در حاشیهی رهایی منصور دادالله
رضا مِهسا
آنچه در این روزها در جغرافیایی بهنام افغانستان میگذرد، همه حوادث و رخدادهای شگفتآور و سازمان یافتهایاند که یک نوع زنگ خطر را به صدا در آوردهاند و همگان متوجه شدهاند که بحران در کشور هر روز ژرفتر و پیچیدهتر شده و دستان مرئی و نامرئی از آنسوی آبها تا فراسوی مرزها و گروهها و حلقات سیاسی در داخل کشور در فربهسازی بحران دخیل بوده و روز تا روز آن را چاقتر از پیش میسازند. جمعی از مردم افغانستان هنوز هم بدین باورند که بحران کنونی در کشور نوعی دستکاریهای مشترک استخبارات امریکا در تبانی با استخبارات پاکستان و ایران و انگلیس و طالبان است. اما آنچه در این بازی بزرگ و خطرساز به صورت آشکار چشمان مردم ما را خیره ساخته است، همانا تشدید ناامنیها، ترورهای زنجیرهای، عملیاتهای انتحاری، شدت یافتن بمبگذاریهای کنار جاده و… است.
زمانیکه دانشآموز مکتب بودم، شعری از استاد پریشان به این مضمون در ناخودآگاهم نقش بست که «میرسد آواز سیل از راه دور/ تابکی خواب گران جان تابکی». حالا سناریوی رهایی طالبان از بند چنان بهسرعت راه خودش در بستر سیاست داخلی و خارجی حاکمیت در کابل باز میکند که انگار با ردیف کردن تلاشهای پیدا و ناپیدای امریکا در راستای دست یازیدن به یک صلح با طالبان یحتمل تجربهی هژمونی طالبانیسم در این کشور بار دیگر به محراق توجه بازیگران سیاسی برگشته است.
گذشته از مسایلی که در یک سال گذشته در باب رسیدن به صلح از طرف اتاق فکر حاکمیت فعلی در کابل و اتاق فکر ایالات متحده در واشنگتن مبنی به رسیدن به صلح با طالبان به بحث گرفته شد در این اواخر کش و قوسها و زدوبندهای سیاسی و استخباراتی مسیری را میپیماید که انگار دولت افغانستان و جوامع غربی به رهبری امریکا در استیصال و درماندگی در میدان جنگ گرم به طالبان پشت میکنند و میخواهند با تخلیه کردن زندان بگرام در افغانستان و زندانهای آیاسآی در پاکستان و زندان گوانتانامو در خلیج کیوبا مثلثی را تشکیل دهند که اضلاع آن را طالبان تشکیل خواهند داد.
رهایی ملا منصور دادالله از طرف پاکستان، آنهم به خواست شورای عالی صلح به عنوان تشویق طالبان به نشستن به دور میز مذاکره و فاش شدن تماسهای مخفیانهی امریکاییها با طالبان و خبر رهایی طالبان از زندان گوانتانامو در همین چند روز اخیر و تخلیهی زندان بگرام از لوث وجود طالبان و شهید خوانده شدن اسامه بن لادن توسط سخنگوی شورای عالی صلح و اعطای لقب شهید راه صلح برای ملا عبدالرقیب، طالب ازبیکتبار تخاری و آخرین فرمودههای رییس جمهور مبنی بر اینکه مقدمات رسیدن به صلح به دست آمده است، اما دشمنان خودش را دارد، همه و همه پیشفرضهای را تقویت میکند که سیلی در راه است.
آیا دولت افغانستان با این کارش صفوف نه چندان منسجم طالبان را دوباره آرایش نظامی نمیدهد؟ آیا امریکا در جنگ فرسایشی با چریکهای طالبان کوتاه آورده است؟ آیا پاکستان با این کارش عمق راهبردیاش را در افغانستان که همانا بیثباتی این کشور است، تغییر خواهد داد؟ و از همه مهمتر، این همه تعقیب و گریز که در روابط ارگ و کاخ سفید به مشاهده میرسد، همهاش فیلم است و سناریو؟
اینها همه پرسشهاییاند که ذهن آدم افغانستانی را در این چند روز به خود مشغول ساختهاند و پاسخ قطعی به آن پیدا نمیتواند، مگر اینکه میداند که اوضاع بر وفق مراد پیش نمیرود. زمانیکه به مناظرههای انتخاباتی کاندیدان پست ریاست جمهوری در انتخابات سال پیش رو گوش میدهد، همه یکصدا سخن از سازش با طالبان را فریاد میکنند. حاکمیت فعلی در تداوم سیاست التماس و تگدی صلح جنازهی قاتل را برشانههای مقتول از پشاور تا تخار سوار میسازد و دژخیم خشونت و کشتار را شهید میخواند. امریکا و جامعهی جهانی مخفیانه با طالبان روی سرنوشت مردم افغانستان قمار میزنند. پاکستان خودش را در آستانهی تحقق رویای تسلط بر جنوب کشور با امضای پیمان و بر شمال کشور با تشدید ناامنیها، در صفحات مرکزی کشور از رهگذر تصادم و اصطکاک با ابزار کوچی و کوچیگری همه و همه نمایانگر آناند که اوضاع بر وفق مراد ما نیست، بلکه استراتژیهایی از قبل تعریف شدهاند که در بطن جامعهی ما راه باز میکنند.
حالا فرقی نمیکند تیوری خاور میانهی جدید با بالکانیزه ساختن منطقه و کشور یا هم تیوری برخورد تمدنهای هانتینگتون در سایهی تشدید پیدا کردن بنیادگرایی اسلامی در کشور و منطقه و تلاقی تمدنها، مانند تمدن غرب و تمدن اسلامی تحقق خواهد پیدا کرد.
روی هم رفته در این برههی حساس تاریخی مردم افغانستان باید شعور سیاسیشان بهحدی رسیده باشد که خطوط قرمز و تابوهای تفاهم و گفتوگو را در میان طرفهای درگیر افغانی خودشان تعریف نمایند. اگر یک افغان میتواند جفاهای کمونیستها و ماجراهای دههی هفتاد را فراموش کند، شاید بتواند حادثههای دههی هشتاد را نیز فراموش کند تا بتواند از این رهگذر به یک صلح فراگیر برسد.
اما در حاشیه نگهداشتن مردم از سناریوی صلح توسط دنبال کنندگان این روند، حدس و گمانهها را به کوره راههایی میکشاند که انسان فکر میکند روند صلح ترفندی است برای دور زدن مردم و مقدمات تحقق استراتژیهایی که به تبانی بازیگران اصلی به راه انداخته شده است.
میرسد آواز سیل از راه دور
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه