چالش‌های افغانستان، اهدافی برای امنیت منطقه ای چین – بخش نخست

نویسنده: الیزابت ویشنیک
برگردان: خلیل¬الله حمیدی
منبع: مجله‌ی امور جهانی برون

بعد از حملات 9/11، جنگ ایالات متحده در افغانستان به ¬عنوان یک مانع عمده در برابر برنامه¬های منطقه¬ای چین تبدیل شده است، یعنی تحولات در افغانستان باعث شد، برنامه¬های هم‌گرایی اقتصادی چین در منطقه پیچیده و با چالش¬های زیادی مواجه شود، از جمله؛ معرفی تهدید جدید در ایالت غربی چین (‌مردم جدایی‌طلب اویغور در سین کیانگ)‌ و نیز حضور نیروهای ایالات متحده و ناتو در نزدیک مرز چین برای اولین بار در چند‌ دهه‌ی اخیر قابل یادآوری‌اند. بنابر تاریخ تعیین شده برای خروج نیروی¬های خارجی از افغانستان، چین در صدد است تا فرصت¬های استخراج منابع در افغانستان و هم‌گرایی عمیق اقتصادی را در آسیای جنوبی گسترش دهد. با این حال، این فرصت‌های جدید اقتصادی ممکن است هزینه‌ی بسیار بالا داشته باشند. چین به ¬عنوان اولین سرمایه¬گذار در افغانستان، دیگر قادر به حفظ رویکرد انزوایی که در ده سال گذشته روی دست داشت‌، نخواهد بود، زیرا ساختار کشور به طور فزاینده از طرف گروه¬های تروریستی آسیب‌پذیر‌ است. در 8 جون سال 2012، چین و افغانستان یک قرارداد همکاری استراتژیک دو‌جانبه را با تأکید بر همکاری اقتصادی و سیاسی‌ و نیز در مورد نگرانی امنیتی که هردو با آن روبه‌رو اند، امضا نمودند. این مقاله به تحلیلی پرداخته که چگونه افغانستان توانست تغییرات اقتصادی، سیاسی‌ و اولویت‌¬های امنیتی را برای چین در آسیای میانه و آسیای جنوبی به وجود آورد. بنابراین، جمع¬بندی این نوشته نشان‌گر آن است که چین در راستای همکاری بین¬المللی در تلاش برای پایان جنگ در افغانستان است، زیرا چین بعد از خروج نیروی¬های ایالات متحده و ناتو در سال2014، با مشکلات امنیتی جدی روبه‌رو خواهد شد.
افغانستان، حلقه‌ی مفقودی استراتژی توسعه¬ای چین در آسیای میانه
با این حال، افغانستان یک مدت طولانی است که حلقه‌ی اتصالی برنامه¬های هم‌گرایی اقتصادی چین را در منطقه یا آسیای میانه و آسیای جنوبی به بی¬راهه کشانده است. سین¬ کیانگ، ایالت غربی چین، هم‌مرز با افغانستان، پاکستان‌ و سه کشور‌ آسیای مرکزی؛ قزاقستان، قرغیزستان و تاجیکستان است. از زمانی که رهبر چین استراتژی «غرب‌برو» را در سال 2000 روی دست گرفت، در صدد شد تا ایالات غربی خود را توسعه بخشد. بنابراین،‌ چین تلاش نموده تا سین ¬کیانگ را به ¬یک مرکز گاز و نفت و شبکه‌ی اتصالی تبدیل نماید تا بتواند چین را به مناطق ساحلی و هم‌چنان کشورهای همسایه در آسیای میانه و جنوبی وصل نمایند.
ایالت سین ¬کیانگ به¬ منظور توسعه‌ی تجارت بین چین و آسیای مرکزی از اهمیت ویژه برخوردار است. امروز بیش از 60 درصد تجارت سین¬ کیانگ با کشورهای آسیای میانه صورت می¬گیرد، با وجودی که تجارت چین با آسیای -میانه کمتر از 1 درصد کل تجارت چین را تشکیل می¬دهد. تمام تجارت خارجی سین کیانگ از سال 2006-2010 مبلغ 76 میلیارد دالر بوده است که افزایش بیش از 230 درصد در دوره‌ی چهار سال قبلی خود داشته است. به گفته‌ی محققان چینی، بسیاری از شرکت‌¬های سین ¬کیانگ در حال حاضر مصروف سرمایه¬گذاری در افغانستان‌ اند‌ و شرکت‌های دولتی چین نیز سرمایه¬گذاری¬های عمده‌ای را در این کشور انجام می‌دهند.
در رقابتی که بین کشورها، از جمله‌ امریکا، روسیه، قزاقستان، کانادا و چین برای استخراج معدن مس عینک در افغانستان برگزار شده بود، کشورهای یاد شده مبلغ یک میلیارد دالر برای اجاره‌ی معدن پیش‌نهاد کرده بودند، اما شرکت میتالوژیک چین مبلغ 3.5 میلیارد دالر را برای اجاره‌ی معدن مس عینک در مدت 30 سال به ¬منظور استخراج 11 میلیون تن مس به حکومت افغانستان پیش‌نهاد نموده بود. برخلاف دیگر پیش‌نهادها، شرکت میتالوژیک چین وعده داده بود که صدها میلیون دالر دیگر را در رابطه به پروژه¬های زیربنایی، از جمله یک کارخانه‌ی ذوب، جنراتور برق 400 میگاواتی به هزینه‌ی 500 میلیون دالر، به ¬علاوه‌ی یک معدن ذغال سنگ برای سوخت، مکاتب، شفاخانه‌¬ها و جاده سرمایه¬گذاری خواهد کرد تا بیش‌تر از ده هزار نیروی¬ کار افغانستان در آن پروژه¬ها مصروف کار شوند. حکومت افغانستان و چین توافق نموده بودند که راه آهن را به ¬منظور اتصال معدن عینک به مرزهای افغانستان، از جنوب شرقی کابل تا تورخم در مرز پاکستان و نیز از کابل تا حیرتان در مرز شمالی افغانستان ایجاد نمایند. این خطوط راه آهن سهولت‌های¬ قابل توجه برای توسعه‌ی معادن و صادرات از کشور منبع‌ به کشورهای آسیای میانه، چین و پاکستان ایجاد خواهد کرد. قرار بود راه آهن عینک‌-حیرتان به راه آهن عمده‌ی تجاری حیرتان-‌‌مزارشریف وصل شود، چنان‌چه فعالیت حمل و نقل راه آهن حیرتان‌-‌مزار شریف از پل دوستی بین افغانستان و ازبکستان در فبروری 2012 آغاز شده بود. در ظاهر به ¬صورت قابل توجه، تقریباً نیمی از تجارت افغانستان از طریق حیرتان صورت می گیرد. خط آهن مسیر عینک- تورخم در مرز پاکستان، گذرگاه خیبر را با افغانستان وصل می‌نماید.
از قضا، قرن¬ها پیش، حاکم افغانستان، امیر عبدالرحمن خان‌ برای ممانعت از گسترش پروژه¬های راه آهن روسیه و بریتانیا به افغانستان، شدیداً مخالفت نموده بود تا از این طریق مانع تهاجم خارجی¬ها در افغانستان شده باشد. او اظهار داشته بود، افغانستان راه آهن خواهد داشت، اما زمانی که خود افغان¬ها قادر به ساخت راه آهن شوند. اما بعد از تحولات اخیر در این کشور و به برکت حکومت جدید در افغانستان، ایران، چین، بانک توسعه‌ی آسیایی‌ و دیگر وام‌دهندگان در حال برنامه‌ریزی و سرمایه¬گذاری روی راه آهن دیگری‌اند تا با هم بتوانند خط آهن شمال-‌جنوب و شرق-‌غرب را در افغانستان ایجاد و این کشور را به چهار‌راهی جدید برای کشورهای آسیای میانه و جنوبی تبدیل نمایند. این تلاش¬ها بیش‌تر با همکاری چین و موازی به تلاش¬های ایالات متحده برای ترویج ثبات و بازسازی‌ و طرح جاده‌ی جدید ابریشم‌ صورت می¬گیرد، لذا چین در صدد است افغانستان را چهار‌راهی برای آسیای میانه تبدیل نماید. براساس چشم‌انداز امریکا در منطقه، آزاد‌سازی تجارت، توسعه‌ی شبکه¬های انرژی و حمل‌و‌نقل‌ و تسهیل تماس مردمی با هم‌دیگر، افغانستان را قادر خواهد ساخت تا خود را در آسیای میانه و جنوبی جاسازی و هم‌گرایی منطقه¬ای را هر‌چه بیش‌تر در منطقه افزایش دهد. قابل یادآوری است که یکی از جنبه¬های اساسی نوآوری رهبری ایالات متحده «جاده‌ی جدید ابریشم» است، چنان‌چه وزارت امور خارجه‌ی امریکا دست‌آورد این نوآوری را در میان سایر پروژه¬ها، از جمله سرمایه‌گذاری چین در عینک، برتری می‌دهد.
با این حال، پرسش‌های زیادی پروژه‌ی عینک را احاطه کرده‌اند. در واقع، برخی از تحلیل‌گران نگران‌اند که چین بیش از حد با‌شتاب در چنین سرمایه¬گذاری بزرگ خود را درگیر کرده است. طرف‌داران محیط زیست از امینت این پروژه‌ نگرانی دارند و نیز شرکت میتالوژیک را در تخریب محیط زیست در عمل‌كرد پاکستانش (از دست دادن شغل کارگران محلی) متهم کرده بود. پروژه‌ی عینک با تأخیر طولانی روبه‌رو شده است‌ و نیز قابل توجه است که باستان‌شناسان، محل زیست بودایی¬های 2000 ساله را در نزدیک محل نام برده کشف کرده است. مین¬پاکان برای پاک‌سازی مین¬های باقی مانده از زمان اتحاد جماهیر شوروی کار می¬نمایند تا قبل از آغاز کار معدن، محل را از مین پاک‌سازی نمایند. ‌ گذشته از آن، هر‌گونه تأخیر در اجرای این طرح، هزینه را بالا خواهد برد: افغانستان مبلغ 500 میلیون دالر حق امتیاز از معدن، به¬ علاوه حداقل 1 میلیارد دالر از منافع واقعی به دست خواهد آورد، در حالی‌که شرکت چینی حداقل 42 میلیارد دالر از این معدن به دست می¬آورد. شرکت میتالوژیک چین تا آغاز کار معدن هیچ‌ حق امتیاز پرداخت نمی¬نماید و برخی از مشاوران بین¬المللی بر‌این باورند که شرکت چینی ممکن است آغاز کار معدن را تا زمانی به تأخیر اندازد، تا امنیت در افغانستان استحکام یابد. بنابراین، با تأخیر بیش‌تر حمایت جامعه و مردم محل از پروژه کاهش می¬یابد، زیرا اهالی قریه¬ها منتظر شغل و جابه‌جایی به مکان بهتر در اطراف آن منطقه است.
چین هم‌چنان یک سرمایه¬‌گذاری بزرگ نفتی را نیز در افغانستان دارا‌ست. در دسامبر سال 2011، شرکت ملی نفت چین، معامله‌ی نفتی را با افغانستان امضا نمود و آن اولین قرارداد بزرگ نفتی است که در این دهه با خارجی¬ها صورت گرفته است. بر‌مبنای این قرارداد، قرار است چین توسعه و پالایشگاه نفتی را در حوزه‌ی آمودریا ایجاد نماید. قرار تخمین شرکت ملی نفت چین، در حدود 400 میلیون دالر قرار است در این راستا سرمایه¬گذاری شود. طوری‌که پیش‌بینی شده، اگر این حوزه 87 میلیون بشکه نفت را داشته باشد و قیمت نفت هم‌چنان بالا باقی بماند، انتظار می¬رود که افغانستان بتواند در حدود 7 میلیارد دالر به دست آورد. دولت چین هم‌چنان در صدد است تا پایپ‌ لاین گاز ترکمنستان را از طریق افغانستان و تاجیکستان به سین ¬کیانگ انتقال دهد. پیش‌نهاد این پایپ لاین‌ افغانستان را در رشد شبکه‌ی خط لوله‌ی چین در آسیای میانه شامل خواهد ساخت و اما در رقابت با آن، گفت‌وگوی دیرینه‌ی پایپ لاین «TAPI» بین ترکمنستان، افغانستان، پاکستان و هند‌ جریان دارد که مورد حمایت امریکا نیز قرار دارد.
نقش چین در بازسازی افغانستان و آن‌هم در ساخت‌و‌ساز بیش از 2700 کیلومتر بزرگ‌راه اتصالی کابل با دیگر ولایات، با پروژه‌ی 2.5 میلیارد دالری قابل یادآوری است. اما شرکت جاده‌سازی چین خطرات جدی در این پروژه‌ها را به همراه داشته است که برای چندین بار، کار را به علت قتل، اختطاف و حمله بالای کارمندان این شرکت‌ متوقف نموده است. چینی¬ها آرزو دارند بتواند شاه‌راه حلقه‌ای را به قندهار و بعد در بندر گوادر پاکستان واقع در دریای عرب وصل نماید. چین با پاکستان در ساخت‌و‌ساز بندر گوادر نزدیک به ده سال است که همکاری می¬نماید و نزدیک به 200 میلیون دالر از مصارف 248 میلیون دالری فاز اول این پروژه را چین پرداخت نموده است. پیش‌بینی می‌شود که این بندر به ¬منظور ترمینال پایپ لاین «TAPI» اعمار می¬شود، که در صورت اکمال این پروژه، فرصت مناسبی را برای انتقال نفت و گاز به سین کیانگ مهیا می¬سازد. چین مبلغ 200 میلیون دالر دیگر نیز برای تأمین مالی یک شاه‌راه ساحلی به ¬منظور اتصال گوادر به کراچی به حکومت پاکستان کمک کرده است، که به‌تازگی کار از گوادر به سنگاپور روی دست گرفته شده است. مرحله‌ی بعدی ساخت‌و‌ساز وابسته به گسترش، اندازه و عمق بندر گوادر است، که در مرحله‌ی اول اتصال آن از طریق جاده به کراچی‌ و سپس پیوستن آن به شاهراه‌¬ها و شبکه-‌های راه آهن جهت وصل پاکستان با مرزهای ایران و چین صورت خواهد گرفت.
چنین زیرساخت¬ها و سرمایه‌گذاری در معادن افغانستان و پاکستان به استراتژی طولانی‌مدت چین اشاره دارد تا سین ¬کیانگ را به یک دروازه‌ی بزرگ در اوراسیا با برنامه¬های اقتصادی گسترده¬ در آسیای جنوبی تبدیل نماید. شرکت میتالوژیک چین که سرمایه¬‌گذار در مس عینک افغانستان است، سرمایه‌¬گذار‌ اصلی در معدن سرب و زینک پاکستان نیز هست‌ و کار در یک معدن دیگر مس در پاکستان نیز از طرف این شرکت جریان دارد‌ و نیز در حال برنامه‌ریزی برای سرمایه‌¬گذاری 2.2 میلیارد دالری در معدن فولاد پاکستان است. شرکت میتالوژیک چین مایل بود معدن آهن حاجی‌گگ در افغانستان را نیز پیش‌نهاد نماید، اما به دلیل افشای فساد مالی این شرکت با وزارت معدن در رابط به معدن عینک، خود را عقب کشید.
گرچه توسعه‌ی زیر‌ساخت‌¬ها یک جزو کلیدی استراتژی¬ اقتصادی منطقه¬ای چین برای آسیا میانه و آسیای جنوبی است، اما وجود ناکافی این زیرساخت برخی از مزایا‌ و ضررها را نیز مهیا می¬سازد. به‌طور مثال، عدم وجود جاده‌ی اتصالی بین سین ¬کیانگ و افغانستان از طریق راهرو واخان در مرز چین با افغانستان، محدودیت در هر‌دو جریان، یعنی تجارت و فعالیت تروریست¬ها ایجاد نموده است. از جمله باعث شده که تروریستان نتوانند به‌راحتی وارد چین شوند. روی این علت است که تجارت چین با افغانستان باید از طریق پاکستان ‌یا تاجیکستان صورت گیرد، که یک مسیر بسیار طولانی است. علاوه بر‌این، وضعیت نامناسب جاده در طرف واخان افغانستان و هم‌چنین از گوادر تا قراقروم (‌جاده‌ی ارتباطی میان سین ¬کیانگ و اسلام‌آباد) نیز از موانع اساسی برای هر شرکت چینی جهت انتقال از جاده‌¬های افغانستان است. با آن‌هم، کارشناسان چین معتقدند و تأکید بر برجستگی نقش اقتصادی چین در افغانستان دارند. علاوه بر پروژه¬های عینک و پترولیم، شرکت¬های چینی چندین شفاخانه در کابل و قندهار اعمار نموده‌اند‌ و هم‌چنان همکاری با پروژه‌ی آب‌یاری پروان‌ و سرمایه¬گذاری در بخش مخابرات نیز داشته است. در واقع، از لطف پروژه‌ی عینک، حالا چین به ¬عنوان هدایت کننده‌ی سرمایه‌¬گذاری خارجی¬ها در افغانستان به ¬شمار می¬رود. با آن‌که‌ دولت چین کمک¬های زیاد‌ دوجانبه به افغاسنتان نداشته است؛ از جمله‌ی کمک¬ها، در حدود 205 میلیون دالر در سال 2002 پیش‌نهاد شده که فقط 58 میلیون تا کنون پرداخت شده است. بعد از امضای توافق‌نامه‌ی همکاری استراتژیک در ماه جون 2012، چین مبلغ 23 میلیون دالر دیگر نیز وعده شده که این مبلغ خیلی ناچیز است. اگر کمک چین را با کشور تاجیکستان نسبت به افغانستان مقایسه کنیم، تفاوت قابل توجهی وجود دارد. یعنی کشور چین در همان روزِ وعده‌ی کمک به افغانستان، مبلغ 1 میلیارد دالر کمک به تاجیکستان وعده سپرد، ولی در مقایسه با کمک¬‌های هند و چین در افغانستان، هند 10 برابر (1.2 میلیارد دالر) نسبت به چین به بازسازی افغانستان کمک نموده است. جایگاه هند در رده‌ی 10 کمک کننده‌ی بزرگ در افغانستان قرار دار‌د، در حالی‌که چین در رده‌ی 18 قرار دارد. هند، یکی از رقیبان کلیدی چین برای نفوذ در افغانستان بعد از 2014 است‌ و هند منابع قابل توجهی را برای ایجاد قدرت نرم و توسعه‌ی روابط چند‌جانبه‌ی دراز‌مدت با این کشور اختصاص داده است، در حالی‌که چین اهداف محدودتر، با تمرکز بر استخراج معادن و توسعه‌ی زیر‌ساخت¬ها را دنبال کرده است. افغانستان برای چین‌ عمدتا به دلیل تأثیر امنیتی و پتانسیل اقتصادی مهم است و در صدد است تا متحد اصلی سین ¬کیانگ در آسیای میانه و آسیای جنوبی باشد.

یادداشت: این مقاله در چهار بخش نشر می‌شود. منابع و پانوشت‌های هر بخش همراه با متن مقاله در بخش آنلاین روزنامه به نشر می‌رسد.

دیدگاه‌های شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *