انتخابات افغانستان و خطر بازتولید اقتدار نخبگان قومی

اطلاعات روز

حمزه واعظی، نویسنده و پژوهشگر
سومین دور انتخابات ریاست جمهوری افغانستان از نظر محتوای سیاسی، آرایش نخبگان قومی و منابع مشروعیت بخش تفاوت چندانی با دو دور پیشین ندارد. مهم‌ترین تفاوت این انتخابات در دو محور مهم تبلور پیدا کرده است:
1. منشای تباری کاندیداها که تقریبا ازیک قوم اند.
2. چیدمان ساختار معاونت‌ها که سنت سیاسی دوره‌های پیشین را از بین برده است.
با این حال، در این انتخابات نیز هرچند تجربه‌ی مدیریت بحران و الگوی تعامل نخبگان غنی‌تر شده، اما تغییر بنیادینی در جابه‌جایی هرم قدرت، مشروعیت و صلاحیت نخبگان قومی پدید نیامده است. آن‌چه در سنجش پیچیدگی‌های سیاسی و کالبد‌شکافی محتوایی فرایند انتخابات دور سوم می‌توان بازگفت، چالش‌ها و نگرانی‌هایی اند که هنوز هم در مسیر رفتارهای دموکراتیک و ساختار تعامل قومی وجود دارد. ادامه این روند و ثبات‌مندی این چالش‌ها می‌تواند موانع جدی در توسعه‌ی فرهنگ سیاسی، تعدیل ساختارهای قبیله‌ای و تقویت بنیادهای دموکراسی ایجاد کند. مهم‌ترین ابعاد و نشانه‌های این چالش را می‌توان در محورهای ذیل بازشناسی کرد:
1. بازتولید اقتدار نخبگان قومی
به‌رغم ظهور نیروهای جدید در عرصه‌ی سیاست و فرهنگ و با وجود رشد نسبی بینش سیاسی جامعه طی یک دهه‌ی اخیر، آن‌چه باز هم نمایان است، این است که در این دور از انتخابات نیز، رهبران قومی و نخبگان سیاسی نقش مهمی در تألیف و ترکیب تیم‌ها و کارزار انتخاباتی ایفا می‌کنند. در جامعه‌ی شدیدا قبیله‌ای افغانستان که سلسله مراتبِ قدرت، منزلت و ثروت در کنترول و انحصار بزرگان قومی و رهبران قبیله‌ای قرار دارد، بسیج توده‌ها و سهم‌گیری در تحولات سیاسی نیز معطوف به اراده و رویکرد این مراجع می‌باشد.
در سال‌های اخیر که نقش رهبران قومی در ساختار قدرت، آن‌ها را در جایگاه بالاتری قرار داده، انتخابات از مهم‌ترین جلوه‌های نمایش قدرت و مانور شکوه سیاسی آنان بوده که با تکیه بر نیروی بسیج توده‌ها، به بازتولید اقتدار خویش پرداخته‌اند.
گریز‌ناپذیری حضور این رهبران در حوزه‌ی سیاست یک واقعیت اجتماعی است، اما باز‌تولید اقتدار و تکرار نقش تعیین کننده‌ی‌شان در هرم قدرت، در آینده می‌تواند پیامدهای چالش‌برانگیزی درروند توسعه‌ی اجتماعی و سیاسی داشته باشد. بدین معنا که:
• بازتولید قدرتِ نخبگان قومی، خطر فرو‌رفتن کشور به چاله‌ی مناسبات و معاملات قبیله‌ای را بیش‌تر می‌کند.
• فرایند دموکراسی، تحت ‌شعاع شکوهِ رهبران و شکست روشنفکران دگراندیش در حوزه‌ی گفتمان سیاسی قرار می‌گیرد.
• پروسه‌ی پویایی و پایداری ساختار سیاسی و بیداری اجتماعی در انحصار کیش شخصی و در انقیاد شوکت اقتدارگرای رهبران می‌ماند.
• منابع اقتصادی، منزلت اجتماعی و مشروعیت سیاسی پیوسته در کنترول و اراده‌ی این رهبران باقی می‌ماند.
2. منشا‌ی تباری کاندیداها
منسوب بودن تمام کاندیداهای این دوره به یک ریشه‌ی تباری ممکن است این احتمال را برانگیزد که افغانستان باز هم به سمت بازگشت به استبداد تباری، بازتولید ساختارِ قوم‌محور و تجدید نظام سلسله مراتبی رجعت می‌کند. این سنت تاریخی-سیاسی که در فرهنگ سیاسی و تاریخ اجتماعی این کشور‌ دیرینگی دارد، چنان‌چه به بازتولید مجدد برسد، می‌تواند امیدهای اجتماعی و خوش‌بینی‌های سیاسی نسبت به دگردیسی ساختاری و زدایش تبعیض و نسخِ الگوی درجه‌بندی شهروندان را به یأس تبدیل کند.
هرچند در انتخابات پیش‌رو، «توافق نخبگان» مبنای اصلی شکل‌گیری تیم‌های انتخاباتی قرار گرفته است، اما پذیرش ذهنی و تمکین سیاسی نسبت به هرم قدرت که مبتنی بر برتری و اولویت تباری باشد، اگر به مثابه یک سنت سیاسی آگاهانه و سیستماتیک در حوزه‌ی تعامل قدرت به رسمیت شناخته شود، می‌تواند از یک‌سو به روند دموکراتیزه شدن ساختار قدرت لطمه‌ی حیثیتی و ساختاری وارد کند و از جانب دیگر، روند فرایندهای مشارکت و عدالت اجتماعی را نامتوازن و کند سازد.
به طور قطع، تغییر دموکراتیک موازنه‌ی قدرت و نوسازی و دگرگونی ساختار سیاسی، نیازمند زمانِ بیش‌تر، عمومی شدن آگاهی اجتماعی فزاینده‌تر و تعمیق ثبات مداوم‌تر می‌باشد که بستر ذهنی، فرهنگی، اجتماعی و طبیعی این انتقال را آسان‌تر نماید. بدین‌رو، با توجه به پیچیدگی قومی و الگوی دیرپای چیدمان قدرت، نمی‌توان ماهیت سلسله مراتبی نظام سیاسی را از بن دگرگون ساخت.
نباید فراموش کرد که طالبان‌ پیش از آن‌که یک گروه مذهبی-ایدیولوژیک باشد، یک نیروی قومی با مدعاها و مطالبات عمیقا تباری هستند که ریشه و انگیزه در ساختار سیاسی-اجتماعی بخشی از جامعه‌ی افغانستان دارند. این احتمال وجود دارد که ایجاد هرگونه تغییری در هرم سنتی و قرارداد شفاهی تقسیم قدرت که در معاهده‌ی بن نیز تبلور یافت، ممکن است به‌خصوص در بین جامعه‌ی پشتون انگیزه و بهانه‌ی بزرگ‌تری برای رجوع به مدعاهای سیاسی-اجتماعی طالبان فراهم سازد. بنابراین، در کوتاه‌مدت این نوع تقسیم‌ ممکن است قابل توجیه و درک باشد، اما پذیرش ذهنی و تمکین سیاسی این گفتمان به عنوان قرارداد اجتماعی در الگوی توزیع دموکراتیک قدرت و استحکام ساختار متعادل سیاسی، مسیر گفتمان ملت‌سازی و پی‌ریزی و تحقق یک جامعه‌ی شهروندی را با چالش و فرسایش بنیادین مواجه خواهد ساخت.
3. ائتلاف‌های خزانی
سنت ائتلاف یکی از رایج‌ترین مختصات سیاست نخبگان قومی در ا‌فغانستان است که در دو دهه‌ی اخیر قاعده‌ی چانه‌زنی سیاسی قرار گرفته است. این ائتلاف‌ها که عمدتا از دو صفت ناپایداری و ناکارآمدی برخوردار بوده‌اند، الگوی سیاست‌گری افغانی را با رشته‌ای از پیچیدگی‌های سیاسی و شکاف‌های اجتماعی پیوند داده است.
پیش از انتخابات جاری مجموعه‌ای از چانه‌زنی‌ها و ائتلاف‌های خزانی پیرامون مواضع و تیم‌های انتخاباتی صورت گرفته بود که درست در آستانه‌ی معرفی کاندیداها، بسیاری از این ائتلاف‌ها از هم گسست و باز هم یارگیر‌های جدیدی شکل گرفت.
ائتلاف‌های انتخاباتی و سیاسی امر نکوهیده‌ای در سیاست‌ورزی مدرن محسوب نمی‌شود، اما آن‌چه ماهیت و چیستی ائتلاف نخبگان افغانی را از سایر ائتلاف‌های مدرن متمایز می‌کند، این است که این نوع رویکرد سیاسی در چانه‌زنی‌ها، قاعده‌ی چانه‌زنی و الگوی سیاست‌ورزی را از بنیاد دچار گسست، شکست و بی‌اعتبار نموده است.
ناپایداری و فقدان اصول و ضوابط در شکل‌گیری یا فروپاشی این نوع ائتلاف‌ها، به‌ویژه در امور مهمی مانندِ رخداد انتخابات از چند بعد تأثیرات منفی و حتا مخرب در جامعه برجای می‌گذارد:
• بی‌اعتمادی شهروندان را نسبت به امر سیاست‌ورزی بیش‌تر می‌سازد.
• بنیاد اخلاق سیاسی را در میان نخبگان سیاست‌گر متزلزل می‌کند.
• الگوی آموزش و جامعه‌پذیری سیاسی در میان جوانان دچار انحراف و ابتذاال می‌گردد.
• فرایند دموکراتیک، عقلانی و تعهدمحور سیاست را با اختلال و انجماد مواجه می‌کند.
• نتایجِ این نوع سیاست‌ورزی بی‌بنیاد و بی‌ثبات، بر چگونگی تعامل اقوام نیز اثر می‌گذارد.
بنابراین، بازتاب این ائتلاف‌ها در تمام حیات سیاسی و شئون رفتارهای اجتماعی در جامعه‌ی شدیدا بی‌ثبات و سنتی افغانستان نمایان می‌شود و بر نوع نگاه و الگوی شکل‌گیری فرهنگ سیاسی و رفتارها و اخلاق اجتماعی تأثیر عمیق برجای می‌گذارد. رخداد انتخابات، بارزترین جلوه‌ی تبلور چنین فرهنگی است که سیاست‌گران و نخبگان قومی با مانورهای سیاسی و عشوه‌گری‌های اجتماعی می‌کوشند تأثیر سیاسی و مطالبات فردی-جریانی خویش را بر روند کلی آن تحمیل و آشکار سازند. «بی‌بی‌سی»

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه