نویسنده: ویکتور دیویدوف
برگردان: خلیلالله حمیدی
منبع: مسکو تایمز
یک سال پیش، یعنی به تاریخ 7 می2013، کاروان موترهای رییس جمهور منتخب، ولادیمیر پوتین از خیابانهای خالی مسکو که از هر زندهنفس توسط پولیس پاک شده بود، برای مراسم تحلیف به کاخ کرملین وارد شدند. بازتاب این مراسم مورد توجه مردمی و رسانههای عمومی قرار نگرفت. دلیل آن این بود که جشن روز پیروزی تحت شعاع تظاهرات قرار گرفته بود و این روز پیامی برای جشن گرفتن نداشت. با گذشت یک سال از آن روز، امروز روسیه بهتر از سال قبل خود نیست و این واقعیت را حتا طرفداران پوتین نیز میپذیرند. ویتالی تریتیاکوف روزنامهنگار مینویسد: «رهبران طبقهی حاکم روسیه خارج از کنترول است و اصلاحات در روسیه یا ناموفق بوده یا به یک فرصت تجارتی برای بوروکراتها تبدیل شده است. کدام نوآوری در اقتصاد قابل مشاهده نیست و هیچ چشماندازی هم در آیندهی نزدیک وجود ندارد و تنفر مردم از طبقهی حاکم حریص هر روز بیشتر میشود».
امروز کاملاً روشن است که از لیبرال «پوتین» آنچه انتظار میرفت، نیست و نخواهد بود. آنچه را پوتین در دوازده ماه گذشته به دست آورده است، متناسب با شرح و بیان وزیر خارجهی پشین آمریکا، هیلاری کلینتون است که در ماه دسامبر سال گذشته در دوبلین ابراز داشته بود: پوتین در صدد احیای مجدد شوروی است و پوتین میتواند در قدرت تا زمانی که میخواهد، درست مثل رهبران شوروی، لیونید برژنف و یا ژوزف استالین باقی بماند.
در عرصهی اقتصادی، احیای مجدد شوروی به معنای تداوم و تقویت شرکتهای دولتی غولپیکر ناکارا و غیرمؤثر است؛ چنانچه، در این دوره تعدادی از شرکتها و کسبهکاران کوچک و متوسط سقوط نموده یا دست از فعالیت برداشتهاند. تنها در سه ماه اول سال 2013، بنابر گزارش وزارت توسعهی اقتصادی، تقریبا به تعداد 300.000 تجارتپیشه یا کسبهکاران کوچک- تقریبا 7 درصد از کل- دست از فعالیت برداشتهاند. تنها دستآورد سیاست اقتصادی پوتین در سال جاری، تأمین مالی تعدادی از پروژههای نظامی است و بس. در ضمن، رییس جمهور پوتین بارها ابراز داشته و معتقد است که پروژههای نظامی یکی از مهمترین بخشهای اقتصادی است. رویکرد پوتین در تضاد کامل با سیاست دو رییس جمهور قبلی، هر یک بوریس یلتسین و میخایل گورباچف است، زیرا آنها ارتش را به عنوان مايهى دردسر و گرفتارى در راستای اقتصاد روسیه میدانستند، اما پوتین برعکس.
در سطح بینالمللی، پوتین در صدد است تا حوزههای نفوذ روسیه در دورهی جنگ سرد را دوباره احیا نماید. ایشان در پاسخ غیرمستقیم خود به کلینتون تأکید ورزیده است که قلمرو اتحاد جماهیر شوروی سابق، حوزهی منافع روسیه است. در عمل، بارها موانع در برابر همگرایی جمهوریهای تحت نفوذ شوروی سابق به اتحادیهی اروپا یا کشورهای غربی ایجاد نموده است. رویهمرفته، تنظیم روابط مجدد روسیه با ایالات متحده را مرده در آب باید دانست و هر تلاشی که تا امروز برای جلب پوتین در راستای حل مشکلات بینالمللی صورت گرفته، ناموفق بوده است. این قابل تعجب نیست که در واقع روسیه بخشی از مشکلات است؛ در دو مثال زندهی آن از ایران و سوریه میتوان نام برد.
بدبختیها دقیقاً از ماه می سال گذشته آغاز شدند، زمانی که مجلس روسیه (دوما) مجموعهی قوانین محدودیت حقوق شهروندان را تصویب کرد. این دستآورد مجلس در فضای وبلاگنویسی روسیه با نام مستعار «پرینتر دیوانه» یاد میشود. محدودیتهای جدید حقوق بشری در روسیه از طرف پوتین در جریان یک سال آنقدر فراگیر است که حتا تشابهات نزدیک به دوران اتحاد جماهیر شوروی دارد. مادهها و کدهای جدید در قانون جزایی برای محدود کردن آزادی بیان، تجمع و گردهمآیی اضافه شده است. در هفتههای اخیر، سرکوب تودهها و سازمانهای غیردولتی افزایش یافته، که با توجه به فعالان مدنی، قرار است که سازمانهای غیردولتی تحت کنترول کامل دولت باشند. منطقیترین نتیجهی اقدامات پوتین در سال گذشته، افتادن از رتبهبندی است. مطابق به تازهترین نظرسنجی مرکز لیوادا، امروز تنها 26 درصد از مردم طرفدار انتخاب وی هستند، در حالیکه 55 درصد از مردم طرفدار انتخاب وی به عنوان رییس جمهور نیستند. بنابراین، در حال حاضر حمایت مردم از آرمان «روسیهی بدون پوتین»، 24 درصد است، در حالیکه این رقم در سال گذشته 19 درصد بود. آیا این ارقام به این معنا است که پوتین دیگر شانسی برای انتخاب مجدد ندارد؟ نه هرگز اینطور نیست. قابل ذکر است که رسانههای جمعی در انحصار کرملین است و سیستم و مدیریت انتخابات را طوری طراحی نموده است که پوتین میتواند تا زمانی که بخواهد، در قدرت باقی بماند؛ درست مثل رهبران شوروی سابق برژنف و استالین یا قبل از آنها.
با توجه به تمام واقعیتها، رویدادی که در هفتهی گذشته در شهر سیبری ایالات یاکوتسک بهوقوع پیوست، معنای نمادین خاصی داشت. یعنی بنای جدید از یادبود استالین طی مراسمی افتتاح شد. یعنی اینجاست که میلیونها قربانیان بیگناه که به دستور استالین نابود شده بودند، قرار است به باد فراموشی سپرده شوند. بنابراین، این بنای تاریخی به عنوان ايستگاه هدايت پوتین جهت احیای مجدد شوروی پنداشته میشود و استالین از وی سپاسگزار خواهد بود.
