بخش نهم
حسین رهیاب (بلخی)، نویسنده و روانشناس
hrahyab@yahoo.com
انتخابات و مدیریت منابع مالی
منابع مالی وسیلهای است برای رفع نیازمندیها و انجام امور زندگی و پیش بردن اهداف و رسیدن به خواستههای انسانی. پول وسیلهای است برای رفع حوایج، حل مسایل و مشکلات. افراد عاقل میدانند که در دنیا چیزی ثابت نیست؛ همهچیز در حال تغییر و تحول بوده و مرتب رنگ عوض میکند و منابع مالی از این قاعده جدا نیست. پویسانت در کتاب «توانگران چگونه میاندیشند» با توضیح منطقی رابطهی پاسخگویی به نیاز اساسی بشریت و دستیابی به پول و ثروت مینویسد:
«بسیاری از مردم، معتقدند که پول به خودی خود نه خوب است و نه بد، اما ما باور داریم که پول در دنیای کنونی، کلید طلایی موفقیت است. بیجهت نیست که ثروتمندترین کشورهای جهان، به بالاترین سطح تکنولوژی دست یافتهاند. هرچه به ثروت فردی افزوده شود، امکان بذل و بخشش و خدمت بیشتری به وجود میآید. بنابراین، اگر شما هم براین باورید که پول کثیف و ناپاک است، هرچه زودتر از این اندیشهی محدود کننده و کهنه دست بشویید. البته نمیتوان پول را درمان هر دردی دانست، اما باید پذیرفت که موجب رفاه و آسایش بیشتر و از میان بردارندهی بسیاری از موانع است.
پول تنها از یک جهت میتواند خطرآفرین باشد و آن پذیرفتن اسارت و بندگی آن است. پول همان طور که بهترین خدمتکار است، ارباب خودکامه و مستبدی نیز میتواند باشد.
برای دریافت پول و ثروت و در نتیجه، آزادی عمل در زندگی، باید ژرفاندیش باشید. نقاط حساس مقاومت در برابر توانگری را بشناسید و با غلبه برآن، نگرش خود را نسبت به پول اصلاح کنید. برای غلبه براین موانع، هوشیاری لازم است، چرا که موانع اغلب با ظاهری مبدل و ترفندهایی گوناگون ظاهر میشوند تا شما حضورشان را در نیابید. نقطه نظرهای خود را نسبت به پول تجزیه و تحلیل کنید و پیوسته به این اصل طلایی توجه داشته باشید: دلیل معقول و معتبری برای اینکه شما نتوانید ثروتمند شوید، وجود ندارد».
به همین دلیل است که منابع مالی نقش تعیین کننده در زندگی انسان دارد و کسی نمیتواند نقش و تأثیر آن را در فعالیتهای مختلف سیاسی، اجتماعی یا فرهنگی نادیده بگیرد. منابع مالی در روند برگزاری یک انتخابات و در فعالیتها و مبارزات انتخاباتی ضرورت است و بدون آن نمیتوان وارد عرصهی رقابت شد، اما همانقدر که وجود منابع لازم است، مدیریت آن ارزش و اهمیت بیشتری دارد، زیرا اگر در یک فعالیت یا رقابت و حتا در یک خانواده مدیریت صحیح مالی نباشد، هیچثروتی قادر به تأمین و ادارهی درست آن نخواهد بود. اهمیت مدیریت مالی از آن جهت است که در تمام دنیا مدیران لایق با منابع محدود، کارهایی را به انجام میرسانند که هزاران مدیر ناکارآمد با منابع نامحدود نمیتوانند یک صدم آن را هم انجام دهند. توجه و اهمیت دقیق به گزینههای زیر نشان دهندهی مدیریت درست منابع مالی است:
حساب و کتاب دقیق
ادارهی امور مالی سخت است، اما دقت در حساب و کتاب و محاسبهی مالی نشانهی نظم، خردمندی و فکر اقتصادی در افراد است و خصوصیت بسیار تحسین برانگیز افراد موفق. حساب و کتاب خصوصا در زمانی که پای مسایل عمومی، مشارکتی، یا مسایل کلان دولتی، سیاسی، انتخاباتی در میان باشد، انسان را از سو ظن، بدبینی، بدگمانی، تهمت و… دور نگهداشته و قدرت جذب، تحمل، صبر و دقت را در افراد افزایش میدهد. گاندی در این مورد نوشته است:
«… به هیچوجه اجازه نمیدادم حساب خرج از دستم در رود. برای جزئیترین هزینه، حتا پول اتوبوس و روزنامه، حساب داشتم. همه را مینوشتم و میزان خرج روزانه را هر شب قبل از خواب، با مبلغی که برای هزینه در نظر گرفته بودم، مقایسه میکردم. این عادت هنوز در من مانده و میدانم، در نتیجه با اینکه گاه لکها روپیه پول مردم برای مصارف اجتماعی نزدم بوده، ولی همیشه آن را با اقتصاد و صرفهجویی دقیق مصرف کردهام…»
برقراری تعادل در مخارج
انسان در هر موقعیتی که باشد، باید یک نوع تعادل را که مبتنی بر حساب و کتاب دقیق و خرج و دخل منظم باشد، در زندگی بر قرار کرده و تمام مناسبات خود را بر اساس آن پیریزی کند.
افراط و تفریط باعث میشود زندگی مالی انسان را دستخوش تحولات گسترده نموده و افراد بسیار موفق و کامیاب را به وادی تنگدستی، ورشکستگی و فلاکت بکشاند. داشتن اعتدال مالی در مخارج و با توجه به تمامی جنبههای زندگی، لازمهی ضروری موفقیت و سعادت مالی است.
گاندی در این زمینه مینویسد:
«… در نهضتهایی که هدایت کردهام، با آنکه در آغاز قرض زیادی داشتیم، ولی در پایان توازن کامل در دخل و خرج دیده میشد. آرزو دارم هر جوانی به این نکته توجه کند و برای کوچکترین پولی که به جیبش وارد میشود یا مبلغی که خارج میشود، حساب مخصوص ترتیب بدهد. همه را بنویسد تا مسلما در پایان متضرر نگردد. از روزی که به خود آمدم و مراقب زندگیام شدم، دریافتم باید با اقتصاد و صرفه زندگی کرد. اولین اقدام، کاستن هزینهها به نصف بود…»
گاندی عامل موفقیت خود را در مبارزات سیاسی توجه به مسایل به بیاهمیت میداند. او مینویسد:
«میدانستم در این نوع کارها، خرجهای کوچک مجموعا هزینهی زیادی به وجود میآورند. از اینرو، اول دفتر محاسبات و اوراق چاپی نخریدم. یک دستگاه چاپ دستی از نوع «استنسیل» داشتم که به وسیلهی آن قبضها و گزارشها را چاپ و توضیح میکردم… اینگونه صرفهجوییها برای هر سازمان تازهتأسیسی لازم است، ولی خیلیها به آن توجه ندارند…»
قناعت، رمز توانایی
انسان اگر ثروت زیادی داشته و در رتبهی جهانی به عنوان ثروتمندترین فرد و در ردیف اول هم جای بگیرد، بازهم داشتههایش در مقابل نداشتههایش صفر خواهد بود، زیرا اگر ثروت چنین فردی را با ثروت موجود در دست دیگران مقایسه کنیم، دارایی این فرد بخش بسیار اندک و محدودی را شامل میشود که در جهان «هیچ» به حساب میآید. هنر افراد موفق در داشتن ثروت و سرمایه نیست، بلکه هنر آنان در بهرهوری مناسب از داشتهها، هوش، تحلیل، ارزیابی، برنامهریزی و استفاده از دارایی دیگران است. مدیران بزرگ از نداشتههای خود بهرههایی میبرند که ثروتمندترین افراد نمیتوانند از داشتههایشان ببرند.
مفهوم قناعت تلاش و کوشش بیدریغ برای کسب روزی و تأمین زندگی توأم با رفاه و آسایش و بینیازی از مردم است و بهرهبرداری صحیح، به کار انداختن سرمایه و استفادهی بهینه از موجودی است و همین موجب ترقی، پیشرفت و کمال انسان خواهد شد.
«توانگری را جستم و آن را جز در قناعت نیافتم. قانع باشید تا توانگر شوید».
ببخشید تا بزرگ شوید
افراد موفق و بزرگان تاریخ دارای طبع بلند و همت عالی میباشند و این صفات نه فقط در روابط عادی آنان که در مراودهی مالی آنها نیز به چشم میآید. افراد موفق همانگونه که دوستان و آشنایان زیادی داشته و از شبکهی مفید خود بهره برده و از تجربه، تخصص، دانش و علوم دیگران استفاده میکنند هم قادرند که از پول، سرمایه و اعتبار دیگران بهره ببرند، هم خود تأمین کنندهی نیازهای مردم به حساب آمده و به گونهای جامعه از داشتهها، سرمایه، توان و انرژی آنان بهره میبرند.
«مال برای تو باقی نمیماند، تو نیز برای مال باقی نمیمانی، پس آن را بخور پیش از آنکه تو را بخورد!»
انجام کارهای عامالمنفعه و خیرخواهانه از بهترین اقداماتیاند که انسان میتواند با انجام آنها، هم رضایت خداوند را جلب نماید و هم نام نیک خود را به حیات جاودانه پیوند دهد و هم بر ثروت، شهرت و محبوبیت خود بیفزاید. بخشیدن با توانایی ارتباط دارد؛ زیرا تواناترین و موفقترین افراد جامعه، بخشندهترین افراد به شمار میروند و اینان کسانیاند که بر قلب و جانهای مردم حاکم هستند.
«سخاوت درختی از درختان بهشت است گه شاخههای آن در دنیا آویخته، هرکس شاخهای از آن را بگیرد او را به سوی بهشت میکشاند».
انجام خدمات عمومی، تأمین نیازهای مالی دیگران و تلاش برای حل مشکلات مردم، موفقیت، شهرت، محبوبیت، ثروت، موقعیت اجتماعی و… را به ارمغان آورده و موجب افزایش بیحد و حصر توان مالی و توان اجتماعی و افزایش قدرت آنان میشود و این با «بخشیدن» به دست میآید. امروزه همهی توانگران اعتقاد راسخ دارند که باید برای «به دست آوردن» بخشید یا به اموری پرداخت که به صورتی به «بخشیدن» میانجامند و به همین دلیل، در بررسیهای مختلف ثابت شده است که یکی از کارهای عمدهی مدیران بزرگ، ثروتمندان و توانگران در طول تاریخ، خصوصا در عصر جدید، مشارکت فعال آنان در امور خیریه و فعالیتهای انساندوستانه میباشد. به گفتهی کاترین پاندر:
«اگر هنوز نتوانستهاید به سلامت، ثروت یا روابط انسانی دلخواهتان دست یابید، ببخشایید».