نعمتالله آورنگ
فضل حلیم باشندهی اصلی میدان وردک، همچون بسیاری از شهروندان، میگوید بیشتر از بیست سال عمرش را در کشورهای ایران و پاکستان مهاجر بوده است.
فضل حلیم در بهار سالی که حامد کرزی به ریاستجمهوری رسید، به وطن برگشت. این مرد 60 ساله دلیل مهاجر شدنش را چنین بیان میکند: «در این سرزمین جنگ، خشونت و ظلم جریان داشت و ما برای نجات جان فامیل و آموزش فرزندانمان راه مهاجرت را در پیش گرفتیم.»
حلیم که در طی 20 سال مهاجرتاش چند باری به افغانستان برگشته است، از آن سفرهای موقتی نیز خاطرهی خوشی ندارد. او میگوید که با آمدن به افغانستان، قصهها و روایتهای غمانگیزی از دوستانش شنیده است و شاهد ظلمهایی بوده است که بر قشرهای مختلف مردم این سرزمین روا داشته شده است.
فضل حلیم در مورد اینکه چرا هنوز هم مردم افغانستان به صلح دست نیافتهاند، میگوید که وقتی خانهیی در و پنجره نداشته باشد، هر حیوانی از گروهها و انواع مختلف میتواند داخل آن شود: «استخبارت کشورهای همسایه، کشورهای منطقه و حتا کشورهای قدرتمند غرب به افغانستان آمدند و هر کدام به ساختن دستهها و گروهها در این سرزمین پرداختند.»
محمدفاضل، باشندهی اصلی دهسبز کابل که نزدیک به بیست سال است در دانشگاه کابل باغبانی میکند، میگوید نزدیک به بیستوپنج سال با فامیلش در پاکستان بهسر بردهاند. او در حالیکه صدایش از پیری میلرزد، میگوید که سالهای مهاجرت به او فرصت نداده است که زمینهی زندگی سالم و نسبتا پایداری را برای فرزندانش فراهم کند.
این مرد تلخیهای مهاجرت را هنوز فراموش نکرده است: «باوجودیکه برای پاکستان کار میکردیم و به صاحبان مسافرخانهها پول میپرداختیم، اما باز هم آنها دست از سر ما برنمیداشتند. نصف شب وقتی ما در خواب بودیم پولیسهای پاکستان داخل میشدند و از ما کارت هویت تقاضا میکردند. ما هم که راهحل دیگری نداشتیم، مجبور بودیم به آنها پول بدهیم.»
فاضل با هر تغییری که در ساختار نظام و رهبری قدرت در افغانستان ایجاد شده است، خوشبینی و آرزوی بهتر شدن را در دل پرورده است، هرچند ناامیدی پس از هر خوشبینی، ارمغان همیشگی زندگی او بوده.
محمدفاضل که در انتخابات گذشته سهم گرفته و رایاش را به نفع داکتر اشرف غنی استفاده کرده است، هنوز نمیداند که از حق رایاش بهدرستی استفاده کرده است یا نه.
زلمی هوتک، استاد فلسفه و جامعهشناسی در دانشگاه کابل میگوید طولانی شدن جنگ در افغانستان نباید صرف از بعد داخلی آن مورد ارزیابی قرار گیرد، چرا که جنگ این کشور ابعاد مختلف داخلی، منطقوی، و بینالمللی دارد.
آقای هوتک باور دارد که اگر جنگ در افغانستان صرف یک قضیهی داخلی میبود، در اولین سالهای پس از خروج نیروهای شوروی سابق، مردم افغانستان میتوانستند به آن نقطهی پایان بگذارند.
به گفتهی هوتک، هنوز هم دید واحدی در مورد صلح افغانستان وجود ندارد و کشورهای پاکستان، ایران، روسیه، امریکا، چین و کشورهای آسیای میانه هر کدام نظر به منافعشان دیدگاههای متفاوتی نسبت به قضیهی افغانستان دارند.
این استاد دانشگاه، ختم جنگ در افغانستان را منوط به متحد شدن مردم افغانستان و تغییر دیدگاه رهبران کشورهای قدرتمندی که در قضیهی افغانستان دخیلاند میداند.
آقای هوتک در حالی که رقابتهای دوران پس از جنگ سرد را رقابتهای سالم توصف میکند، میگوید که رهبران قدرتمند جهان، بهخصوص رهبران کشورهای امریکا و روسیه باید مانند افغاستان را در محور سیاستهایشان قرار دهند نه میدان رقابتهایشان.
نجیب محمود، استاد حقوق و علوم سیاسی در دانشگاه کابل میگوید که سقوط نظام در بهار 1371 و آمدن مجاهدین نویدی به مردم بخشید که چندان دوام نیاورد.
به باور محمود، مجاهدین مشکلات پاکستان را به افغانستان انتقال دادند و علاوه بر این، جنگهای داخلی و پیروزی طالبان باعث تخریب زیربناها در عرصههای مختلف شد.
محمود میگوید پس از حملات یازدهم سپتامبر و بازسازی دوبارهی نظام، بار دیگر خوشبینی به مردم افغانستان باز گشت، اما مداخلات کشورها فرصت تحقق یافتن چنین خوشبینییی را از همه گرفت: «مداخلات کشورهای همسایه، بیتفاوتی غرب نسبت به مسایل داخلی افغانستان، زنده شدن مداخلات دوبارهی روسیه در تعاملات بینالمللی و حضور گستردهی چین در مناسبات تجاری و سیاسی جهان همه دستبهدست هم دادند و یک بار دیگر افغانستان را دچار بحران ساختند.»
آقای محمود نسبت به رهبران و مسوولان داخلی افغانستان خوشبین نیست و میگوید مسوولان بهجای توجه به تقویت نظام و بازسازی زیربناها، بیشتر به خویشوقوم خود توجه کردند و خودشان را مصروف ثروتاندوزی کردند.
پس از 29 سال هنوز نشانی از ثبات نیست
با دیگران به اشتراک بگذارید