اکنون زمان آن است که دولت کابل، مشروعیت این مرز را بپذیرد.
منبع: The Diplomat
نویسنده: Arwin Rahi
برگردان: جواد زاولستانی
مقامهای افغانستان در زمانهای مختلف دولت پاکستان را متهم کردهاند که در وادار کردن طالبان افغانستانی به گفتوگو با دولت کابل، صادق نیست. پیش از چنین اظهار نظرها، همین مقامهای افغانستان باید تلاش کنند که نگرانی عمیق پاکستان دربارهی موضع دولت افغانستان در رابطه به مرز مشترک بین دو کشور را درک کنند. در زمان حاضر، دولت افغانستان مرز بینالمللی با پاکستان را به رسمیت نمیشناسد. به جای آن اما، ادعای قلمروی بر مناطقی دارد که از مرز افغانستان-پاکستان تا دریای سند گسترده است و این مناطق در مجموع ۶۰ درصد خاک پاکستان را تشکیل می¬دهند.
این نزاع و اختلاف ریشه در قرن نوزهم دارد، زمانی که پاکستان بخشی از هند و هند بخشی از مستعمرهی انگلستان بود. بریتانیا خط مرزی ۲۶۴۰ کیلومتری را در سال ۱۸۹٣ میلادی بر امیر افغانستان تحمیل کرد. هدف از این موافقتنامه، استحکام کنترول بریتانیا بر بخشهای شمالی هند بود. این موافقتنامه بین سِر مورتیمر دیورند، مسئول امور خارجی هند بریتانوی در آن زمان و امیر عبدالرحمان خان، امیر کابل امضا شد. بنابراین، این مرز به نام خط دیورند شناخته میشود و از وسط مناطق پشتوننشین میگذرد.
براساس موافقتنامهی خط دیورند، افغانستان از ادعای قلمروی بر چند منطقه، بهشمول سوات، چترال و چاگه صرف نظر کرد. با آنهم بر مناطقی دست یافت که از نگاه تاریخی بر آنها کنترول نداشت؛ مانند نورستان و اسمار. این موافقتنامه حداقل بر روی کاغذ برای نخستین بار مشخص کرد که مرز اندو-افغان (افغانستان و هند بریتانوی) از کجا آغاز و به کجا ختم میشود. پیش از موافقتنامهی خط دیورند، هم افغانستان و هم هند بر ساحهی تحت قلمرو یکدیگر میتاختند که به صورت مکرر باعث شعلهور شدن تنشهای مرزی میشد.
برخلاف محاسبات تاریخی فراوان، دولت افغانستان خط دیورند را به حیث مرز بینالمللی به رسمیت نشناخت. جانشین عبدالرحمان خان، امیر حبیبالله خان در سال ۱۹۰۵ میلادی توافقنامه¬ی جدیدی امضا نمود که مشروعیت خط دیورند را تأیید کرد. مهمتر از آن، مادهی ۵ معاهدهی انگلو-افغان (بین انگلستان و افغانستان) در سال ۱۹۱۹ میلادی که براساس آن افغانستان به استقلالش دست یافت، میگوید که افغانستان تمام موافقتنامههای تعیین مرز با هندوستان را پذیرفته است. برخلاف دو موافقتنامهی قبلی، معاهدهی انگلو-افغان توسط بریتانیا تحمیل نشده بود. افغانستان به عنوان یک دولت مستقل، موافقت کرد که خط دیورند را به حیث مرز بینالمللی به رسمیت بشناسد.
بعد از تأسیس پاکستان در سال ۱۹۴۷ میلادی، افغانستان تقاضا کرد که به پشتونهای آن طرف خط دیورند حق خودمختاری داده شود. بدون شگفتی، هم بریتانیا و هم پاکستان آن را رد کردند. در واکنش به آن، دولت افغانستان پس از آن به نادیده انگاشتن خط دیورند آغاز کرد و ادعای قلمروی بر مناطقی کرد که از مرز تا دریای سند گسترده است.
در نتیجهی آن، روابط با پاکستان تنشآلود شد و این به نوبت خود، بر روابط افغانستان و ایالات متحده در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ میلادی تأثیر گذاشت. وقتی که پاکستان با ایالات متحدهی امریکا به یک توافق تسلیحاتی رسید، دولت افغانستان فکر کرد که توازن قدرت بین پاکستان و افغانستان به نفع پاکستان تغییر کرده است. بنابرآن، دولت افغانستان در دههی ۱۹۵۰ میلادی نیز به واشنگتن نزدیک شد. دولت افغانستان در صدد دریافت کمکهای نظامی و فروشات تسلیحاتی بود.
ایالات متحده از افغانستان خواست که روابطش را پاکستان بهبود بخشد و به پیمان سنتو (CENTO)، که پاکستان یک عضو بنیانگذار آن بود، بپیوندد. هدف ایالات متحده آن بود که در جلب افغانستان به طرف خود، از اتحاد شوروی پیشی بگیرد. با در نظرداشت همسرحدیاش با شوروی، افغانستان این درخواست را رد کرد. در عین زمان، دولت کابل نیاز به تسلیحات جدید داشت تا با قدرت نظامی در حال رشد پاکستان برابری کند. به این دلیل، افغانستان به طرف اتحاد شوروی رو کرد.
مسکو با تمایل به افغانستان تسلیحات فروخت و موافقت کرد که نظامیان افغانستان را آموزش دهد. با گذشت زمان، وابستگی افغانستان به اتحاد شوروی افزایش یافت. تخمینها نشان میدهند که اتحاد شوروی بین سالهای ۱۹۵٣ و ۱۹۷۸ میلادی دو و نیم ملیون دالر کمک نظامی و اقتصادی کرد. برعلاوه، هزارها افغانستانی بین سالهای ۱۹۵٣ و ۱۹۷۸ در دانشگاههای نظامی اتحاد شوروی درس خواندند. اکثر این افسران دو کودتا در سالهای ۱۹۷٣ و ۱۹۷۸ راه انداختند که راه را برای حملهی شوروی در سال ۱۹۷۹ هموار ساخت.
در جریان چندین سال اخیر، افغانستان از تنشهای ناشی از خط دیورند، دردسرهای زیادی کشیده است. مناسبات افغانستان با اتحاد شوروی در زمان جنگ سرد، سرانجام منجر به تهاجم ارتش سرخ به این کشور شد. پاکستان تلاش ورزیده است تا رژیم دستنشاندهاش را در کابل به قدرت برساند. هزارها تروریست با گذر از خط دیورند، از پاکستان به افغانستان وارد شدهاند و شمار زیادی از افغانستانیها را کشتهاند. ارتش پاکستان بر مناطق شرقی افغانستان راکت باریده است، با این ادعا که از افغانستان بر قلمرو آنها راکت شلیک شده است.
به دلیل نبود اعتماد، پاکستان تمایل نداشته است که بر سر هیچموضوعی با افغانستان صادقانه وارد گفتوگو شود، از تجارت گرفته تا گفتوگوهای صلح. دولت افغانستان سالانه درآمد بالایی را به این دلیل که هزارها نفر به طور غیرقانونی و بدون ویزا از مرز عبور میکنند، از دست میدهد. آنان اینگونه از پرداخت مالیات فرار میکنند. سالانه هزارها تُن کالای تجارتی از مرز قاچاق میشود و این ضربهای بر اقتصاد افغانستان است.
هنوز تعداد زیادی از مردم افغانستان، بهویژه پشتونها، خیال آن را در سر میپرورانند که روزی آنها به مناطق بین خط دیورند و دریای سند حکومت کنند؛ مناطقی که پدرکلانهایشان آن را باختهاند. این رویا آشکارا غیرواقعبینانه است: کشورشان فاقد توانایی سیاسی، نظامی و اقتصادی برای پیگیری چنین ادعایی است. بر هر حساب، ٣۰ میلیون پشتون پاکستانی انگیزهی کمی برای پیوستن به ۱۵ ملیون پشتون افغانستانی دارند. در مدت بیش از نیم قرن، پشتونها نقش عمدهای در حیات ملکی و نظامی پاکستان بازی کردهاند. آنان چرا از آن همه برای یک افغانستان ضعیف صرف نظر کنند؟
مثالهای زیادی وجود دارند که گروههای قومی در دو یا چند کشور زندگی میکنند. کردها، بلوچها، تاجیکها و جرمنها- به عنوان مثال- در دو یا بیشتر از دو کشور زندگی میکنند. افغانستانیها باید این واقعیت را به رسمیت بشناسند که یک گروه قومی میتواند در بیشتر از یک کشور زندگی کند.
رییس جمهور جدید افغانستان که قرار است در بهار سال آینده عهدهدار دفتر ریاست جمهوری گردد، باید فورا در سیاست خارجی افغانستان نسبت به پاکستان بازبینی کند. وقت آن فرا رسیده است که بار دیگر مردم افغانستان خط دیورند را به عنوان مرز بینالمللی با پاکستان به رسمیت بشناسند. انجام چنین کاری به اختلاف و منازعهی طولانی مرزی با پاکستان پایان خواهد بخشید و این یک پیششرط برای همکاریِ واقعی پاکستان در روند صلحِ افغانستان است.
بعد از به رسمیت شناختن خط دیورند، افغانستان باید بهزودی مرز را نشانهگذاری کرده و دیوار ایجاد کند. این کار باعث خواهد شد که از تهاجم طالبان جلوگیری شده و قاچاق و عبور و مرور غیرقانونی افراد کنترول گردد. سود دیگر آن این است که بعد از استحکام دیوار، نظامیان پاکستانی دیگر توجیهی برای راکتاندازی بر روستاهای افغانستان نخواهند داشت.
چرا خط دیورند یک مسئله است؟
با دیگران به اشتراک بگذارید
1 دیدگاه
1 دیدگاه
با رسمیت شناخته شدن خط دیورند افغانستان دیگر مرز آبی نداشته و این در اینده زمانی که افغانستان بخواهد پیشرفت اقتصادی داشته باشد یک کمبود جدی است.