رضا مِهسا
سخنرانیهای رییس جمهور کرزی همواره ماهیت پوپولیستی داشته و دارند و بیشتر سخنان وی با حفظ دادههای پارادوکسیکال سر از قاموس گفتار کوچهای و خیابانی بیرون میکشند. در عرف زبان دیپلماسی بیشتر به دادههایی اکتفا میشود که جنبهی رسمی بودن زبان در آن ملموس باشد، چیزی که تمام سخرانیهای جناب رییس جمهور با آن بیگانه است. اگر لختی به کنه و ماهیت سخنرانیهای مرزی در این دوازده سال درنگ شود، به نیکی در مییابیم که جناب رییس جمهور علیرغم اینکه خیلی ساده و سلیس به زبانهای پشتو، فارسی و انگلیسی صحبت میکند، ولی هیچکدام گفتههایش ریشه در یک مدیریت گفتاری از قبل تعریف شده ندارد. آنچه سخنان رییس جمهور را بیشتر متمایز میسازد، این است که خوراک عوامفریبی دارد و از انگارههای پوپولیستی بهشدت رنج میبرد.
موضع سیاسی گرفتن با زبان کوچه و بازار غالبا به فرافکنی میانجامد تا یک دیپلماسی گفتاری که خوراک درون کشوری یا فراکشوری داشته باشد. یکی از شاخصههای زبان دیپلماسی کرزی این است که همواره در فضایی از تناقض سخن میبافد، چنانچه درست به خاطر دارم زمانیکه سال گذشته نیروهای پاکستانی جغرافیای افغانستان را موشکباران کردند و به بخشی از خاک افغانستان تجاوز کردند، رییس جمهور طی یک نطق آتشین برضد پاکستان در مقابل کمرهها و میکروفونهای رسانههای داخلی و خارجی ظاهر شد و به پاکستان غیرت افغانی را یادآور شد، ولی درست پس از چند ساعت دوباره وارد قلمرو دیپلماسی منفعلانه شد و از پاکستان رسما بابت گفتههایش عذر خواست.
کرزی در سخنرانیهایش گاهی پاکستان را برادر خطاب میکند، گاهی دشمن. گاهی میگوید، اگر کشور ثالثی بر پاکستان حمله کند، افغانستان در کنار پاکستان خواهد بود، ولی گاهی پاکستان را عمق استراتژی بحران در افغانستان میخواند. نداشتن یک موضع قوی سیاسی در قبال همسایگان از سوی اتاق فکر حاکمیت فعلی، مسیر مداخلات این کشورها در کشور را باز گذاشته است.
بدیهی است که انسانها در زندگی روزانه وقتی با هم میلولند، با کرکتر و عادات خاص خویش ظاهر میشوند و از گفتاری پیروی میکنند که میتوانند با آنها بیشتر مفاهمه ایجاد کنند. اگر بدبینانه قضاوت نمایم، فرهنگ گفتار در کوچه و بازار ما مردم افغانستان خیلی مبتذل است، نسبت به سایر گویشهای بازاری و کوچهای در دیگر نقاط جهان. گفتمان مسلط بر حوزهی گویش درون کوچهای و روی بازاری ما بیشتر با فحش و عبارات رکیک عجین است و این حقیقتی است که باید پذیرفت.
انسان افغانی به هرحال با این طرز گویش خودش را در کوچه و بازار راحت احساس میکند و با طرف مفاهمه ایجاد میکند؛ رییس جمهور این فرهنگ و گفتمان را در سخنرانیهایش کمی تعدیل کرده و از آن استفاده میکند، چنانچه مهملبافی و عوامفریبی و ضد و نقیض گفتن در گفتههای رییس جمهور موج میزند.
ولی نباید نادیده انگاشت که با وارد شدن در دنیای سیاست و سخن گفتن از آدرس یک کشور و از تریبون یک جامعه، سخن کردن با حفظ تکیه کلامها و اصطلاحات عامیانه و تکرار یک کلمه پشت سر هم خلاف عرف پذیرفته شدهی زبان دیپلماسی است.
من بارها اعتراف کردهام که قلندری سخن کردن کرزی صاحب مرا کشته است، ولی نباید اصول و گفتمانی که بر گفتار یک مقام رسمی سایه دارد را زیر پا گذاشت. به تعبیر علی بزرگ، «اللسان سبع ان خلی عنه فعقر»، زبان درندهای را ماند؛ اگر از آن غافل شدی، میدرد؛ در غفلت سخن کردن برای یک رییس جمهور خیلی خطرناکتر از آن است که دست به اقدامات عملی زند.
آنچه در جهان برای ایراد سخنرانی یک مقام رسمی متداول است، این است که علیرغم اینکه رییسان جمهور کشورها و مقامهای عالیرتبهی دولتهای جهان در نهایت بلاغت و فصاحت کلام قرار دارند. سخنرانیهای مهمشان را قبلا روی یک متن با مشورهی با مشاوران ورزیدهیشان پیاده میسازند بعد آن را در نشستهای رسمی به خوانش میگیرند. اصلی که رییس جمهور کرزی اصلا به آن معتقد نیست و بسمالله گفته بر فراز منبر میشود و چون بوسوئه، خطیب شهیر فرانسوی به سخنرانی میپردازد.
از قدیم گفتهاند که «سخن سنجیده گو تا دوست را دشمن نگردانی». آری، باید سخنرانیهای یک مقام رسمی در قدم نخست به وسیلهی کارشناسان سیاست داخلی و خارجی سبک و سنگین گردد و بعد به سمع مخاطبان و رسانهها رسانده شود تا بروسکات عمومی پیدا کند و اگر این روند بدون رعایت احتیاط و احترام به خطوط قرمز و تابوهای دیگران ایراد شود، ممکن در یک لحظه تمام بیلانسهای موجود بههم بخورند و بستر برای تنش و بحران فراهم شود.
مثلا سخن اخیر کرزی که در بزرگداشت از روز زن در کشور گفت که مردان افغانی بروند زورشان را به امریکا نشان دهند، کدام موضع رسمی دولت افغانستان را در پیوند با امریکا بر جسته میسازد؟ بدیهی است که منطق زور و غیرت کذایی ما افغانستانیها را.
به هرحال، میتوان گفت که زبان دیپلماسی ریس جمهور کرزی، مثلثی را میماند که بر اضلاع تناقض عوام فریبی و مهملبافی استوار است و این بدترین نوع گفتار دیپلماسی است. شنیدم که رییس جمهور در آخرین سخنرانی دورهی کاریاش که به مناسبت گشایش دورهی کاری پارلمان کشور در کابل ایراد کرده است، باز هم پاکستان را دشمن خوانده است و گفته است، پاکستانیها باید بدانند که افغانستان وقتی مطیع روس و انگلیس نشدند، بعید است که مطیع پاکستان شوند. در چنین شرایط حساسی که میباید کاری کنیم که پاکستان از جانب افغانستان مطمئن گردد که دیورند دیگر چالشساز نیست و افغانستان به عنوان یک دوست استراتژیک در جوارش قرار دارد تا عمق راهبردیاش را که همانا بدامنی و بیامنی در افغانستان است، تغییر دهد، با این دشمنتراشیها پاکستان را وا میدارد که بر عمق راهبردیاش در پیوند با افغانستان ثابت بماند که آن وقت نه غیرت افغانی کارساز خواهد بود و نه شیر کاهخور بودن.
بازتاب سخنان رییس جمهور در رسانههای امریکایی نیز نگران کننده است، چنانچه روزنامهی گاردین در مقالهای به سخنرانی ایشان پرداخته است؛ من به امریکا اجازه نخواهم داد تا در افغانستان بماند.
به باور کارشناسان امور و افکار عمومی در کشور، همه ایمان دارند که با خروج نیروهای خارجی از کشور، کشور آبستن تحولاتی همچون جنگهای داخلی یا تسلط القاعده و طالبان خواهد شد. حالا با این گفتهها، گیرم که امریکا کشور را تا ختم سال 2014 میلادی ترک گفت، بعد چه میشود؟
مسلما کاری خواهد شد که نه غیرت افغانی و نه شیر کاهخور بودن از پس عواقب آن پیروز بهدر نخواهد شد. به هرحال، خسروان صلاح مملکت خویش دانند. این گفتار را با تشکری رسمی و همیشگی رییس جمهور به پایان میبرم: «آباد باشین، زنده باشین، همیشه سیر باشین، خدا ماره هم مثل شما سیر بسازه».
پوپولیست شعر میسراید
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه