با «خدادادگان» ستیزه کنید‌!

اطلاعات روز

بخش دوم
نصیر مهرین
هنگامی که سو استفاده‌های شناخته شده‌ی چند دهه‌ی پسین از مقدسات مردم‌ را در نطر می‌آوریم‌ ‌یا سخنی طی دیدار‌ها و نشست‌ها از آن‌ها می‌رود و کسانی از اطلاعات خویش می‌گویند، توجه ما به نیاز گفتن سو استفاده‌ها برای مردم بیش‌تر می‌شود. احساس می‌کنیم که آن صحنه‌ها و رویداد‌ها را باید از پیش چشمان مردمان حاضر گذر داد.
افزون بر‌آن، می‌نگریم که سو استفاده‌ها از دین و مقدسات مردم نیز پیشینه‌ای دارد، ناگزیر می‌شویم پیشینه‌ی کمتر شناخته شده‌اش را باز بیاوریم.
در این دیدارهای خویش، نمونه‌هایی را فراموش نمی‌کنیم که با حفظ اعتقادات و عزیز داشتن مقدسات، پیوندی با سو استفاده‌ها نداشته‌اند. از گذشته‌ها و در اوضاع کنونی، مثال‌های زیادی در این زمینه وجود دارند.
در متن کنونی قسمت‌هایی را که بارِ نارسایی و خام بودن را بیش‌تر حمل می‌نمود، با داشتن امید تکمیل شدن یا پرداختن به گونه‌ی مشترک همراه با عزیزان دیگر از این سلسله برداشتم. «نگاهی به ازدواج‌های تحمیلی دوشیز‌گان افغانستان با پول‌داران عرب و سرنوشت آن‌ها» از آن جمله است.

شاه، سایه‌ی خدا
می‌توان گفت که در برگ‌های تاریخ، کمتر شاه، سلطان و امیرِ کم و بیش قهار، ستم‌گر، فاسد و عیاشی را هم سراغ توان داشت، که قصد سو استفاده از «شاه سایه‌ی خداوند» بودن را ننموده باشد. آن‌ها هر عمل ناعادلانه، جفا‌آمیز، تعیش و خوش‌گذرانی را که انجام داده‌اند، با این ادعا که سایه‌ی خدا اند و به‌دور از سرزنش، توجیه کرده و به فریفتن مردم و بهره‌برداری برای تحکیم و بقای حکومت خویش مشغول بوده‌اند. بیش‌ترین خلفای‌ اموی و عباسی چنان نموده‌اند…
‌معاویه پسر ابوسفیان، بنیان‌گذار سلسله‌ی اموی «از دستگاه سلطنتی رومیان تقلید کرده، برای خود وسایل تجمل و نگه‌بانان مسلح فراهم ساخت و به خوش‌گذرانی مشغول گشت… معاویه نخستین خلیفه‌ی اسلامی است که خلافت را ارثی ساخت و برای پسر خود یزید به عنوان ولی‌عهد بیعت گرفت…» و چنان که واضح است، یزید مسبب تشنجات و مایه‌ی خون‌ریزی‌های بسیار شد.
وقتی «یزید ابن عبدالملک به خلافت رسید و به کاری جز باده‌پیمایی و زن‌بازی توجه نداشت؛ شب و روز بزم عیش و نوش برپا می‌ساخت و با دو کنیزک ماه‌روی به نام سلامه و حبابه خوش می‌زیست…» هنگامی که سرزنش‌ها شنید و متردد شد، حبابه روزی به وی که قصد رفتن به نماز جمعه را داشت، گفت‌: «زندگانی جز خوش‌گذرانی و کام گرفتن چیز دیگری نیست، گرچه مردم تو را سرزنش و توبیخ کنند». یزید بیش از این تاب نیاورد و فریاد زد: «ای جان جانان، درست گفتی؛ خدا نابود کند آن‌که مرا در مهر تو سرزنش کرد. ای غلام، برو و به برادرم مسیلمه بگو به جای من مسجد برود و نماز بخواند». [1]
«واثق، خلیفه‌ی عباسی از آواز کنیزکی خوشش آمد و دستور داد پنج‌هزار از دینار به صاحب کنیز انعام بدهند. ابن زیات، و‌زیر خلیفه این بخشش را بی‌جا دانسته، در پرداخت آن تعلل ورزید. خلیفه خشم‌گین گشته، او را مجبور ساخت به جای پنج‌هزار دینار، ده هزار دینار بپردازد». [2]
و بسیاری از خلفای اموی و عباسی در حالی که غرق در عیش و خوش‌گذرانی و مفاسد گوناگون بودند، با استفاده‌ی ابزاری از اسلام و تمسک «سایه‌ی خدا» بودن خویش، به بهره‌برداری‌های سو و فریب مردم مشغول بودند… در این متن فشرده فقط به جوانب خوش‌گذرانی‌های چند تن اشاره نمودیم. بقیه مفاسد‌ و مردم‌آزاری‌های آنان بسیار است.
چند نمونه از سلاطین و امیران نام‌دار خارج از سلسله‌ی اموی‌ها و عباسی‌ها را ببینیم:
خـــوارزم‌شــــاه
پس از قتل و قتال‌ها «هیبت سلطان (محمد خوارزم‌شاه)، در دل‌ها یکی هزار شد‌ و سلطان محمد را بر سبیل معهود در القاب اسکندر الثانی نوشتند… و امام ضیاالدین فارسی را قصیده‌ای است…»
رویت به حسن عالم جان را کمال داد
عشقت به لطف چهره‌ی دل را جمال داد…
شاه عجم سکندر ثانی که رای او
بر فتح ملکِ تـُرک حشم را مثال داد
از کفر اگر گرفت عفونت هوای دهر
تیغت به نفحه‌ی ظفرش اعتدال داد… [3]
پس از لشکر‌کشی‌ها و قتل‌های دیگر، به‌ویژه بعد از آن‌که یکی از اسرا را که تاینکو (‌یا سانکو ‌یا تانیکو) نام داشت، فرمان داد که بکشند و به آب بیاندازند، «ملوک اطراف به حضرت او رسل و هدایا متواتر کردند و در طغرای مبارک او را ظل‌الله فی‌الارض نوشتند و منشی ملک فخرالملک نظام‌الدین فرید جامی راست:
شهنشاها، جهان‌بخشا‌ تویی آنک
توان از همتت خواهد فلک قرض
به چشم همتت کمتر نماید
ز یک ذره جهان در طول و در عرض
همه پاکان کروبی به عهدت
پس از تقدیم شرط سنت و فرض
همی‌گویند بهر حرز در ورد
که السطان ظل‌الله فی‌الارض» [4]
قهار و خون‌ریزی که با اعمال قساوت‌آمیز ملک و دارایی بیش‌تر به دست می‌آورد، به وسیله‌ی واعظان و مداحان شخصیت‌ساز، چهره‌ی عادل می‌یافت؛ آدمی عیاش، خوش‌گذران بود و درباری داشت بس فاسد». ایامی را که در نیشاپور بود، همه به شرب مدام و ساز و سرود و تهیه‌ی لباس‌، زیور زنان و زنان مطربه بود» [5]
کسی که مدعی بود «سایه‌ی خدا» است‌ و به قول جوینی، «چون شیر خشم‌ناک و برق سهم‌ناک»‌ [6]، چنان با تحقیر و رسوایی، خفت و خواری درهم شکست و آدمکی شد که وجب جایی برای سر بر زمین نهادن نمی‌یافت. استخوان‌هایش به وسیله‌ی سپاه چنگیز خان از قبر بیرون گردیدند و به کام آتش فرو برده شدند و «خاکسترش را در معرض باد گذاشتند». [7]
امیر تیمور
آدمی که به دین‌داری تظاهر بسیار می‌نمود. چنان خون بسیار ریخته است که نامش در ردیف خون‌ریزترین قدرت‌جویان بی‌رحم است. به قول صاحب حبیب‌السیر، همین «صاحب قران گیتی‌ستان»، دسترسی به قدرت و پیروزی‌های دهشت‌آور خویش را برای دیگران عطیه‌ی خدایی تصویر می‌نمود.
نمونه‌ای از وصف خون‌ریزی‌های او را بنگریم‌: «چون آب دجله ا‌ز خون کشتگان بسان سرشک غمزدگان رنگ ارغوان گرفت و هوای دارالسلام بغداد از متن جیفه‌ی مردگان مانند نکهت انفاس خستگان سمت تعفن پذیرفت، امیر تیمور کورگان در اوایل ذیحجه‌ی حجه‌ی مذکوره، رایت نهضت به جانب تبریز برافراخت و در اثنای راه به قلع ماده‌ی فساد جمعی از کردان که راه می‌زدند، حکم کرده، سی نفر از ایشان را بر درخت‌های بلوط مصلوب ساخت و بعد از طی منازل و قطع مراحل در ییلاق آق مشهد نزول اجلال فرموده، در آن مقام، سادات عظام و علمای کرام و اشراف و اعیان تبریز که به‌رسم استقبال آمده بودند، شرف ملاقات حاصل نمودند و صاحب‌قران دوست‌نواز نسبت به آن فرقه‌ی واجب‌التعظیم، لوازم اعزاز و اکرام به تقدیم رسانیده، هر روز در پایه‌ی سریر سلطنت مصیر مجلسی عظیم منعقد می‌گشت و در آن محافل سخن از تحقیق مسایل دینی و تفتیش دلایل یقینی می‌گشت… و چند روز در آن مقام (‌کوشک غازانی‌) به عیش و نشاط اوقات بگذرانید، خرم و مسرور به تبریز رفته، در دولت‌خانه فرود آمد. [8]
در حالی که زمینه‌های پیروزی او را عوامل متعدد سیاسی و نظامی، مِن‌جمله نظم و انظباط، خشونت کم‌نظیر، ایجاد رعب و ترس تابعه از آن، مساعد شدن زمینه برای گردآوردن اجباری نیروی هراس‌ناک تعیین کرده بود، آن «همایون فال» تا آخر عمر مدعی بود که آن‌چه انجام داده است، از سوی خدا تعیین شده بود.
جهان‌سوز
شهر غزنین را بسوخت، خون ریخت‌ و به قول مؤلف چهارمقاله، «شهر غزنین را غارت فرمود»، «‌یا شهر غزنین را قتل عام نمود و هفت شبانه‌روز در آن شهر آتش زد…» همین مؤلف از او چنین یاد می‌کند‌:
«و خداوند عالم، علاءالدنیا و الدین، ابو علی الحسین بن الحسین اختیار امیرالمؤمنین که زندگانیش دراز باد و چتر دولتش منصور‌– به کین خواستن آن دو مَلِک شهر‌یار شهید و ملک حمید به غزنین رفت و سلطان بهرام‌شاه از پیش او برفت. بر درد آن دو شهید که استخفاف‌ها کرده بودند و گزاف‌ها گفته، شهر غزنین را غارت فرمود‌ و عمارات محمودی و مسعودی و ابراهیمی خراب کرد…» [9]
در نظر داشته باشیم که همین جهان‌سوز، همه‌ی اعمال کینه‌ورزانه‌ی خویش را به عنوان مؤمن و امیر مؤمنان انجام داده است. در حالی‌که هزاران زن و مردی که بی‌گناه کشته شدند، در تصمیم سلطان بهرام‌شاه غزنوی مبنی بر قتل سنگدلانه‌ی برادران علاءالدین ‌(نخست قطب‌الدین و پسان‌تر سیف‌الدوله‌)، سهمی نداشتند. افزون بر بی‌رحمی‌ها بر هزاران انسان، آن‌چه آبادی از پیشنه‌ها و زمان سلطان محمود بر جای مانده بود، به امر جهان‌سوز‌ به کام آتش فروریخت. به ویرانی‌های جبران‌ناپذیر و قتل هزاران بی‌گناه بسنده نکرد و به آتش زدن اسکلیت‌ها و قبرهای سلاطین پیشینه، «آتش دل خاموش» می‌کرد. «فرمان داد تا همه‌ی سلاطین محمودی را از گور برآوردند و بسوختند، مگر سلطان محمود و سلطان مسعود و ابراهیم…» [10]
ادامه دارد…
توضیحات و رویکردها
1- جرجی زیدان، تاریخ تمدن اسلام، ص69. ترجمه و نگارش علی جواهر کلام، مؤسسه‌ی انتشارات امیر کبیر، تهران، 1369 خورشیدی.
انگیزه‌ی ارج نهادن به سخنان جرجی زیدان در مورد خلفای اموی و عباسی از طرف صاحب این قلم، از آن‌رو است که وی به با وجود تفاوت دیانتش (‌جرجی زیدان عیسوی بود)، از جاده‌ی انصاف عدول نکرده است. هم‌چنان این مزیت را دارد که پژوهش او متأثر از اختلافات فرقه‌ها و مذاهب دین اسلام نیست.
2- منبع بالا، ص 363
3- عطاملک علاءالدین بن بهاء‌الدین بن محمد شمس‌الدین محمد جوینی، تاریخ جهان‌گشای جوینی، به اهتمام محمد ابن عبدالوهاب قزوینی، ص 78، جلد دوم، چاپ سوم، انتشارات بامداد، تهران، 1369.
4- منبع بالا، ص 83
5- میر غلام محمد غبار، افغانستان د‌ر مسیر تاریخ، ص 141، به نقل از جلد دوم تاریخ جوینی چاپ قدیم.
6- منبع شماره‌ی 3، ص 49.
7- منبع شماره‌ی 5
8- غیاث الدین بن همام‌الدین الحسنی (خواند‌‌میر)، تاریخ حبیب‌السیر، جلد سوم، ص 501، چاپ دوم، کتاب‌فروشی خیام، تهران، ایران، 1353 خورشیدی.
9- احمد بن عمر بن نظامی عروضی سمرقندی، چهارمقاله، ص45، از روی تصحیح محمد قزوینی، چاپ اول، ویرایش دوم، تهران، 1382 خورشیدی.
10- منبع بالا، ‌ص 155

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه