طولانی‌ترین جنگ تاریخ ایالات متحده، اکنون صرفا چند گام تا نقطه‌ی پایان فاصله دارد. متن نهایی توافق‌نامه‌ی صلح میان ایالات متحده و طالبان، آماده‌ی امضای نمایندگان باصلاحیت دو طرف است و اگر اتفاق غیرمنتظره‌ای رخ ندهد، در روزهای بعد، امضای این توافق، فارغ از ایجاد یک ترافیک سنگین رسانه‌ای، تحولات بزرگی اگر نه در بخشی از منطقه که دست‌کم حوزه‌ی افغانستان به همراه خواهد داشت.

قریب به یازده ماه قبل، مذاکرات صلح افغانستان میان دیپلمات‌های ایالات متحده به رهبری زلمی خلیل‌زاد و نمایندگان طالبان در دوحه، پایتخت قطر آغاز شد. اولین دور مذاکرات، در حالی برگزار شد که نسبت به نتایج و پیشرفت آن بدبینی‌های وسیعی مطرح می‌شد. برخلاف تردیدها، مذاکرات صلح دوحه، مرحله به مرحله به پیش رفت و در هر دور، دو طرف از پیشرفت مذاکرات و احتمال بالای دست‌یابی به یک توافق خبر می‌دادند. اکنون و با پایان دور نهم مذاکرات، زلمی خلیل‌زاد، نماینده‌ی ویژه‌ی ایالات متحده برای صلح افغانستان به کابل آمده است تا رهبران حکومت افغانستان را پیش از امضای توافق صلح میان ایالات متحده و جنبش طالبان از مفاد آن مطلع کنند و احتمالا ملاحظات و دیدگاه‌های آن‌ها را در خصوص متن نهایی توافق‌نامه‌ی صلح مد نظر بگیرد.

هجده سال قبل، در همین ماه (۱۱ سپتامبر ۲۰۱۹) حملات تروریستی مأموران القاعده به برج‌های تجارت جهانی در نیویورک و مقر وزارت دفاع ایالات متحده، پنتاگون، این کشور را واداشت تا به افغانستان لشکر کشیده و امارت اسلامی طالبان را که برای رهبران القاعده پناه داده و از تحویل‌دادن آن‌ها به واشنگتن امتناع کرده بود، سقوط دهد. طولانی‌ترین جنگ تاریخ ایالات متحده، اکنون صرفا چند گام تا نقطه‌ی پایان فاصله دارد. متن نهایی توافق‌نامه‌ی صلح میان ایالات متحده و طالبان، آماده‌ی امضای نمایندگان باصلاحیت دو طرف است و اگر اتفاق غیرمنتظره‌ای رخ ندهد، در روزهای بعد، امضای این توافق، فارغ از ایجاد یک ترافیک سنگین رسانه‌ای، تحولات بزرگی اگر نه در بخشی از منطقه که دست‌کم حوزه‌ی افغانستان به همراه خواهد داشت.

ایالات متحده در هفتم اکتبر ۲۰۰۱ با شعار «عملیات آزادی پایدار» حملات هوایی‌اش بر مواضع طالبان را در افغانستان آغاز کرد. پنجاه روز پس از آغاز حملات هوایی جت‌ها و بمب‌افکن‌های امریکایی، آخرین گروه از جنگ‌جویان طالبان نیز دست‌گیر شدند. آزادی پایدار به مفهوم محو تروریزم، سقوط امارت اسلامی طالبان و دست‌یابی افغانستان به امنیت و ثبات سیاسی، اکنون تحت الشعاع جو رسانه‌ای سنگین و پرسروصدای ناشی از مذاکرات صلح دوحه، می‌رود که به فراموشی سپرده شود. تعامل و توافق سیاسی ایالات متحده و جنبش طالبان برای پایان‌دادن به شورش این گروه و حضور نظامی ایالات متحده در افغانستان، به خودی خود، «عملیات آزادی پایدار» را در وضعیتی مختومه اعلام می‌کند که شورش طالبان، قریب به نیمی از خاک افغانستان را به کام کشیده و ماحصل خشونت‌ها و حملات تروریستی، کشته‌شدن صدها غیرنظامی به‌شمول کودکان در هر ماه است.

در آستانه‌ی امضای توافق‌نامه‌ی صلح میان ایالات متحده و طالبان و پس از آن آغاز مذاکرات بین‌الافغانی، رهبران سیاسی متعلق به جمهوری اسلامی افغانستان اما، گرفتار تشتت، اختلاف نظر و حتا خصومت‌های کین‌توزانه‌ای شده است. رهبری حکومت وحدت ملی، عملا به دو جبهه‌ی متقابل صف‌آرایی کرده است. رییس‌جمهور غنی و حامیان سیاسی و انتخاباتی‌اش، از چند ماه قبل به این‌سو تمام تلاش‌شان را به‌کار بسته‌اند تا با برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری، به‌زعم خودشان زمینه‌های قانونی به میان‌آمدن یک حکومت منتخت، مقتدر و باصلاحیت برای تصمیم‌گیری در مورد منازعه و مصالحه‌ی افغانستان را فراهم کنند. آقای غنی در پی آن است که با برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری و پیروزی احتمالی در آن، بقایش به‌عنوان رییس‌جمهور منتخب و مشروع را با استناد به قانون اساسی افغانستان و رأی مردم تضمین کند. بقایی که اکنون و در آستانه‌ی توافق صلح با سازوکار حکومت موقت تهدید می‌شود. بخش قابل توجهی از مخالفان سیاسی رییس جمهور غنی، مذاکرات و توافق صلح با جنبش طالبان را فرصتی برای کنارزدن غنی از قدرت و پایان‌دادن به انزوای سیاسی‌شان می‌دانند. در محاسبه‌ی این دسته از سیاستمداران افغانستان، توافق صلح و برپایی حکومت موقت به‌عنوان بستر اجرایی‌شدن این توافق، زمینه‌ی مشارکت آن‌ها در قدرت و رهاشدن از انحصار محمداشرف غنی را فراهم می‌کند. این دو رویکرد متضاد با هم و عمدتا خصمانه، افغانستان را به کام یک تشتت و از هم‌گسیختگی سیاسی وسیعی سقوط داده است.

پس از چند دور مذاکرات میان ایالات متحده و طالبان در دوحه، زمینه‌های برگزاری برخی گفت‌وگوهای مقدماتی میان طرف‌های داخلی جنگ جاری افغانستان فراهم شد. ارگ ریاست‌جمهوری افغانستان بنا داشت که سهم مطلق و سپس حداکثری را در این دست گفت‌وگوها داشته باشد. اختلاف نظر و تقابل میان رییس‌جمهور غنی و مخالفان سیاسی‌اش از همین رویکرد حکومت آغاز شد. در چند نوبت، هیأت جمهوری اسلامی افغانستان برای اشتراک در گفت‌وگوهای بین‌الافغانی که توسط ارگ ریاست‌جمهوری انتخاب شده بود، به‌دلیل اعتراضات و مخالفت‌های گسترده‌ی مخالفین رییس‌جمهور غنی، تغییر کرد. در طرف مقابل، طالبان اما از هرنوع گفت‌وگو با نمایندگان رسمی حکومت وحدت ملی امتناع کردند و ترجیح دادند که با مخالفان سیاسی او دیدار کرده و به گفت‌وگو بنشینند. هیأت جمهوری اسلامی افغانستان در چند نوبت فرصت حضور در گفت‌وگوها را نیافت. طالبان دو بار در مسکو و یک بار در لاهور با مخالفین سیاسی ارگ ریاست‌جمهوری به گفت‌وگو نشستند. باری، طالبان به هیأت حکومت افغانستان در سومین دور مذاکرات صلح در شهر ابوظبی، اجازه‌ی ورود به محل مذاکرات را ندادند.

نبود اجماع سیاسی در میان سیاست‌مداران حوزه‌ی قانون اساسی افغانستان، نه‌تنها به بهبود موضع جنبش طالبان در مذاکرات بین‌الافغانی، واگذاری امتیاز به آن‌ها و کاهش اقتدار جمهوری اسلامی افغانستان می‌انجامد که حتا سناریوی سقوط جمهوری اسلامی افغانستان با استفاده از شکاف‌ها و خصومت‌های وسیع در میان سیاست‌مداران افغانستان نیز می‌تواند ممکن باشد. در متن رخدادهای سیاسی افغانستان معاصر، رخدادها و تجربیات قابل تأملی وجود دارد که می‌تواند برای روزگار اکنون مجال الگو و عبرت‌گیری فراهم کند. در اواخر نیمه‌ی اول دهه‌ی هفتاد خورشیدی، زمانی که جنبش طالبان از حوزه‌ی قندهار ظهور کرد، تعدادی از جناح‌های با هم درگیر و متخاصم مجاهدین فاتح، هرکدام سعی کردند به‌صورت جداگانه با این گروه مذاکره و تعامل کنند. طالبان اگرچه در آغاز از حسن نیت و چراغ سبز جناح‌های مجاهدین استقبال کردند، اما با محاصره‌ی پایتخت، تیغ جنگ و خون از نیام برکشیدند و با هیچ گروهی میانه‌ی تعامل و آشتی باب نکردند.

مذاکرات و روابط جداگانه‌ی گروه‌های سیاسی مختلف مربوط به حوزه‌ی جمهوری اسلامی افغانستان با طالبان، به تضمین حیات سیاسی هیچ یک از این گروه‌ها در فردای توافق صلح با طالبان نخواهد انجامید. طالبان، دشمن مشترک همه‌ی گروه‌های سیاسی مربوط به جبهه‌ی قانون اساسی افغانستان است و هرنوع گفت‌وگو با این گروه می‌بایست از یک آدرس واحد و با انسجام، یک‌پارچگی و هماهنگی کامل صورت بگیرد. ایجاد یک اجماع داخلی قوی در آستانه‌ی آغاز مذاکرات بین‌الافغانی در صورت امضاشدن توافق صلح میان طالبان و ایالات متحده، یک ضرورت فوری و حیاتی است. سیاست‌مداران افغانستان باید هرچه زودتر، اختلاف‌ها و اولویت‌دادن به منافع فردی و گروهی‌شان را کنار گذاشته و به‌خاطر صیانت و پاسداری از عزت و حقوق مردم افغانستان، ارزش‌های دموکراتیک و احترام گذاشتن به ده‌ها هزار قربانی که در مبارزه با شورش‌گری و تروریزم به خاک و خون افتاده‌اند، متحد شوند. اگر این خصومت و تشتت سیاسی تا درون اتاق‌های مذاکرات بین‌الافغانی کشانده شود، تمام مسئولیت‌های ناشی از مذاکرات ضعیف، امتیازهای از دست‌داده و توافقات ناکام و سبک با طالبان، به دوش رهبران سیاسی افغانستان خواهد بود.

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
Notify of