نه محقق کودک خوبیست و نه من کودک خوبی شده بودم!

هادی دریابی

دیروز روز جهانی کودک بود. من شخصاً دیروز یک کودک به تمام معنا شدم. البته تا ساعت‌های ده شب قبلش متوجه نبودم که دیروز، روز جهانی کودک است. حوالی ساعت ده شب بود که واقف شدم. سرم را بر بالشت نهادم و با خود در این مورد فکر کردم. تصمیم گرفتم روز جهانی کودک را، یک کودک باشم. از اول می‌دانستم که کودک بودن من هیچ صفا و لطفی نخواهد داشت. باز هم به اسرار خودم، کودک شدم. نزدیکی‌های صبح، بیدار شدم. دستم را به خشتکم بردم، دیدم تر است. از همین‌جا فهمیدم که قدرت تصمیم‌گیری فوق‌العاده‌‌ای دارم. آخر کدام یکی از شما می‌توانید ساعت ده شب تصمیم بگیرید و هنوز صبح نشده، تصمیم‌تان عملی شود؟ من شب تصمیم گرفتم که کودک باشم، صبحش مثل یک کودک، رخت‌ خوابم را تر کرده بودم. نه شوخی نمی‌کنم؛ اگر باورتان نمی‌شود، حاضرم به تمام قاق‌روده‌های کشورم قسم بخورم! می‌خواهید بدانید قاق‌روده به چه‌کسی اطلاق می‌شود؟ قاق‌روده اصطلاحی‌ است که در روز جهانی کودک، از سوی یک پیره‌مرد به پیره‌مرد دیگری اطلاق شود. تفاوت این دو پیره‌مرد زیاد است و یکی از این تفاوت‌ها این است که اولی صاحب چند‌زن است و دومی یک زن دارد. فکر کنم همین مسئله هم باعث شده که پیره‌مرد اولی دهان بگشاید و روده‌های پیره‌مرد دومی را از دهان بیرون کند و بعد بگوید که‌ هذا اشرف‌الغنیون روده قاقاً! هههههههههه. اصلاً این اشرف غنی به کدام حق روده‌ی قاق دارد؟ چه فکر کرده خود را؟ آیا نامزد بودن به آدم این‌ قدر شأن و منزلت می‌دهد که قاق‌روده باشد؟ نخیر! دور اول کاکای بنده نیز نامزد بود. او هرگز جرأت نداشت که قاق‌روده باشد. نمی‌دانم چرا در دور دوم، این تکت‌های انتخاباتی این قدر صاحب شرف و عزت و منزلت شده که یکی قاق‌روده می‌شود و دیگری… لاحول ولا! نزدیک بود بگویم که دیگری خر می‌شود! خوب شد نگفتم.

به هر صورت! ما کاری به کار مردم دنیا نداریم. دل‌شان که هرچه می‌گویند، بگویند. قصه‌ی کودکی من نماند. آری برادر و خواهر گرامی! دی‌صبح که بیدار شدم، جایم تر بود. برای یک لحظه به خودم گفتم که بهتر است یک وقفه‌ی بازرگانی بگیری و بعد دوباره کودک شوی. به‌سرعت یک فیل قاق‌روده (فیل‌هایی که در ماراتن دوش، همیشه اول می‌شوند)، رخت‌ خوابم را جمع کردم. شستنی‌ها را شستم، بستنی‌ها را بستم، بردنی‌ها را بردم. همین‌که دیدم که خاطرم جمع است و کسی نخواهد فهمید، دوباره شروع کردم به کودک بودن! یک پایه مبایل دارم که دو سیم‌کارت می‌خورد. از سیم 1 به سیم 2 زنگ‌ می‌زدم. تماسم را قطع می‌کردم و می‌گفتم که وقت ندارم. بعد مثل‌ پهلوانانی که 5 زن دارند و خیلی پهلوان اند، مبایلم را خراب کردم. دندان‌های چپلقم را مسواک زدم. نه فکر نکنید که دهان من مثل چپلق است، نه! بروید از همان آدمی که چپلق مرا دندان‌دار ساخته بپرسید که ماجرا چیست؟ شرط می‌زنم پیش او که بروید، به شما بگوید که این چپلق را در سمت شمال، اشرف‌الچپلقا می‌نامند، اما در دایکندی، آن را ناخورده می‌گویند! به من که همین‌طور گفت. بعد از مسواک زدن آن چپلق عزیز، رفتم شیر آب دست‌شویی همسایه را باز ماندم. همسایه‌ی ما کریم‌داد نام دارد. کریم‌داد خانه نبود و با اهل و عیال به شاپینگ رفته بود. در برگشت، وقتی دست‌شویی رفت و کار از کار تیر شد، تازه متوجه شده بود که آب نمانده! محشری بود به وسعت دایکندی. نمی‌دانم چطور در ذهن کودکانه‌ی دیروزی‌ام خطور کرد که تقاص از پاکستان بگیرم. از این‌که پاکستان صدها موشک بر خاک میهنم پرتاب کرده بود، خیلی ناراحت بودم. خونم جوش زد. چیزی دیگری نبود، چند‌دانه خشت و نیمه‌خشتی بود. همان‌ها را برداشتم و با قهر و ادای قهرمانی، انداختم به سوی حویلی همسایه… هنوز خشت آخر را نیانداخته بودم که زن همسایه از سر بام گفت: ووی ده قار خدا نشوی! توره چه شده؟ گفتم، شما پاکستانی‌ها چرا بر خاک ما موشک روان می‌کنید؟ این خشت‌ها جواب موشک‌های پاکستان اند. گفت: بچیم! ما که همسایه‌ی شمالی‌تان هستیم. اونه ده حویلی ملا خیرو بیانداز… قسم می‌خورم ده حویلی ملا خیرو نیانداختم.

حالا که من از کودکی فارغ شده‌ام، می‌بینم که تنها من نبودم که در روز جهانی کودک، کودک شده بودم. خیلی‌ها خواسته و ناخواسته، دیروز را در کودکی به‌سر برده بوده. از جمله حضرت معاون دوم داکتر عبدالله که گفته است، اشرف غنی قاق‌روده است. خیلی‌ها نوشته بودند که این حرف، فقط از کودکان برمی‌آید. باید گفت که نه‌ محقق کودک خوبی ‌است و نه من دیروز کودک خوبی شده بودم! البته فکر می‌کنم کودکان محقق که نام خدا زیاد هم استند، همه حرف از تویتر و فیس‌بوک و افغان یونایتد بانک بزنند و اکت و اداهای مارک ‌زاکربرگ را در‌بیاورند… والله اعلم!

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه