درست در اوج اختلافات با ایالات متحدهی آمریکا به نظر میرسد که آقای کرزی به دنبال گزینهی دیگری برای سالهای بعد از 2014 است
منبع: The Diplomat
نویسنده: Rajeev Agarwal
برگردان: حمید مهدوی
سال جاری برای افغانستان سال سرنوشتسازی است. بعد از بیشتر از یکدهه جنگ، قرار است این کشور وارد عصر جدیدی از تاریخش شود، عصری که امید میرود میزان آشفتگیها در آن پایین باشد و صلح، ثبات و رشد را برای این کشور به ارمغان بیاورد.
سال آینده قرار است افغانستان گذار سیاسی را تجربه کند، انتخابات ریاست جمهوری این کشور در ماه اپریل سال جاری میلادی برگزار خواهد شد، همچنین با خروج کامل نیروهای بینالمللی از افغانستان تا پایان سال جاری میلادی، گذار امنیتی در این کشور که هماکنون در جریان است، تکمیل خواهد شد. این در حالی است که گذار سیاسی در این کشور نیز در جریان است و بیشتر به آن به عنوان یک تصمیم داخلی مردم افغانستان نگریسته میشود و انتقال امنیتی کلید یک افغانستان امن در آینده پنداشته میشود.
موافقتنامهی دوجانبهی امنیتی میان افغانستان و ایالات متحدهی امریکا در این زمینه حیاتی است. با وجودی که این موافقتنامهی امنیتی نهایی ساخته شده و در ماه نوامبر سال گذشتهی میلادی توسط لویه جرگه (گردهمآیی بزرگان) تأیید شد، رییس جمهور کرزی تمایلی به امضای آن نشان نداده است. این امر ناامیدی بیشتر واشنگتن را در پی داشت. واشنگتن همواره هشدار میدهد که روی دست گرفتن گزینهی صفر، دستآوردهای امنیتی افغانستان را وارونه خواهد ساخت.
با در نظرداشت بنبست کنونی که بعید به نظر میرسد بهزودی شکسته شود، به نظر میرسد که رییس جمهور کرزی به دنبال گزینهی دیگر (برنامهی ب) است. در این چهارچوب، ایران و هند نقشهای بزرگتری ایفا خواهند کرد. با در نظرداشت منافع استراتژیک این کشورها در افغانستان و گرایشهای آنها در چند ماه گذشته، این دو کشور میتوانند در جریان گذار و حالت عدم اطمینان در افغانستان بهخوبی نقش ایفا کنند.
رویدادها در چند ماه اخیر به سه خط مشی روشنی اشاره دارند. اول اینکه به نظر نمیرسد که آقای کرزی بهزودی (حداقل تا انتخابات ریاست جمهوری ماه اپریل) موافقتنامهی دوجانبهی امنیتی میان افغانستان و ایالات متحدهی امریکا را به امضا برساند و به دنبال چانهزنیهای بزرگتر است.
دوم اینکه به گونهی واضح هدف سفرهای اخیر رییس جمهور کرزی و وزیران او به کشورهای ایران و هند در ماههای اخیر، تحکیم پشتیبانی در شرایطی بوده است که حمایت ارتش ایالات متحدهی امریکا متصور نباشد. سوم اینکه در غیبت یک ابتکار عمل واضح توسط ایالات متحدهی امریکا، وقتی سخن از گفتوگوهای مستقیم با طالبان به میان میآید، رییس جمهور کرزی از شرطهایش طفره میرود. در هر سه حالت، ایران و هند بازیگران کلیدی خواهند بود.
نگاهی به سفرهای اخیر آقای کرزی به هند و ایران در ماه دسامبر سال گذشتهی میلادی بیاندازید. هر دو سفر بعد از تأیید موافقتنامهی دوجانبهی امنیتی توسط لویه جرگه واقع شد و جالب اینکه این سفر اندکی بعد از توافق ایران با قدرتهای 5 به علاوهی یک در مورد مسایل هستهای این کشور واقع شد.
در جریان سفر آقای کرزی به ایران، وی حمایت آن کشور را به دست آورد و حسن روحانی اظهار داشت: «ما نسبت به تنشهای برخاسته از حضور نیروهای خارجی در منطقه نگرانیم و باور داریم که تمام نیروهای خارجی باید منطقه را ترک کنند و امنیت این کشور به مردمش واگذار شود». این یک نمایش بزرگ برای حمایت از کرزی بود.
این دو کشور همچنان در مورد امضای «پیمان دوستی و همکاری» با هم موافقت کردند، پیمانی که جنبههای سیاسی، همکاریهای امنیتی و توسعهی اقتصادی را در بر دارد. این پیمان موافقتنامهی مرزی و امنیتی جداگانهای را که در ماه آگست به امضا رسید، تکمیل خواهد کرد.
هدف سفر بلافاصلهی آقای کرزی بعد از سفر ایران به هند (13 دسامبر)، نه تنها تحکیم حمایتها بود، بلکه کمکهای نظامی روبهافزایش نیز در جملهی اهداف آقای کرزی در این سفر بود. وی در سفر قبلی خود به دهلی جدید در ماه می سال 2013 فهرستی از درخواستهای سلاحهای کشنده و غیرکشندهی خود را به حکومت هند تسلیم کرد که سلاح توپخانهها، هلیکوپترها و تانکهای زرهی شامل آن بودند.
آقای کرزی در سفر ماه دسامبرش به هند نه تنها درخواستهای گذشتهاش را تکرار کرد، بلکه از هند خواست تا در آماده ساختن نیروهای امنیتی ملی افغانستان برای سالهای بعد از 2014 مشارکت فعال داشته باشد. هند تعهدش مبنی بر توسعهی همکاریهای دفاعی و امنیتی از طریق آموزش نیروهای امنیتی، تهیهی تجهیزات و زیرساختهای مورد ضرورت نیروهای امنیتی افغانستان و ایجاد فرصتهای تحصیلات عالی نظامی برای افسران افغانستان در هند را پذیرفت. هند با تأکید بر امضای موافقتنامهی دوجانبهی امنیتی، از ایجاد فشار صریح بر کرزی خودداری کرد. هند دوست دارد که موافقتنامهی دوجانبهی امنیتی میان افغانستان و ایالات متحدهی امریکا به امضا برسد، اما آن را تجویز نکرده و در مورد آن قضاوت هم نمیکند.
این در حالی است که ایران و هند همیشه برای افغانستان جاگزینهای بالقوه بودهاند، اما به نظر میرسد این گزینه برای کابل صرف در چند هفتهی گذشته کشش پیدا کرده است. موافقتنامهی برنامهی هستهای ایران، شاید هند را از برخی محدودیتهایی که ممکن در زمینهی جلب کمکهای ایران برای یافتن یک راهحل مناسب برای افغانستان احساس میکرد، رهانیده است.
ملاقات شیف شنکر، مشاور امنیت ملی هند با جواد ظریف، وزیر خارجهی ایران در اول ماه فبروری در کنفرانس مونیخ و گفتوگوهای آنها در مورد تحولات اخیر در افغانستان، قابل ملاحظه بود. این گفتوگوها روی همکاریهای ایران–هند در مورد چگونگی برخورد با وضعیت کنونی در افغانستان متمرکز بود، بهویژه زمانی که شکافهای بین واشنگتن و حامد کرزی اوج گرفتهاند.
حسن روحانی به احتمال زیاد علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران را بهزودی به دهلی جدید اعزام خواهد کرد، تا با مقامهای آن کشور روی این مسئله گفتوگو کند. گزارشها در مورد گفتوگوهای مستقیم بین آقای کرزی و طالبان، هند را به پاسخ مثبت به این مسئله واداشته است. این عمل سفر احتمالی وزیر خارجهی هند در مارچ سال 2014 به کابل را در پی خواهد داشت. موافقتنامهی دوجانبهی امنیتی میان افغانستان و ایالات متحدهی امریکا به امضا برسد یا نرسد، افغانستان مسلما با هند به عنوان مورد اعتمادترین متحدش (دوست در همه حال) و ایران به عنوان همسایهی نزدیکش که تاریخ مشترک سیاسی و فرهنگی دارند، روی یک برنامهی همزمان برای محفوظ داشتن آیندهاش بعد از سال 2014 کار میکند.
با در نظرداشت منافع استراتژیک ایران و هند در افغانستان و روابط دوستانهی این دو کشور با کابل، نقش این دو کشور در گذار صلحآمیز افغانستان بعد از 2014 حیاتی خواهد بود و این دو کشور بهخوبی میتوانند «برنامهی ب» افغانستان باشند.
نزدیکی با ایران و هند؛ طرح جاگزین؟
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه