زینب پیرزاد
رقص خیابانی برای بیرونزدن از حاشیهها و زندانهای تبعیض و بیعدالتی بهوجود آمد و نیمهی موسیقی «رپ» شد که در کل فرهنگ «هیپهاپ» را تشکیل دادند. هدف این فرهنگ اعتراض بر نظامهای غیرانسانی است. رقصخیابانی یا بریکدنسینگ نیز رقصی است که اصالتش را در خیابانها با اعتراض بدنی و با سنگینترین حرکتهای بدنی بهدست آورد. این رقص حالا اما در سالونهای سربسته اجرا میشود، رقصی که طی دههی هفتاد میلادی در امریکا بهوجود آمد و اکنون جوانانِ کشورهای جهان سومی بیشترین علاقهمندانش را تشکیل میدهند.
بههر حال، کابل نیز جوانانی دارد که رقصخیابانی را در سالونهای سربسته تمرین میکنند، جوانان پرشوری که باهیچ پشتوانهی مالی و بشری، دنبالهرو هنریاند که اساس آن عشق و آزادی است. گروه «تاپاستپ/ Top step» را تعداد از جوانانی تشکیل دادند که بعد از ۷ سال کار هنری در این بخش، هنوز کارشان برای مردم قابل درک نیست و تنها با سعی بر اینکه خلاقیتهایشان را توسعه بدهند، برای هنر مورد علاقهشان ایستادگی کردند.
تاپاستپ در سال ۲۰۱۵ بعد از فروپاشی اولین گروه پسران بریکدنسینگ در کابل، دوباره توسط یکتعداد از پسران همان گروه ایجاد شد. این گروه ۱۰ نفری اکنون توسط سجاد تیموریان رهبری میشود و روی استیژ تالارِ انستیتوت فرانسه در کابل، هفتهیی دو بار تمرین میکنند.
پسران این گروه به این باور هستند که علیرغم تمام بدبختیها و فلاکتهای اجتماعی وبیتفاوتی دولت در برابر هنر، به کارشان ادامه میدهند و شادییی را که در این دنیا کشف کردهاند، به تمام مردم کشور نشان بدهند. سجاد بهعنوان سرگروه، برعلاوهی نگرانیهای متعدد، نگران پسرهای همگروهش نیز هست، از اینکه مبادا نتوانند کاری در رشتهی مورد علاقهشان پیدا کنند و در حاشیهی دنیا و جامعهی هیپهاپ بمانند. سجاد میگوید: «رؤیای ما آخرش نامعلوم است. ما میخواهیم در مسابقات جهانی اشتراک کنیم، در حالیکه هنوز ما در حاشیههای کابل ماندهایم. نه مردم ما را شناخته، نه دولت و نه جامعهی هیپهاپ.»
این گروه باربار با چالشهای جدی روبهرو شده و سه عضو رهبری آن که سجاد تیموریان و مرتضا لومانی و ناصر حبیبیاند در ادامه دادن کار این گروه سخت تلاش کردهاند.
سجاد با لبخند تلخی میگوید که مردم وقتی حرکتهای ما را میبینند، بهعنوان ورزش به آن نگاه میکنند نه هنر. از اینرو، آنها چند دقیقهیی حرکتها را میبینند، چون جذاب و هیجانانگیز است. اما هیچوقت درک نمیکنند که سطح استعداد ما چقدر است و با چه چالشهایی دستوپنجه نرم میکنیم. او میگوید ما میخواهیم طرفدار داشته باشیم و حداقل مردم از ما حمایت کنند.
اما اینکه دولت برای ب-بویها/b-boy (پسرانی که رقصخیابانی یا شکسته میکنند) چه کرده، سجاد میگوید: «ما آخرین نفری هستیم که دولت به ما توجه میکند؛ پس ما هیچ امیدی نداریم.» او افزود که ناامنی رابطهی مستقیمی با کار ما دارد، چون در این چند سالی که ناامنی بیشتر شده، ما نتوانستیم برنامهیی بگیریم.»
با اینهم این گروه تلاش خودش را کرده تا تمام معیارها و قوانین مسابقاتی این رشته را دنبال کنند. در حالیکه هنر اعتراضی کمکم از نمایشهای اعتراضی بهسوی «فقط» نمایشیشدن رفته و بهجای تکامل مسیر زوال را طی میکند، اما این پسران جنبهی هنری آن را در نظر گرفته و هنر را سوژهی تبلیغات نمیسازند.
بیشترین عضو این گروه پسرانی هستند که شغل آزاد داشته و مسوولیت خانواده را دارند. اما کارشان را هفتهیی دوبار تعطیل میکنند و برای تمرین از هرگوشهی کابل گردهم جمع شده و غمها را میرقصند و میرقصند تا به رهایی برسند.
یک گروه پسران حاشیهنشینِ شهرکابل که به نقل از خودشان از کودکی شنوندههای خوب رپ بودند با به رویکار آمدن اینترنت در افغانستان و دیدنِ بریکدنسینگ (رقصخیابانی) که یکجا با موسیقی رپ اجرا میشود، شروع بهحرکتزدن میکنند. بریکدنسینگ یا رقصشکسته، کمتر به رقص میماند. چون شامل حرکات فوقالعادهی قدرت، سختی و سرعتی است که با مهارت و انعطافپذیری بالایی اجرا میشود.
این پسران از آنجایی که همگی در یک فضای کوچک و فاصلهی اندک از هم بودند، دیری نمیگذرد که یکجا میشوند و به فکر یک باشگاه میافتند که در آن باهم تمرین کنند. وقتی یکتعداد پسران گرد هم جمع شدند و گروهی بهنام «فیساف» را تشکیل دادند، به فکر فعالیت در فضای باز شدند. اما روزی که این گروه اولین نمایش خیابانیاش را در یکی از پیادهروهای شهرنو کابل اجرا میکرد، مردم باحیرت و ترس و هیجان از کنار آنها دور میشدند و جیغ میزدند: «انتحاری هست، نزدیک نشوید!»
هفت سال پیش در یک باشگاه کوچک و کرایی به سرگروهی حمید گروه پانزدهنفری ب-بوینگ/بریکبوینگ(b-boying/break-boying) بهنام «فیساف» شروع به کار کردند. این ورزش/رقص بهدلیل جذابیت و هیجانی که دارد، خیلی زود از پردهی تلویزیونهای افغانستان پخش شد و ب-بوینگهای فیساف را مشهور کرد. اما این گروه بهدلیل مشکلات اقتصادی ازهم پاشید و چند سال بعد تعدادی از اعضای آن تاپاستپ را ایجاد کردند.
این گروه هیچ امکاناتی ندارد و پسران در یک استیژ چندمتری تمرین میکنند. اما ادامه میدهند و میگویند روزی مردم آنها را خواهند فهمید. رضا علیزاده عضو این گروه، میگوید تا این سطح که رسیدیم بدون استاد رسیدیم و هیچ حامییی نداشتیم.
اصغر ظفری یک عضو دیگر این گروه میگوید که دولت اندکتوجهی هم ندارد، در حالیکه ما نیاز داریم توسط دولت به جامعهی هیپهاپ معرفی شویم.
در سال ۱۹۷۰ یکتعداد از جوانان که پس از بلوغ جسمی، به فکر بلوغ اجتماعیشان بودند، جنبش هیپهاپ را در نیویارک امریکا تشکیل دادند. جوانان سیاهپوستِ بیکار اما پرانرژی که در حاشیههای شهر نیویارک زندگی میکردند و با تشکیل این جنبش در جستوجوی هویت منحصربهفردشان بودند. آنان بنیانگذاران جنبش فرهنگی-اجتماعی هیپهاپ هستند، جنبشی که براساس صلحدوستی و عشق به زندگی پایهگذاری شد. فرهنگ هیپهاپ شامل خردهفرهنگهای زیادی است که بریکدنسینگ یکی از شاخههای آن است. این رشته در سال ۱۹۸۰ در سطح جهان شناخته شد و اولینبار در یکی از آهنگهای مایکل جکسون در تلویزیون نشر شد.

رقص خیابانی؛ اعتراض بر نازیباییهای اجتماعی
با دیگران به اشتراک بگذارید