حوا محمودی
در امتداد سایهی دیوار در حرکتم که گفتوگویی توجهم را جلب میکند. یکی به دیگری میگوید: «معاش مفت میخورید ولی اصلاً کار نمیکنید…» این بریدهی از جریان جنجال و گفتوگوی یک فرد با یک ماموری ادارهی پُست است. آن فرد با سخنان تندی به مامور اداره پست میگوید: «این بسته باید یک ماه پیش به من میرسید و اما از دست شما…»
گفتوگو به این جا تمام نمیشود؛ صاحب بسته ادامه میدهد: «شما کار نمیکنید و اما معاش مفت از دولت میگیرید و میخورید.»
ادامهی صحبتهای آن فرد با مامور ادارهی پست همچنان زجرآور است. آن سوتر به چهرهی پستهرسان میبینم که ایستاده تا گیرنده تایید کند. مرد همچنان به صحبتهای تندش ادامه میدهد و تمام بدبختی افغانستان را به گردن او و سایر کارمندان دولتی میاندازد و او را ملامت میکند و به او و هرچه مامور دولت اند، دشنام میدهد. پستهرسان اما ساکت است و فقط سرش را میجنباند و منتظر گرفتن امضای دریافتکننده است؛ اما تکان دادن سرش حرفهای بسیار دارد.
در پایان گفتوگوی آنها به طرفش میروم و سر صحبت را با او باز میکنم. نامش «عبدالرحیم خاکسار» است. 53 سال سن دارد. به گفتهی خودش سی سال بدون وقفه از ساعت 8 صبح تا چهار عصر در گرما و سرما نامهها را به مقصد رسانیده است. از نامههای رسمی بگیر تا نامههای شخصی.
او میگوید که گاهی با تمام تلاش نمیتواند نامهها را خیلی زود به صاحبانش برساند: «گاهی به خاطر پیچیدگی شهر و آدرسهای نامشخص نمیتوانیم پست را برسانیم و این سبب میشود که بعضیها عصبانی شود.»
در سالهای اخیر شهرنشینی در افغانستان سرعت بالای داشته است. با گسترش شهرنشینی و مهاجرتهای درونمرزی و بیرونمرزی، بزرگشهرهای کشور به خصوص کابل، پایتخت دستخوش تحولاتی سریعی بوده است. سرعت این تحولات سبب شده تا زیر بناهای شهری آنچنان که لازم است، ساخته نشود. مثلاً مردم بیهیچ توجهی دست به اعمار خانههای بدون نقشه بزنند. مطابق گزارشها هماکنون بیش از هفتاد درصد از خانهها در کابل بدون نقشه و ماسترپلان شهری ساخته شدهاند.
بدون نقشه بودن خانهها در این شهر افزون بر دیگر مشکلات، سبب شده آدرسیابی نیز دشوار باشد و سختی این کار برای کسانی بیشتر اند که اساس کار آنها آدرسیابی است؛ همانند عبدالرحیم خاکسار!
تلخترین خاطرات سی سال پستهرسانی
عبدالرحیم میگوید که پیچیدگی مسیرها و کوچههای که به بنبست منتهی میشود او را مجبور میکند برای رساندن یک نامه چند روز و حتا چند هفته جستوجو کند تا بتواند نامه را به گیرندهی آن تحویل دهد. او مامور شعبه دهبوری افغانپست است و وسایل کارش یک دوچرخه، یک کلاه پیکدار و یک خریطه است که در آن نامهها را جا داده به محل مورد نظرش میرساند. ساحهی کارش غرب کابل و افشار سیلوی مرکزی است.
او برایم گفت: «سپردن نامههای رسمی و غیر رسمی به گیرندهها کار من است.» کاری که برای او هزار و یک داستان تلخ و شرین آفریده است. او در جریان این سالها بارها برای رسیدن به مکان نامشخص که در پشت بسته درج شده، رکاب زدهاست. نامشخص بودن مسیر برای او در بسیاری موارد خاطرهانگیزه بودهاست و اما بخش اعظم خاطراتش تلخ است.
او قصه کرد: «رکاب زدن در مسیر اشتباه و برخورد به بنبستها در این سالها برایم خیلی ناراحتکننده بوده است. به دلیل این که در جریان ماموریت تابستانها باید بوی بد را تحمل کنی و در زمستانها گل و لای کوچهها را و اما در دو فصل دیگر سال اگر خاکباد نباشد باز هم قابل تحملتر است. با همهی این مشکلات اگر آخر کار آدرس را هم پیدا نتوانی خودت فکر کن…!»
گذشته از این وقتی با تمام این مشکلات آدرس را پیدا میکند اما گیرندهها برخورد درست نمیکنند و عصبانیاند که چرا این قدر دیر مرا پیدا کردی، بر خستگیهای او و همکارانش میافزایند: عبدالرحیم به من گفت: «عجله در انجام وظیفه تعهد است اما گاهی با مشکل مواجه میشویم که هیچکس در قسمت حل کردن آن همکاری نمیکند و دست آخر برخیها شاید حق هم داشته باشند که از دیر رسیدن نامه ناراحت شوند، آنها دشنام میدهند.»
عبدالرحیم در قبال این کارش ماهانه هشت هزار افغانی معاش میگیرد و به گفتهی خودش مجبور است که با آن امور زندگیاش را بچرخاند: «من هر چند خانوادهی کوچک دارم، اما با توجه به قیمتها با هشت هزار افغانی به سختی گذاره میکنم. شاکرم که معاشم رزق حلال است و من به آن قانعم.»
پسر بزرگ او دانشآموز صنف دوازه و دخترش بیمار است. او با معاشش در کنار تامین سایر نیازمندیهای خانه مجبور است که یک بخش از معاشش را برای گرفتن دارو برای دخترش اختصاص دهد.
او میگوید گاهی از مرگ نیز عبورکرده است. عبور از مرگ را اینگونه توضیح داد.: «در جریان رساندن نامههای رسمی گاهی به اتفاقات دردناک برخوردهام و گاهی هم به گونهی معجزهآسا از آن اتفاقات جان سالم به در بردهام.»
او امسال در جریان رساندن یک نامهی رسمی به حوزه سیزدهم پلیس، فقط چند لحظه زودتر از زمان وقوع حادثه از آنجا خارج میشود.
نزدهم ثور سال جاری، گروهی از مهاجمان انتحاری بر حوزه سیزدهم امنیتی شهرکابل در منطقه دشت برچی حمله کرده و یکی از مهاجمان خودش را در دروازه ورودی این حوزه منفجر کرد. درگیری ساعتها طول کشید و سرانجام با کشته شدن دو پولیس و دو مهاجم پایان یافت.
آدرسهای نامشخص
گلایه عبدالرحیم از روزگار بسیار است. بخش بزرگ گلایههایهاش از ناملامیتهای روزگار و سرگردانی در کار نامهرسانی است. میگوید که بیشتر بستههای شخصی که او باید برساند با آدرس مثل «دشت برچی، شهرک صفا» به او واگذار میشود. بسته را تحویل میگیرد و حیران میماند که در یک ساحهی بزرگ چگونه صاحب آن را پیدا کند؟ برایم گفت: «بیشتر وقتها نامهها نه تنها آدرس مشخص ندارند، بلکه شماره تلفن گیرنده آن هم نیست، حتا آدرس مسجد آن مکان نیز وجود ندارد. من در دشت برچی، در شهرک صفا حیران میمانم که چه کار کنم؟»
جهتیابی آنلاین
این در حالی است که شهرداری کابل به منظور حل این معضل، سال گذشته، کار نصب لوحههای آدرسیابی را شروع کرده و در حال حاضر نیز کار نصب لوحههای آدرسیابی در شهر کابل ادامه دارد.
بنابر معلومات ارایه شده از سوی شهرداری، برنامهی آدرسیابی در دو مرحلهی جداگانه در حال اجرا است؛ در مرحلهی نخست کار سروی و ثبت خانهها و کوچهها با در نظر داشت موقعیت نواحی صورت میگیرد و بعد آدرسیابی به اساس شمارهگذاری خانهها و کوچهها در نواحی مختلف.
در این طرح از شماره 1 الی 1250 در هرگذر و خانه، شمارهگذاری شده که یک سمت کوچه اعداد تاق و سمت دیگر آن اعداد جفت کار گرفته شده و در ردیف خانهها برای ساحات خالی به مساحت سه بسوه، شمارهی ریزرفی/ احتیاطی در نظر گرفته شده است.
براسای این طرح کوچههای که قبلاً نامگذاری شده به حالت خود باقی میماند و در سطح هرناحیه نام یک کوچه فقط یک بار در لوحههای مخصوص درج میشود.
شماره خانه بر دروازهی منازل و شماره کوچه و ناحیه در چهارراهها نصب میشود تا از این طریق برای شهروندان کابل در راستای آدرسیابییی مکانهای مورد نظر سهولت بهتر فراهم شود.
مسوولان میگویند که در این مرحله کسانی که به نقشهی گوگل، تکنالوژی انترنت و مبایلهای هوشمند یا جی پی اس و وسایل نقلیه دسترسی داشته باشند، میتوانند با استفاده از نمبر خانه، اسم یا شمارهی کوچه و نمبر ناحیه بهراحتی آدرس مورد نیاز را بدون کمک پیدا کنند و کسانیکه به تکنالوژی دسترسی نداشته باشند، میتوانند با داشتن معلومات فوق (نمبرخانه، اسم یا شماره کوچه و نمبرناحیه) از نقشهی نواحی مربوطه را دریابد و کسانی که استفاده از نقشه را بلد نباشند، با در خواست کمک از مردم محل آدرس مورد نظر را دریابند.
بنابر معلومات ارایه شده از سوی شهرداری، در مرحله بعدی برای مهیا ساختن سهولتهای بیشتر در امر آدرسیابی، کار بالای نرمافزار آنلاین آدرسیابی صورت گرفته که بهگونهی آنلاین و با استفاده از مبایلهای هوشمند عمل مینماید. از طریق این نرمافزار با شمارهی مسلسل هشت رقمی چسپانده شده بر درگاه خانهها و ساختمانها و درج آن در نرمافزار مخصوص به صورت هوشمند، آدرسهای چون ارگانهای دولتی، شفاخانهها، پارکها، کارخانهجات و منازل رهایشی در اختیار هر جستوجوکننده قرار خواهند گرفت تا در آینده همه بتوانند صرف با داشتن شمارهی مسلسل هشت رقمی از طریق مبایل هوشمند (بدون استفاده از انترنت) یا دیگر وسایل جهتیابی، آدرس مورد نظر را بهسادگی دریابند.
ماموران اداره پست میگویند که اگر این برنامه تطبیق شود برای آنها نیز سهولت فراوان مهیا میشوند و آنها میتوانند بدون سرگردانی و به موقع نامهها را در مکانهای مشخص برسانند و همه از آنها راضی باشند.
آنها میگویند که حالا به دلیل دقیق نبودن آدرسها شهروندن حتا با طرز نوشتن آدرس نامه نیز آشنایی ندارند. از این رو در بسیاری موارد حتا پستهای که به خارج ارسال میکنند، نیز دوباره به افغانستان مسترد میشود.
تاریخچهیخدمات پستی
ارتباطات پستی برای اولین بار در زمان امیر شیرعلی خان در سال 1860 میلادی بهوجود آمد. بعدها در سال 1928 افغانستان به عضویت اتحادیه بینالمللی پست در آمد. در این دوره برای اولینبار ارسال هوایی بستههای پستی به خارج از افغانستان آغاز شد. در زمان نادر خان علاوه بر نامههای پستی، پست کارتها، مجلات، اوراق تجاری و بستههای سبک وزن دیگر نیز به داخل و خارج از افغانستان ارسال میشد.
ارتباط پستی با خارج افغانستان نیز به صورت چشمگیری افزایش یافت و میان کابل و شهرهای بزرگ دنیا مثل مسکو، دهلی، فرانکفورت، هامبورگ، آمستردام، نیویورک، پاریس، ژنو، رم، بیروت، قاهره، توکیو، آنکارا، صوفیه، پکن، تهران، اسلامآباد و کراچی ارتباط پستی هوایی برقرار شد.
از سال 1335 خورشیدی پست هوایی در داخل خود افغانستان نیز فعال شد و ارتباط میان شهرهای کابل، هرات، مزارشریف، قندهار و میمنه بر قرار شد.
در حال حاضر علاوه بر پست دولتی، شرکتهای خصوصی داخلی و خارجی مانند دی اچ ال، تی ان تی، فدکس، افغان پست و پست سریع باختر در امر نامهرسانی و انتقال بستههای پستی در افغانستان فعالند. غیر از بانک نوت، طلا و مواد مخدر، دیگر هر نوع اشیای سبک پست میشود. نرخ ارسال هر پست نظر به موقیت آن، از بین 13 تا 28 افغانی است و کسانی چون عبدالرحیم خاکسار با هشت هزار افغانی در ماه در گیر این کار هستند.