جاده‌ی صلح هنوز هم یک‌طرفه است

اطلاعات روز

سه سال است که حاکمیت در ارگ کابل چرخه را به محوریت شورای عالی صلح به چرخش در‌آورده است که شاید بتواند امارت اسلامی طالبان را که موازی با دولت کابل در کشور فعالیت دارد، روی میز مذاکره و گفت‌وگو بکشاند، ولی نباید نادیده انگاشت که امریکا و جامعه‌ی جهانی گاهی همسو با دولت کابل و گاهی هم مخفیانه سناریوهای رسیدن به صلح با طالبان را روی دست داشت و دارد که در کل می‌توان گفت، کوچک‌ترین دست‌آوردی در پیوند با روند صلح به دست آورده نتوانستند که هیچ و هرباری که یک آدرس کذایی از طالبان به دست دولت کابل یا امریکا افتاده است، از سوی طالبان از بین برده شده است که در تازه‌ترین مورد، می‌توان به قتل عبدالرقیب تخاری اشاره کرد که در ساختار هیئت طالبان به رهبری معتصم آغاجان در امارات متحده‌ی عربی شرکت کرده بود و در پشاور از سوی افراد مسلح از پا درآمد یا هم کسانی‌که به مذاکره از طرف طالبان با جانب افغانی یا امریکایی در تماس بوده، از سوی سخن‌گوی طالبان به‌شدت عمال غیرطالبی خوانده شده‌اند.
مذاکرات صلح از محور قطر تا جایی موفقانه پیش می‌رفت که روی تک‌روی‌های اتاق فکر ارگ در کابل در نطفه خفه شد و تداوم این گفت‌وگوها از محور استانبول و عربستان نیز نتیجه‌بخش نبود. حالا دوبی به عنوان ‌نردبان صلح با طالبان خود‌نمایی می‌کند، ولی اگر دور از خوش‌بینی‌های کذایی به مسئله نظر بیاندازیم، در‌می‌یابیم که قضیه از اصل منتفی است. اولا معتصم آغا‌جان نماینده‌ی شورای رهبری طالبان یا شورای کویته نیست که طالبان بار‌ها به این موضوع اشاره کرده‌اند. دوما، مانیفیست طالبان و دیسکورس امارتی‌شان در قبال صلح با اداره‌ی مرکزی کابل در این دوازده سال یکی بوده و آن این‌که، این دولت دست نشانده‌ی امریکاست، لذا هیچ‌گونه مشروعیت اسلامی ندارد و گفت‌وگو و مفاهمه با این دولت، ذلیل ساختن اسلام در قبال نیرو‌های اشغال‌گر کفر است. با این پیش‌منظر، بعید است که طالبان حالا که به‌زعم خودشان نزدیک سکوی پیروزی ایستاده‌اند و تا ختم همین سال ناتو و امریکا کشور را ترک می‌نمایند و در یک‌قدمی تسلط بر کشور قرار دارند و داعیه‌ی بسط هژمونی طالبان که مبنای ایدیولوژیک خلافتی برای‌شان دارد، در آستانه‌ی تحقق قرار دارد، حاضر شود با دولت کابل پای میز مذاکره حاضر شود.
علی‌رغم موجودیت این واقعیت‌ها، شورای عالی صلح افغانستان در تازه‌ترین ابلاغیه‌اش خبر از سر گرفتن دور جدیدی از مذاکرات و گفت‌وگو با طالبان در دوبی داده است که خیلی آرمان‌گرایانه می‌نماید. اساسا نفس گفت‌وگو و تساهل و هم‌پذیری در جغرافیایی مثل افغانستان می‌تواند نقطه‌ی عطفی باشد بر بیش از دو سده سرکوب و خشونت در حوزه‌ی انتقال قدرت ازیک قبیله به قبیله‌ی دیگر و از یک قوم به قوم دیگر ‌یا هم از یک دولت به دولت دیگر، که همواره با کودتا و خشونت همراه بوده است. در چنین برهه‌ای از تاریخ، نفس مذاکره با مخالفان نظامی و سیاسی قابل قدر است و باید به فال نیک گرفت، ولی از آن‌جایی‌که در این دوازده سال اخیر هم جامعه‌ی جهانی و هم دولت مرکزی کشور در سایه‌ی نبود عمق راه‌بردی برای جنگ و هم‌چنان عدم عمق استراتژیک برای دست یازیدن به یک صلح پایدار برای جانب مقابل خویش نتوانستند یک تعریف مشخص و یک آدرس در‌ست دست‌وپا کنند. از این‌رو، اولا جنگ و بعد صلح مثل آن می‌ماند که آب را در ‌هاون بکوبیم و در هوا مشت زنیم.
با وصف آن‌که دولت کابل و امریکا همواره جاده‌ی صلح را یک‌طرفه پیموده‌اند و به ناکجا‌آباد رحل اقامت انداخته‌اند و در خیال آدرس ملا عمر با معتصم آغا‌جان خلوت کرده‌اند، ولی نباید از نظر دور داشت که ای‌کاش روند صلح با طالبان تنها در درون بستر خود طالبان حل می‌شد. شور‌بختانه باید پذیرفت که پروسه‌ی صلح در کشور باید از فیلتر عوامل درونی و بیرونی ‌بگذرد تا تحقق یابد.
عوامل درونی را می‌توان با مذاکره با طالبان، حزب اسلامی و گروه مولوی حقانی پشت سر گذاشت، ولی فکر می‌کنم دور زدن عوامل درونی موقوف بر رفع عوامل بیرونی دارد که نه دولت کابل و نه امریکا حالا عامدانه ‌یا غیر آن تا هنوز به آن نپرداخته است.
دخالت کشور‌های همسایه که بخش اعظم بحران کنونی در کشور را تشکیل می‌دهد، به عنوان جدی‌ترین مانع برای عبور از جنگ و رسیدن به صلح در کشور پنداشته می‌شود. ماشین جنگی طالبان در کشور به حمایت کشور پاکستان و هر‌از‌گاهی ایران و سازمان استخبارات این دو کشور در افغانستان حرکت می‌کند. مغز متفکر و سازمان‌دهی حملات در داخل خاک کشور از آن طرف دیورند و اسلام‌قلعه طرح‌ریزی می‌شود.
با وصف این‌که اذهان عامه و مسیر حوادث به سوی یک توافق کلی و همه‌جانبه با طالبان پیش می‌رود، اما چگونگی توافق و مذاکره با کسانی که نه آدرس مشخص دارند و نه یک طرح مشخص، تقلای غریقی را می‌ماند که به هر خس و خاشاک چنگ می‌زند.
با وجود داشتن یک ارگان مستقل به نام شورای عالی صالح در ترکیب دولت و صرف مبالغ هنگفت بودجه و پول، هنوز هم پاسخ طالبان به داعیان صلح‌طلب انتخار و خشونت است، چنان‌چه برهان‌الدین ربانی، رییس شورای عالی صلح را در خانه‌اش ترور کردند.
در چنین حالتی، پرسشی که مطرح می‌شود، این است که طرح پیش‌نهادی اتاق فکر ارگ در کابل برای جنگ‌جویان طالب از حمایت ملی و مردمی برخور‌دار نیست و تدوام چنین وضعیتی برای مردم نیز غیر‌قابل تحمل گردیده است و از طرف دیگر، بحران موجود در کشور و دشورای‌هایی که دولت کابل با آن دست و پنجه نرم می‌نماید، از جمله نفوذ طالبان در ادارات حکومتی و حمایت برخی از حلقات در داخل ارگ از طالبان، استراتژی جنگ و صلح را به چالش کشیده است و با این وضعیت، دورنمای کشور به کجا کشانده خواهد شد‌؟ هنوز هم مبهم و گنگ است.
چرا تلاش‌های اتاق فکر افغانستان در ارگ برای صلح تا هنوز ره به‌جایی نبرده‌اند؟ زیرا برخی از آگاهان امور براین عقیده‌اند که موازی با شعار مذاکره با طالبان از جانب رییس جمهور، مصلحت‌های سیاسی نیز تعریف می‌شوند که چگونگی این روند را سمبولیک نشان می‌دهند.
سیاست تگدی و التماس برای صلح از طالبان آینده‌ی کشور را به کجا سوق خواهد داد‌؟ هنوز هم مبهم و گنگ می‌نماید، زیرا در نبود یک استراتژی مشخص نمی‌توان برای چنین سوالات پاسخی روشن در‌یافت. در یک کلام، طالبان حرکت‌شان را در یک‌قدمی پیروزی نهایی می‌بیند و روز‌شمار خروج نیروی‌های خارجی را در کشور به جریان انداخته‌اند که در شروع سال دو هزار و پانزده و در سایه‌ی عدم امضای پیمان استراتژیک با امریکا آخرین مهره‌ها را وارد بازی کنند و برگ نهایی‌شان را رو کنند. این در حالی خواهد بود که در این طرف خط هنوز هم به محور دوبی و قطر و استانبول و عربستان چشم امید دوخته‌اند و این تاوان بزرگی را بر ملت مظلوم ما تحمیل خواهد کرد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه