سخیداد هاتف
انتخابات ریاست جمهوری امسال انتخابات مهمی نیست؛ هرچند که عقیدهی شایع این است که این انتخابات بسیار مهم و سرنوشتساز است. انتخاباتی مهم است که در آن نسبت به آنچه اکنون جاری است، چرخش مثبت قابل ملاحظهای رخ بدهد، در غیر آن، وضعیت پیشفرض در افغانستان به هر حال بدتر شدن اوضاع است. دو شاخص بسیار مهمی که میتوانند از چنین چرخش مثبتی، نشان عینی بدهند، اقتصاد و امنیت اند. حال، در انتخابات امسال (اگر انتخاباتی برگزار شود) یکی از این سه نفر به قدرت خواهد رسید: عبدالله عبدالله، زلمی رسول، اشرف غنی احمدزی. هرکدام از این سه نامزد که به قدرت برسد، در وضعیت دشواری کار خود را آغاز خواهد کرد.
در حوزهی امنیت، رییس جمهور بعدی باید مخالفان مسلح افغان و غیرافغانستانی دولت را یا از طریق مذاکره، یا از طریق قوهی قهریه در موضعی قرار بدهد که آنان حداقل دیگر نتوانند مردم و دولت افغانستان را با تهدیدی جدی روبهرو کنند. مخالفان مسلحی که در بیش از یک دههی گذشته و در زیر فشار سنگین نیروهای خارجی تن به مذاکره ندادهاند، با دولت جدید هم مذاکره نخواهند کرد. با خروج نیروهای خارجی از افغانستان و کاهش یافتن کمکهای مالی غرب به اردوی ملی، طالبان و مهمترین پشتیبان خارجیشان (پاکستان) بیش از آنکه دلیلی برای مذاکره ببینند، افزایش فشار نظامی بر دولت را منطقیتر خواهند یافت. اگر مذاکره هم بکنند، به چیزی کمتر از طالبانی شدن کامل دولت قانع نخواهند شد و این چیزی است که هیچیک از سه نامزد پیشتاز بالا آن را قابل قبول نمیداند. گزینهی دوم، به کار بردن قوهی قهریهی دولت برای سرکوب کردن مخالفان مسلح است. این کار نیز از دست دولت جدید بر نمیآید. دولت ممکن است بتواند مخالفان مسلح را بهزور از پایتخت کشور بیرون براند، اما کسر بودجه و کسر انگیزهای که سیستم دفاعی کشور (پس از خروج نیروهای خارجی) با آن روبهرو خواهد شد، از قابلیت اردو برای دفاع از مردم در سرتاسر افغانستان بهشدت خواهد کاست. از سوی دیگر، بزرگترین تهدید در برابر سیستم دفاعی کشور، گسلهایی هستند که در زیر لایههای رویین ساختار اردو خوابیدهاند. این گسلها عمدتا با تنشهای قومی پیوند دارند و میتوانند در مواقعی که تعاملات رهبران قومی افغانستان تنشآلود میشوند، بهسرعت به سطح بیایند. این همان چیزی است که– در کنار عوامل دیگر- جریان زوال حکومت کمونیستی در افغانستان را شتاب بخشید.
اگر بناست که اردوی ملی افغانستان از کشور دفاع کند، باید در همین عبارت «اردوی ملی» دقت کرد. این عبارت میتواند دو وجه داشته باشد: یکی اینکه این عبارت را به عنوان اسم «یک وضعیت کامل شده» قبول کنیم. به این معنا که بگوییم، وقتی ما میگوییم «اردوی ملی»، در واقع از پدیداری خبر میدهیم که همین اکنون «ملی» هست. دیگری اینکه، عبارت اردوی ملی را «یک مفهوم رهنما» تلقی کنیم. در این حالت ما همین اکنون یک اردوی ملی نداریم، اما از این مفهوم به حیث یک چارچوب کمک کننده و یادآور استفاده میکنیم تا در آینده بهتدریج اردویی ایجاد کنیم که واقعا «ملی» باشد. مثل اینکه کسی را که برادر ما نیست، برادر خطاب میکنیم تا یک چارچوب مطلوب روابط با او را معرفی کنیم. این فرق میکند با حالتی که ما یک برادر واقعی خود را برادر خطاب میکنیم.
آنچه روشن است، این است که در افغانستان امروز عبارت «اردوی ملی» را ما تنها با همین معنای دومش داریم. یعنی عبارت اردوی ملی در این کشور فعلا فقط یک علامت راه است که بدانیم به کدام سو برویم. بعید است که در کشوری که هنوز شهروند و ملت نداریم، اردویی داشته باشیم که ملی باشد. تا ما از مفهوم اردوی ملی به عنوان یک مفهوم راهنما به پدیدار اردوی ملی به عنوان یک واقعیت موجود عبور کنیم، راه درازی در پیش است. با اردوی ملی موجودی که به نام ملی است و نه به صفت، و هر روز که میگذرد، چشمانداز تاریکتری در برابر خود میبیند، نمیتوان به مردم امنیت داد.
حال، سوال این است که تا این راه دراز ملی شدن واقعی اردو را نپیمودهایم، با دشمنانی که همین امروز تهدیدی برای این کشور هستند، چه کار کنیم؟ هیچیک از نامزدهایی که میخواهند رییس جمهور بعدی کشور شوند، برای این سوال پاسخ درستی ندارند. بنابراین، در حوزهی امنیت، به قدرت رسیدن هیچیک از این نامزدها وضع را برای عموم مردم افغانستان تغییر قابل توجهی نخواهد داد.
در حوزهی اقتصاد نیز وضع بهتر نیست. در تحت حاکمیت هیچیک از این نامزدها معجزهای رخ نخواهد داد. در طی ده-دوازده سال گذشته دستگاه فساد اداری و اقتصادی چنان گسترده و قدرتمند شده که در برابر هرگونه برنامهی اصلاحی بهسختی مقاومت خواهد کرد. این دستگاه آلوده، خادمان و مخدومان بسیاری از هر صنف جامعه دارد. این دستگاه قانونساز دارد، روزنامهنگار دارد، دادستان دارد، فنیکار (تکنیسین) دارد، تبلیغاتچی دارد، قوماندان دارد، وزیر دارد و همهچیز دارد. اینها دست در دست هم سیستمی ایجاد کردهاند که قسمت اعظم منابع را در میان خودشان «جیب به جیب» میکنند و راه را بر رشد اقتصاد عموم مردم کشور میبندند. برچیدن این دستگاه برای هیچیک از سه نامزد پیشتاز موجود کار سادهای نیست، چرا که هر عزمی برای برچیدن این دستگاه فساد، به معنای چشم پوشیدن از فرصتهایی است که خود همین دستگاه فساد در اختیار این نامزدها میگذارد. هیچ آدم عاقلی بر سر شاخ نشسته و بن شاخ را نمیبرد.
با این حساب، وقتی که در حوزهی امنیت و اقتصاد (دو شاخص بسیار عینی برای محک زدن تغییر در زندگی مردم) چرخش مثبت قابل توجهی رخ ندهد و به احتمال قوی رخ نمیدهد، دیگر چه فرق میکند که این انتخابات قدرت را از چه کسی به چه کسی منتقل میکند؟
وزن انتخاب ما
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه