الجزیره/شیرینه قاضی
ترجمه: جلیل پژواک
در کیف پول مجیبالله دستیار تکهکاغذی است که روی آن کلماتی با خطی ناخوانا و سرسری نوشته شدهاند: شمارهی تلفونهای اضطراری از وی، نوعیت خوناش و آدرس محل کارش.
مجیبالله به الجزیره میگوید: «اگر من در حملهیی مجروح شوم یا حتا بمیرم، حداقل داکترها تمامی اطلاعاتی که در مورد من نیاز دارند، را خواهند داشت».
مجیبالله 28 ساله، همانند بسیاری از ساکنان کابل، پس از حملهی اخیر طالبان به پایتخت که باعث کشتهشدن بیش از 100 نفر و زخمیشدن 235 تن شد، کاملا احساس نومیدی میکند.
او میگوید: «بسیاریها در حملهی روز شنبه ناپدید شدهاند و نزدیکانشان تا حال در جستوجوی آنها هستند. یکی از دوستان من هم ناپدید شده بود و ما مجبور شدیم برای یافتن او به شبکههای اجتماعی متوسل شویم تا بلکه بدانیم او در کدام شفاخانه است یا اینکه آیا او زنده است یا مرده».
مجیبالله که کارمند دولت است، با حس شدید ناامنی که سراسر شهر را درنوردیده، حالا اغلب به والدین خود که در خارج از کشور بهسر میبرند تماس میگیرد تا آنها را از وضعیت خود آگاه نگه دارد.
او که روز شنبه را «بدترین روز» توصیف میکند، میگوید: «آنها –والدینم- در مورد من بسیار نگراناند. اما من از زمانی که متولد شدهام، شاهد این جنگ بودهام. از اینرو، احساس میکنم که من بهنوعی برای هر پیشامدی آماده هستم. من اکنون سردوگرمچشیدهی این وضعیت هستم».
از لحظهی وقوع حمله، صدای آژیرهای آمبولانس فضای شهر را در خود غرق کرده است.
فاضله شهیدی، دانشجوی 20 سالهی علوم سیاسی که در دانشگاهی در پایتخت تحصیل میکند، میگوید هرگاه که صدای آژیر آمبولانس را میشنود به یاد انفجاری مرگبار میافتد و ترس وی را فرا میگیرد.
شهیدی نیز یادداشتی را که حاوی اطلاعات مهم در مورد خودش است، با خود حمل میکند.
او میگوید: «من یکی از آنها –کاغذهای یادداشت- را در کیف پول خود و دیگری را در جیب جاکت خود نگه میدارم».
خانم شهیدی به الجزیره توضیح میدهد در صورتیکه یکی از این کاغذها در جریان حمله نابود شود، دیگریاش باید قابل خواندن باشد.
او میگوید: «هنگامیکه اتاقم را ترک میکنم از خودم میپرسم که آیا برگشتی در کار خواهد بود یا خیر؟ من خیلی جوانم و نمیخواهم بمیرم. اگر فردا من در یک حملهی انتحاری بمیرم، هیچکسی نخواهد فهمید. این یادداشت حداقل کمک میکند خانواده و دوستانم مرا پیدا کنند».
در همینحال، یکی از ساکنان کابل که 25 ساله است و میخواهد ناشناس باقی بماند، نیز کاغذ و قلمی برای نوشتن با خود دارد.
او به الجزیره میگوید: «زمانیکه احساس ضعف میکنم، در مورد آن در دفتر خاطرات روزانهام مینویسم. با نگاهی به وضعیت کنونی کابل، نمیدانم زنده خواهم بود یا خیر. دیروز نتوانستم تمام شب را بخوابم. با خود فکر کردم بهتر است در صفحهی اول دفتر خاطراتم یادداشتی بنویسم و از هر کسی که اولینبار پس از مردنم به آن دست مییابد بخواهم تا آنچه را در آن نوشته شده است، نخواند».
او از هماکنون تصمیم گرفته است که چگونه، در صورت کشتهشدن در حملهیی، به درد-بخور واقع شود.
او میگوید: «من به پدر و مادرم گفتهام که پس از مرگ بدنم را به دانشگاه طبی کابل بدهند تا آنها بتوانند از آن برای تمریناتشان استفاده کنند».
خاطرات ماه مِی 2017
اندکی پس از ظهر روز شنبه، یک مهاجم انتحاری آمبولانسی مملو از مواد منفجره را در نزدیکی یکی از ساختمانهای وزارت داخله، یک مکتب، ادارات دولتی و یک شفاخانه منفجر کرد؛ انفجاری که مرکز کابل، شهری با حدود 5 میلیون نفر را تکان داد.
ویرانگری و وحشت این انفجار، خاطرات روز 31 ماه مِی سال گذشته را زنده کرد. هنگامیکه یک تانکر بمبگذاریشده در قلب منطقهی دیپلماتیک کابل –حدود یک کیلومتر دورتر از مرکز انفجار روز شنبه- منفجر و باعث کشتهشدن دستِکم 150 نفر شد. انفجار ماه مِی، خونینترین حملهی تروریستی در پایتخت افغانستان بود. مسوولیت آن را تا به امروز، هیچگروهی بهعهده نگرفته است.
جاوید کوهستانی، یک مقام اطلاعاتی و نظامی پیشین افغانستان، به الجزیره میگوید: «مشکل در سیستم امنیتی است. همیشه کسی در درون این سیستم است که به تروریستها کمک میکند تا چنین حملاتی را برنامهریزی کنند. هر بار که آنها حمله میکنند، از تکنیکهای مختلف استفاده میکنند. مانند این بار، که آنها از یک آمبولانس استفاده کردند، چیزی که انتظار آن کمتر میرفت».
در حملاتی که در سراسر کشور صورت میگیرد، اغلب دستگاههای امنیتی از جمله نیروهای پولیس هدف قرار میگیرند.
کوهستانی میگوید که تهدید فعلی بالاتر از سطح تواناییهای آنها است.
او میگوید: «نیروهای پولیس تقریبا همهروزه کشته میشوند. معاش آنها اندک است و تقریبا هیچگونه تدابیری برای امنیت خانوادههای آنها گرفته نمیشود. تجهیزاتشان در حال حاضر بهگونهیی نیست که بتوانند در برابر حملات روزافزون و افزایش تروریسم بایستند».
دولت رییسجمهور غنی از سویی با فشار روزافزون برای بهبود امنیت، روبهرو است و از سوی دیگر در برابر حملات فزایندهی گروههای تروریستی از جمله طالبان و دولت اسلامی عراق و شام (گروه داعش) قرار دارد.
تنها در هفت روز گذشته، دستِکم 200 نفر در سراسر افغانستان کشته شدهاند.
در 21 جنوری، حملهی تروریستی به هوتل بهشدت محافظتشدهی انترکانتیننتال در کابل، که مسوولیت آن از سوی طالبان به عهده گرفته شد، به کشته شدن بیش از 20 تن انجامید.
در 24 جنوری، جنگجویان گروه داعش حداقل 3 نفر را در حملهی تروریستی به دفتر محلی سازمان حمایت از کودکان در شهر جلالآباد در شرق افغانستان، به قتل رساندند.
براساس برخی گزارشها از سوی رسانههای محلی، تنها در ماه جنوری 2018 دستِکم هزار افغان کشته شدهاند.
مجیبالله میگوید: «وقتی اماکنی چون هوتل انترکانتیننتال و مناطق دیپلماتیک کابل میتوانند مورد حمله قرار بگیرند، پس آسیبپذیری ما حتا در خانههایمان نیز بعید نیست. واضح است که امنیت مناسبی وجود ندارد، امری که باعث میشود طالبان و داعش به آسانی بتوانند حملاتی را راهاندازی کنند».
مقامات دستگاه اطلاعاتی افغانستان اغلب شبکهی حقانی (متحد طالبان) را برای این حملات مقصر میدانند. آنها بر این باور اند که این حملات از سوی شبکهی حقانی و با کمک سازمان اطلاعاتی پاکستان ISI انجام میشوند.
دونالد ترمپ، رییسجمهور ایالات متحده در اوایل ماه جنوری پاکستان را تهدید کرد که کمکهای امریکا به این کشور را قطع میکند. او پاکستان را متهم به دروغگویی به ایالات متحده و «کمک اندک» در شکار «تروریستها» در افغانستان کرد.
مقامات پاکستانی این اتهامات را رد کردهاند.
جاوید کوهستانی میگوید: «اگر پاکستان حمایتاش از این تروریستها را متوقف نکند، چنین حملاتی هرگز در افغانستان متوقف نخواهند شد. ما بهمنظور داشتن استراتژی مناسب و گفتوگو در مورد اینکه چگونه تروریسم را بهطور کامل نابود کنیم، باید اطمینان حاصل کنیم که با پاکستان رابطهی خوبی داریم».
چرا افغانها با یادداشتی در جیب به کام مرگ میروند؟
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه