منبع: مرکز تحقیقاتی بروکنگز
نویسندگان: مایکل اوهانلن و نجیب شریفی
برگردان: جواد زاولستانی
آخرین خبرها دربارهی افغانستان این است که اوباما تصمیم گرفته است پنتاگون برنامهریزی «گزینهی صفر» را بعد از 2014 آغاز کند. این تصمیم نشان دهندهی شکننده بودن مناسبات افغانستان و ایالات متحده است. با وجود سرمایهگذاریهای عظیم دو کشور در راستای مأموریت مشترک، به نظر میرسد که دوستیِ دو کشور بهجهت اشتباهی در حرکت است. در صورت شکست این روابط، عواقب مصیبتباری متوجه دموکراسی جوان افغانستان خواهد بود. همچنان پیامدهای بالقوهی خطرناکتری برای مبارزهی ایالات متحده علیه تروریزم جهانی خواهد داشت.
با این حال، بزرگترین نگرانی، مناسبات اوباما و کرزی نیست، بلکه بزرگترین نگرانی، انتخابات ریاست جمهوری پیشرو است که در آن یکی از نامزدان کنونی ریاست جمهوری، بعد از دوازده سال جانشین کرزی میشود. این انتخابات که قرار است در 16 حمل برگزار شود، احتمالا در دور اول کسی بیشتر از 50 درصد رای نخواهد گرفت. در آن صورت، دور دوم انتخابات بین دو نامزد که بیشترین رای را گرفته، در اواخر بهار یا اوایل تابستان برگزار خواهد شد تا برندهی آن مشخص شود.
با وجود مشکلات بزرگی که افغانستان با آن روبهرو است، تا کنون مبارزات انتخابات ریاست جمهوری بهخوبی پیش رفته است. پوشش رسانهای مبارزات نامزدان به صورت عموم «منصفانه و متوازن» و در جریان مبارزات، خشونت محدود بوده است. کاندیداهای پیشتاز در جامعهی بینالمللی مشهور و باظرفیت و به صورت عموم عاری از فسادند. تعداد کاندیداهای جنگسالار کماند. تمام کاندیداهای ریاست جمهوری طرفدار حمایت دوامدار ایالات متحده و ناتو از کشورشان بعد از 2014 اند. آنان این موضوع را که کشورشان تا هنوز ضعیف، فقیر و در خطر است، درک میکنند و میدانند که لویه جرگهی خزان گذشته و تمام نظرسنجیهای اخیر نشان دهندهی تمایل مردم افغانستان به دوستی با امریکاست.
بدبختانه وضعیت بعد از 16 حمل میتواند بهزودی بدتر شود. انتخابات یقینا نمیتواند با معیارهای رایگیری امریکا برگزار شود. این کشور هنوز در جنگ است، بهویژه، در مناطق پشتوننشین. معنای آن این است که رایگیری در بعضی مناطق متوقف خواهد شد. این وضعیت شاید بعضی کارمندان انتخابات را وسوسه کند که برای جبران آن، مانند انتخابات 2009، اقدام به پر کردن صندوقهای رای کنند. حتا اگر ناظران انتخابات آنان در هنگام تقلب بگیرند، پیامدهای آن خیلی بد خواهد بود. در واقع، برخلاف دورهی گذشته، نتیجهی آن بعد از آنکه رایها دوباره حساب شوند، میتواند تغییر کند. با آنهم، باعث ایجاد این تشویش خواهد شد که نتیجهی انتخابات مهندسی شده است. با وصف هر مشکلی که کنگرهی ایالات متحده با کرزی داشت، وضعیت میتواند خیلی میتواند جدیتر از قبل باشد، اگر رییس جمهوری که سالانه ملیونها دالر کمک امریکا و ناتو را دریافت میکند، به عنوان برندهی مشروع انتخابات دیده نشود.
قانونگذاران امریکایی بعضی وقتها در گذشته، خواستهاند که کمک به رژیمهایی را که آنان غیرمشروع یا تقلبی میدانند، قطع کنند. با وجود آنکه آن کشورها برای ایالات متحده اهمیت استراتژیک داشتهاند. گنکرهی امریکا کمک به رژیم مارکوس در فلپین، رژیم موبوتو در زایر، چندین حکومت، بهشمول رژیم السلوادر در امریکای لاتین و تعداد متحدان دیگرش را در جریان جنگ سرد قطع کرد. رییس جمهور کارتر خروج عساکر و قطع حمایتهای دیپلماتیک را از کوریای جنوبی در یک دورهی خودکامگی در دههی 1970، مد نظر گرفت. یقینا وقتی که مخاطرات استراتژیک بالا است، همیشه زمان میگیرد تا فشارها به نقطهی جوش برسد. اما تعداد زیاد مقامهای امریکایی و تعداد بیشتر مردم عام دربارهی اینکه هنوز هم اهمیت استراتژیک افغانستان بالاست، شک دارند، بهویژه در نظر داشتن این نکته که حالا اسامه بن لادن کشته شده است و جهاد جهانی بار دیگر به سوی شرق میانه و شمال افریقا رو کرده است. این نکتهای است که سیاستمداران افغانستان یا آن را درک نمیکنند، یا دستکم میگیرند.
نکته این است که رهبران امریکا نیاز به یک سلسله مبناهایی دارد که براساس آن موفقیت انتخابات پیشرو در افغانستان را داوری کنند. از دیدگاه آنان، افغانستان نیاز دارد برای رسیدن به آن معیارها تلاش کند، نه اینکه به شکل سادهانگارانهای به این پندار باشند که اهمیت جیواستراتژیک کشورشان حمایت بیرونی بعد از 2014 را تضمین میکند.
ما اصول کلی زیر را مطرح میکنیم که براساس آن انتخابات پیشرو یا برگزاری دور دوم انتخابات قابل پذیرش ارزیابی خواهد شد. با در نظرداشت این اصول کلی، انتخابات افغانستان از دید امریکاییها موفق و منطقی خواهد بود و این موارد اهداف مهمی است که مردم افغانستان باید به آن دست یابند.
• رسانهها باید به پوشش مبارزات کاندیدان به شکل منصفانه ادامه بدهند و این پروسهی دموکراتیک نباید توسط کارگزاران قدرت که تلاش میکنند نامزدان مشخص را به شکل غیرمنصفانه به نفع یک نامزد دیگر از مبارزات بیرون بکشند، تخریب گردد.
• رایدهی حداقل از نگاه اشتراک مردم و جلوگیری از تقلب، باید بهبود اندک وضعیت را نسبت به انتخابات ریاست جمهوری سال 2009 و انتخابات پارلمانی سال 2010 نشان دهد. برای مثال، این یک نشانهی امیدواری خواهد بود که این بار در حدود 20 درصد آرا غیرمعتبر اعلام شود.
• کمیسیون مستقل انتخابات و کمیسیون مستقل شکایات انتخاباتی که اینبار عضو خارجی ندارند، باید بار دیگر نشان دهند که کارشان را بدون تأثیر نفوذ سیاسی انجام میدهند. مثل دورهی قبل، آنان باید رایهای غیرمشروع را به هر شمار که باشد، در هرحال، باید بدون دخالت حکومت از شمارش بیرون بکشند. لازم است که جامعهی مدنی و احزاب سیاسی افغانستان نقش خیلی فعال در نظارت از کارکرد نهادهای انتخاباتی بازی کنند و در صورت مشاهدهی کدام اشتباه از طرف آنان در این پروسه، باید اقدام جدی روی دست بگیرند.
• هر کس که برندهی انتخابات میشود، باید دولت جدید را با یک روحیهی فراگیر و همهشمول تشکیل دهد. حداقل در این مورد، رهبر آینده باید از حامد کرزی بیاموزد که همیشه یک کابینهی چندین قومی تشکیل داد. با در نظرداشت وضعیت شکنندهی کشور، کاندیدای بازنده نباید نتیجهی انتخابات را به چالش بکشد، مگر اینکه تقلب فاحش و سیستماتیک باشد.
• رییس جمهور بعدی باید در توزیع امکانات و کاربرد قدرت دولتی در تمام ولایتها و گروههای قومی منصفانه و عادلانه عمل کند، چون مشروعیت حکومتش تنها بستگی به نتیجهی انتخابات نخواهد داشت، بلکه به شیوههای حکومتداری خوب نیز وابسته است. این کار نیازمند آن است که رییس جمهور بعدی در بیرون کردن مقامهای فاسد از حکومت جدیتر از کرزی اقدام نماید.
ما میدانیم که نخستین انتخاباتی که منجر به انتقال مسالمتآمیز قدرت در هر دموکراسی جوان میشود، حساس و بینهایت دشوار است. مردم افغانستان باید هرچه در توان دارند، برای موفقیت این روند انجام دهند و خارجیها نیز باید همزمان با آنان، نظام سیاسی افغانستان را حسابده بسازند. در عین زمان، آنان باید در بارهی اینکه چه چیزی در این سال دستیافتنی است، واقعگرا باشند.
انتخابات افغانستان؛ موفقیت به چه معنا خواهد بود؟
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه