عارف عمار
مسیر درست افغانستان، مسیر دموکراسی، ترقی و برابری است، نه تروریسم، توحش و استبداد. مسیر درست برای افغانستان، مسیر اصلاحات توأم با تحول است و این مسیری است که سیاست حذف و استبداد و انحصار در آن جایی ندارد. بنابراین، من صرف نظر از ابهامها و بگومگوهایی که در رابطه به سناریوی انتخابات و بعد از انتخابات سر زبانها اند، و جدا از مسایل جنجالبرانگیز سیاسی که بخشی از فرهنگ سیاسی افغانستان میباشد، تصمیم دارم در انتخابات ریاست جمهوری 16 حمل 1393، فعالانه و مسئولانه اشتراک کنم. خواست من و خواست اکثریت شهروندان افغانستان همانا اصلاحات، همگرایی، تداوم، تحول، اعتدال، برابری و سازندگی است. این شعارها گرچه مختص تیمهای جداگانهی انتخاباتی اند، اما در واقعیت امر، بیانگر آمال دیرینهی ما اند و سخت نیاز است که این شعارها روزی در قالب برنامههای ملی به حقیقت مبدل شوند. از اینرو، من فکر میکنم که شرکت در انتخابات، به معنای رای دادن به یک نامزد خاص ریاست جمهوری نیست، بلکه رای دادن به حفظ و تداوم ارزشها و دستآوردهای نوینی است که داشتنشان مایهی بهروزی ماست و نداشتنشان موجب فلاکت ما خواهد بود.
بطور کلی، سه دلیل مشخص دارم برای رای دادن به یکی از نامزدهای ریاست جمهوری:
یک- نه گفتن به طالبان و جریانهای مخالف نظام و روند فعلی سیاسی در افغانستان
طالبان انتخابات را تحریم کردهاند و به مردم هشدار دادهاند که از شرکت در این روند ملی ابا ورزند. باور دارم، آنها از هیچتلاشی دریغ نخواهند کرد تا مردم را از اشتراک باز دارند. بنابراین، اشتراک من و امثال من در انتخابات، مهر بطلانی خواهد بود براین خواستهی طالبان. بر ماست تا با رای خود به طالبان نشان دهیم که دیگر نمیخواهیم شاهد دوباره برافراشته شدن پرچم سفیدرنگ آنها بر فراز ارگ ریاست جمهوری باشیم و دیگر نمیخواهیم نظارهگر اسارت یک ملت در زیر سایههای شوم تهجر و توحش قرون وسطایی باشیم. طالبان در سیزده سال اخیر دست از وحشتآفرینی و جنایت بر نداشتند و هر آیینه، به قتل و کشتار برادران، خواهران، پدران و مادران من پرداختند. چهره و پشت چهرهی طالبان دیگر برای من و نسل من هویدا شده است. هیچروزنهای از صلح و زندگی مسالمتآمیز را با این گروه متهجر نمیتوان دید و هیچ چشمانداز حل سیاسیای که در ترکیب آن طالبان نیز سهم داشته باشند، در وضعیت اکنون متصور نیست. مصالحهی ملی و دموکراسی با روحیهی طالبانی ناسازگار اسکراتیک، کاری است ناشدنی. طالبان و تفکر طالبانی نه با توسعه سر سازش دارند و نه با صلح و همدیگرپذیری. انتخابات 93 این فرصت را به ما میدهد تا با رای خود به تفکر طالبانی، چه در داخل و چه در بیرون از ارگ نه بگوییم.
دو- نمایش روحیهی ملی در فرایند رقابت دموکراتیک برای قوام نظام سیاسی نوین در افغانستان
شرکت در انتخابات یک مسئولیت شهروندی است. صرف نظر از اینکه ما در قالب کدام تیمها به رقابت میپردازیم، اما مهم است که در یک فرایند دموکراتیک و ملی مشارکت میکنیم و این میتواند دموکراسی نوپا را در افغانستان قوام ببخشد. در ماههای گذشته گمانهای زیادی وجود داشتند، مبنی بر اینکه به دلایل امنیتی و لوجستیکی، انتخاباتی در کار نخواهد بود و بزرگان سیاسی برای دور زدن این روند دموکراتیک راه و چارهای خواهند ساخت. اما اکنون وضعیت بهگونهی دیگری است. انتخابات شدنی هست و راه گریزی هم از آن نیست.
سه- نه گفتن به سیاستهای اشتباه گذشته و حمایت از سیاستهای اصلاحطلبانهی آینده
بیش از ده سال است که افغانستان وارد عرصههای تعامل با دنیای بیرون و بازسازی و انکشاف در داخل شده است، اما با وجود حمایتهای وسیع مادی و سیاسی جامعهی جهانی و کشورهای منطقه و حضور قدرتمند نظامی و سیاسی همکاران بیرونی، افغانستان امروزی با آماجی از مشکلات و معضلات معیشتی، امنیتی و سیاسی دستوپنجه نرم میکند. ادارهی افغانستان بارها ثابت کرده است که توان و ظرفیت بهکارگیری منابع را ندارد و ساختار نظام هم بهگونهای است که تمرکز قدرت در وجود یک شخص خلاصه میشود و ظرفیتهای دیگر، فرصت مناسب را به دست نمیآورند. سیاست داخلی در قبال طالبان واضح نیست. روابط خارجی با برخی کشورهای همسایه و منطقه و با ایالات متحدهی امریکا در وضعیت ناگواری به سر میبرد. گرافهای ناامنی، فساد، تولید مواد مخدر، افزایش نقض حقوق بشر، افزایش تلفات ملکی، ضعیف شدن اقتصاد ملی و دهها مورد دیگر حاکی از ناکامی حکومتهای گذشته میباشد.
در پایان اینکه، در انتخابات باید شرکت کنم، چون گزینهی دیگری جز انتخابات برای انتخاب ندارم.
من رای میدهم
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه