و جنگ و در معرض دخالت همسایگان آزمند، به‌خصوص دولت‌های پاکستان و ایران به کمک‌های نظامی و اقتصادی امریکا و کشورهای غربی ضرورت دارد. بی‌نیازی از این کمک‌ها و تشکیل دولت مستقل و مقتدر ملی وابسته به زمام‌دار شایسته و دولت‌مداران لایق و صادق است که کمک‌های خارجی را به فرصت عبور افغانستان از وابستگی به استقلال و از احتیاج به اقتدار تبدیل کند. اما زمام‌داران افغانستان طی این دوازده سال نشان دادند که شایستگی بهره‌گیری از این فرصت را ندارند. علی‌رغم، آن تا رسیدن به این استقلال و اقتدار، دریافت کمک‌های نظامی و اقتصادی از الزامات حیات و حرکت افغانستان در این مسیر است. هر گزینه که افغانستان را از حرکت در این مسیر باز ‌دارد و موجب توقف کمک‌های امریکا و کشورهای کمک کننده شود، کشور را به گذشته‌ی صفر بر می‌گرداند. گذشته‌ای که فروپاشی دولت و نهاد‌های دولتی هر چند ضعیف و فاسد در آن حرف اول را می‌زند و فرورفتن در عمق دهه‌ی بحران‌‌های هفتاد تا نود و سقوط وحشت‌ناک به منجلاب فقر و تنگ‌دستی و بالاخره تبدیل کشور به میدان بزکشی همسایگان و کشورهای منطقه.
لذاست که این سناریو دنباله‌دار خواهد بود و این‌که چگونه یخ روابط میان کابل و واشنگتن می‌شکند‌، گذشت زمان به‌زودی جواب خواهد داد، ولی الزاما این یخ شکسته خواهد شد، زیرا برای رییس جمهور کرزی راهی غیر از امضا وجود نخواهد داشت، زیرا پافشاری بیش‌تر رییس جمهور در پیوند با عدم امضای پیمان، خود و تیمش را به سوی پرتگاه انزوای سیاسی می‌کشاند و حمایت کشور‌هایی که متعهد به کمک افغانستان‌اند، مانند کشور‌های عضو ناتو و امریکا را از دست خواهد داد و یحتمل که جانب امریکایی حتا خواست‌های شخصی رییس جمهور را نا‌دیده نخواهد انگاشت، چنان‌چه از سخنان اخیر ضرار احمد مقبل، وزیر خارجه‌ی کابینه‌ی کرزی این مسئله به‌خوبی برداشت می‌شود.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه