پس از ناکامی تمام گزینههای نظامی، اکنون زمان راهاندازی گفتوگوها با حمایت سازمان ملل متحد فرارسیده است
منبع: الجزیره
نویسنده: عاصم اکرم
برگردان: حمید مهدوی
عاصم اکرم، نویسندهی چهار کتاب در مورد تاریخ و فرهنگ افغانستان است. او دکترای خود را در زمینهی تاریخ از دانشگاه سوربن فرانسه گرفته است.
سال 2014، سالی با خطر بالا برای افغانستان است. انتخابات ریاست جمهوری قرار است در ماه اپریل برگزار شود و ایالات متحدهی آمریکا نیز نیروهایش را تا اواخر سال جاری از این کشور بیرون خواهد کشید. اما اگر دقت کنیم، این اقدامات کاملا آنگونه که به نظر میرسند، نیستند. این در حالی است که تمام گروههای مسلح مخالف، بهویژه طالبان که مناطقی در چند کیلومتری کابل (مانند مناطقی در وردگ و لوگر) را تحت کنترول دارند، از شرکت در انتخابات خودداری کردهاند.
در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال 2009، اتهامهایی از قبیل تقلب و پر کردن صندوقهای رایدهی به شکل غیرقانونی، نتایج انتخابات را به شکل جدی بیاعتبار ساخت و وساطت سناتور جان کری و رییس کمیتهی روابط خارجی سنای ایالات متحدهی آمریکا را در پی داشت تا دعوا بین رییس جمهور کرزی و داکتر عبدالله عبدالله را حل کنند.
واشنگتن روند خروج بخش بزرگ نیروهایش از افغانستان تا اواخرسال جاری را آغاز کرده است، اما به احتمال زیاد و در صورت موجودیت موافقتنامهی دوجانبهی امنیتی، شمار قابل توجه نیروهای آمریکایی (در حدود 10 هزار) در افغانستان خواهند ماند، نیروهایی که توانایی حفظ عملیات زمینی و هوایی، بهویژه توانایی راهاندازی عملیات هواپیماهای بدون سرنشین در امتداد مرزها را داشته باشند.
سال سرنوشتساز
این در حالی است که آقای کرزی یک سلسله اقدامات نمایشی را از خود به نمایش میگذارد، آقای کرزی که نخست بر امضای موافقتنامهی دوجانبهی امنیتی تأکید میکرد و لویه جرگه را تشکیل داد تا آن را تأیید کند، اکنون از امضای آن خودداری میکند. وی عدم راهاندازی گفتوگوهای مستقیم میان حکومتش و رهبری طالبان را دلیل امضا نکردن موافقتنامهی دوجانبهی امنیتی میخواند.
اما زمان زیادی باقی نمانده است تا موعد ریاست جمهوری کرزی پایان یابد و تمام نامزدهای برجستهی انتخابات ریاست جمهوری که برای جانشینی او مانور میدهند، اعلان کردهاند که در صورت پیروزی آنها در امضای موافقتنامهی دوجانبهی امنیتی هیچتردیدی ندارند، موافقتنامهای که این نامزدها برای دوام حکومتشان آن را نوعی بیمهنامه میدانند.
در حالیکه خروج ایالات متحدهی آمریکا و انتخابات ریاست جمهوری دقیقا آنگونه که به نظر میرسند، نخواهند بود. 2014 هنوز میتواند یک سال سرنوشتساز برای مردم جنگ زدهی افغانستان باشد. ایالات متحدهی آمریکا، که در ماه اکتوبر سال 2001 همراه با متحدانش مداخلهی کامل نظامی در افغانستان را آغاز کرد و 13 سال در آنجا ماند، حضور نظامی و تا حدی نفوذش در امور این کشور را کوچکتر خواهد ساخت.
به این دلیل است که من باور دارم که 2014 میتواند فرصت خوبی برای سازمان ملل متحد که هنوز اکثریت مردم به دیدهی یک نهاد بیطرف به آن مینگرد، باشد تا یک بازگشت بسیار مهم را آغاز کند و یکبار دیگر در یافتن یک راهحل برای خشونتهای افغانستان از طریق دیپلماسی و گفتوگو نقش تعیین کننده داشته باشد. در گذشته، به دنبال مداخلهی نظامی شوروی در ماه دسامبر سال 1979 در افغانستان و در جریان سالهای پس از آن، سازمان ملل متحد در تلاشها به منظور دست یافتن به یک راهحل برای جنگ در افغانستان ازطریق گفتوگوها نقش کلیدی بازی کرد، در حالی که پیوسته تلاش داشت تا به حاکمیت ملی و تمامیت ارضی افغانستان ارج گذاشته شود. در این راستا سازمان ملل متحد گفتوگوهای موفق را راهاندازی کرد که به پیمان ژنو در سال 1988 منجر شد. در سالهای بعد سازمان ملل متحد در هر گامی که توسط گروههای مرتبط منطقهای و بینالمللی در راستای راهاندازی گفتوگوها میان افغانها و تأمین دوبارهی صلح و ثبات در افغانستان برداشته میشد، دخیل بود. در عین زمان، سازمان ملل متحد از طریق چندین نمایندگیهایش، بهترین تلاشهایش را به کار بست تا از درد و رنج غیرنظامیهای افغان بکاهد.
حمایت سازمان ملل متحد
گرچند از سال 2001 بدینسو سازمان ملل متحد در افغانستان نقش کوچک دیپلماتیک بازی کرده است و تابع خط مشی بوده است که توسط واشنگتن طرح شده بود و بیشتر روی برآمدهای نظامی تأکید داشت. ما همه از همین اکنون میدانیم این استراتژی کارگر واقع نشده است. امروز ما خود را تقریبا در جایی مییابیم که بیشتر از یکدهه پیش از آنجا آغاز کردیم و بهخوبی ممکن است که ما به وضعیتی برگردیم که از بسیاری جهات با دههی 1990 شباهت دارد. واقعیت این است که برای جامعهی جهانی یک افغانستان آرام بهتر از یک افغانستان بیثبات است، افغانستان بیثباتی که میتواند تهدید بزرگی برای ثبات منطقه و جهان باشد. این هم درست است که در پایان روز، تمام طرفهای درگیر مردم افغانستاناند و باید در این روند شامل باشند.
به این دلیل است که من باور دارم که اکنون زمان آن فرا رسیده است تا سازمان ملل متحد، در مطابقت با اساسات مأموریتش، در چشمانداز دیپلماتیک جنگهای افغانستان بازگشت قوی داشته باشد. به منظور تسریع این روند، ضرور است تا سرمنشی سازمان ملل متحد (بانکی مون) کاری کند که عزم او و از طریق او عزم جامعهی جهانی، در زمینهی دستیابی به یک راهحل سیاسی برای خشونتها در افغانستان، از طریق دعوت از تمام گروههای افغانی به شرکت در گفتوگوهایی که از حمایت سازمان ملل متحد برخوردارند را نشان دهد.
دوم اینکه بانکی مون باید شخصیت مطرحی چون یک رییس جمهور پیشین یا رییس پیشین دولت را به حیث نمایندهی ویژهاش در افغانستان تعیین کند و در نهایت اینکه او باید برای اولین دور گفتوگوها تاریخ و محلی را تعیین کند. من خالصانه امیدوارم که بانکی مون، سرمنشی سازمان ملل متحد درک کند که سال 2014 برای سازمان ملل متحد چگونه یک فرصت است تا سیاستهایش در قبال افغانستان را از سر گرفته و در برابر خشونتهای این کشور بایستد.
اکنون زمان آن است تا سازمان ملل متحد در مطابقت با مأموریت اصلیاش بر ابزار دیپلماتیک در زمینهی دستیابی به یک راهحل برای خشونتها در افغانستان تأکید کند. تمام گزینههای نظامی ناکام ماندهاند. مردم افغانستان آرزو دارند و به امید نیاز دارند.
آیا سازمان ملل میتواند افغانستان را نجات دهد؟
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه