با ابن خندون

اطلاعات روز

من یک پسرِ خاله دارم به نام جمشید شکاک. کارشناس است. باور او این است که مشارکت در انتخابات پیش رو بی‌معنا‌ست. می‌گوید، امریکا پیشاپیش رییس جمهور بعدی افغانستان را تعیین کرده است. یک عادت بد هم دارد که هر وقت تحلیل سیاسی می‌کند‌، تحلیل خود را با قصه‌ای از عالم حیوانات در می‌آمیزد. مثلا دیروز تا من دهانم را باز کردم که تحلیل انتخاباتی‌اش را رد کنم، پیش‌دستی کرد و گفت:
«در زمان قدیم یک کبوتر بوده به اندازه‌ی فیل. روزی این این کبوتر با یک چلپاسه رفیق می‌شود. چلپاسه که می‌بیند کبوتر مذکور یک کبوتر متعهد است و اخبار را به نیکویی تعقیب می‌کند، تصمیم می‌گیرد اطلاعات او را تبدیل به استراتژی کند و به همین خاطر از او خواهشی می‌کند. حالا تو بپرس چه خواهشی می‌کند؟ خواهش می‌کند که هر‌دوی‌شان پول‌های خود را به دالر تبدیل کنند و در یک صندوق مشترک بیندازند…»
میان قصه‌اش دویدم و گفتم: «ببخشی جمشید جان، می‌گویی این چلپاسه و کبوتر پول داشته‌اند، صرافی می‌فهمیده‌اند؟»
عصبانی شد. گفت: «به نظر تو، این خر و شغال و طاووس و کرگدن که در کلیله و دمنه با هم صحبت می‌کنند، فارسی دری بلد بوده‌اند؟»
گفتم: «خیلی خوب، قبول دارم که تو معمولا می‌خواهی با یک قصه تحلیلت را روشن‌تر کنی، اما می‌دانی که من با این روش مطلب را خوب نمی‌گیرم. لطف کن و یک‌بار هم که شده به عنوان تحلیل‌گر سیاسی صاف و مستقیم به من بگو که تحلیلت از انتخابات پیش رو چیست؟»
گفت: «درست است، پس گوش کن. به نظر من، همه‌ی قراین نشان می‌دهند که امریکا می‌خواهد نتیجه‌ی انتخابات را درست در همان فردای روز انتخابات خراب کند. بعد، فورا یک آدم موسیقی‌شناس، مثلا قاسم رامشگر‌ را رییس جمهور کند. آن‌گاه، در دو یا سه ماه پس از انتخابات در یک کودتای بدون خون‌ریزی، آدم میانه‌روی چون استاد واصف باختری را وارد عرصه‌ی سیاسی افغانستان کند و اسم افغانستان را «آوردگاه مشق بلورین لحظه‌ها» بگذارد…»
گفتم: «جمشید جان، من خیلی به تو احترام دارم، اما باور کن مزخرفات می‌گویی. واقعا نمی‌دانم این تلویزیون‌ها چه طور تو را به عنوان تحلیل‌گر و کارشناس دعوت می‌کنند».
برخاست. قهر کرد و رفت. وقت رفتن ضربه‌اش را زد. گفت: «به خانمت زنگ می‌زنم و رابطه‌ات با این سلیطه‌ی پدر لعنت را افشا می‌کنم». از دیروز تا حالا صد بار زنگ زده‌ام. گوشی‌اش را بر‌نمی‌دارد. نمی‌دانم چه کار کنم. اگر این کار را بکند، دیگر من هم به عنوان یک روشنفکر، تمامم. این جا کابل است.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه