آقای آشنا، درود بر شما. قبل از اظهار نظر باید بگویم که اینجا من نه از داکتر عبدالله عبدالله دفاع میکنم و نه از داکتر اشرف غنی. فقط آنچه برایم تأسفآور بود، ادبیات شما در این نوشتار بود. قبل از هر مورد دیگر، تأکید میکنم که ابراز نظر من به هیچوجه جانبداری و واقع شدن علیه حامیان نامزد دیگری نیست. آنچه مرا واداشت تا ابراز نظر نمایم، زن بودنم است و دفاع موجه از حقوق زن در جغرافیایی به نام افغانستان
******
استفادهی واژههایی چون «زهرا جان»، «ببین زهرا»، «کوتاه بیا زهرا» و «آری زهرا جان» واقعا خندهدار بود، آنهم در نوشتههای یک روشنفکر، در قبال زنی که بابت ابراز نگرانیاش از حضور زن در سیاست به نمایش گذاشته است. البته من شناخت نسبتاً خوبی از مردان افغانی، از مردانی که خود را هزارکاره و سیاستمدار مینامند، الا شهروند عادی، دارم. مشکل از شما نیست، مشکل از فرهنگ ماست و تو افتخار این فرهنگ را داری که در بطن این فرهنگ بودی. بلی، همین فرهنگ، همین فرهنگی که خود ساخته و بافتهایم و فراتر از دین و قرآن، به آن عمل میکنیم، فرهنگی که درد تاریخی را در خاطرهام درج نموده است و اگر فعلاً همچو تو (انسان) به صحنه میآیم، با کلمات و واژههایی چون تو و امثال تو مواجه میشوم. خرسندم که مردان سرزمینم حالا درک کردهاند که زن امروزی افغانستانی دیگر زن دیروزی متهم به زن بودن و زیر برقع و چادری نیست و نگرانی مردان هم درست از اینجا ناشی میشود. زنان فعال این سرزمین زنستیز این نگرانی شما و امثال شما را به فال نیک میگیرند. در مجموع نظرات خویش را میخواهم روی چندمحور بیان نمایم:
1. از حرکت مدنی نام بردهاید در این نوشتهیتان. نه تنها من، بل عموم شهروندان افغانستان، صرف نظر از حامیان و مخالفان هردو تیم، حرکت مدنی (البته مدنی) را استقبال میکنند. حرکت مدنیای که شما از آن یاد کردید، مدنی جلوه مینمود، ولی با شعار مدنی همراه نبود، پس گفتهی خانم زهرا نادری بیمورد نبود. حرکت شهروندان مدنی بود، اما حرکتهای مدنی شعور مدنی میخواهند و نثار کردن مرگ و نفرین آیا در حرکت مدنی جا دارد؟
2. نوارهای صوتی مورد دیگری بود. یک سوال، وقتی دعوا در محکمه باشد، آیا مناسب است اسناد و مدارک را سر چوک اعلان نماییم؟ اگر جوابتان این باشد که به چنین محاکم و قضات باور نداریم، باید بگویم که نخیر، پس چرا اول وارد بازی شدید؟ و قاعدهی هر بازیای این است که تا آخر بمانیم، ورنه بازنده خطاب میشویم، پس تحکیم حاکمیت قانون و تقویهی دموکراسی نوپای افغانستان با چنین عملکردها توجیهپذیر است؟ نخیر. پس خانم زهرا نادری بیمورد این عملکرد دستهی اصلاحات و همگرایی را نقد نکرده است آقای آشنا؟
3. حرف و سخن از زندگی مرفه خانم نادری و زندگی غیرمرفه نمیدانم شما یا منظورتان سیاستمدارن افغانیالاصل شاید بوده باشد. اگر منظورتان سیاستمداران فعلی ما باشد، بلی، دقیقاً حرف شما بیمورد نیست. این سیاستمداران در طول تاریخ با آب و خاک این سرزمین آشنا بوده و شاهد روزهای شاد و غمگین این خاکواره بودهاند. اما سوال کجاست. امیدوارم جواب قانع کننده برایم داشته باشی. این سیاستمدارانی که امروز شما به وجودشان افتخار میکنید و دلیل عمدهی شما هم بودن در روزهای روشن و تاریک این کشوره بوده، آیا امروز زندگی مرفه و حتا بهمراتب مفشنتر از زندگی خانوادهی خانم نادری ندارند؟ از چه راهی، به قول معروف، چنین ارگاه و بارگاه برای خویش آماده ساختهاند؟ اینکه فلانی در افغانستان نبوده و از خانوادهی مرفه است، پس حرفش مفت است، به نظرم نه تنها که خندهدار است، بل تأسفآور است، شنیدن و خواندن آن از اندیشهی روشنفکری چون شما.
4. چادری دریچهی قدرت مورد دیگری است که به عنوان یک زن میخواهم برایتان توضیح بدهم. محترم آقای آشنا، برخلاف ادبیات شما، شما زن نیستید و من مرد نیستم، پس هیچگاه نباید همچو تودهی مردم طعنه نثار هم کنیم. این شعار خانم نادری برمیگردد به دنیایی که، بازهم تکرار میکنم، دنیایی که انسانی تحت نام مرد برای زن افغان تصویر کرده بود و این دنیا سزاوار زن نیست و حالا هم این تصویر انزجارآور برچیده نشده است، پس آقای محترم آشنا، تفاوت دو دنیای متفاوت مردانه و زنانه را، دنیا و تفاوتهایی که هیچ فرد قادر به انکار آن نیست، به مسخره نگیر و به عنوان وسیلهای برای زیبا جلوه دادن گفتهها و ادعاهایت به کار نبر. به نظر من، این خود پا گذاشتن به حیطهی فکری و شخصی دیگری است.
5. کاربرد کلماتی چون شیک و مد روز. حداقل به نظر من این واژهها و طرز فکر شما نگاه جنسیتی شما را به یک زن به نمایش میگذارند. من از مدتی که در کابل یا در کل در افغانستان زندگی میکنم، چنین واژهها را فقط در جادههای کابل شنیدهام و بس. پس محترم آقای آشنا، کاربرد واژههای این چنینی برای حمایت از یک نامزد، سزوار شما نیست. من به شما به عنوان یک جوان تحصیلکرده و روشنفکر باور داشتم، اما کاربرد چنین واژههایی در ادبیات آنچه خود میخوانی (سیاستمدار) نه تنها که نمیگنجد، مناسب هم نیست؛ چون شخص (نویسنده) را نسبت به زن عقدهای و نگران از حضور فعال زن تبارز میدهد.
و کلام پایانی آقای آشنا!
انتخابات 1393 بالاخره و در نهایت یک برنده خواهد داشت. برای من به عنوان یک شهروند، فرق نمیکند کدام یک برنده شود. چرا؟ چون من به عنوان یک شهروند، مسئولیتم رفتن به پای صندوقهای رای بود که این مسئولیت را دو بار صادقانه انجام دادم. حالا اینکه چه کسی برنده میشود و آرای پاک و ناپاک چطور تفکیک میشوند، برمیگردد به نهادهایی که تو، من و نامزدان محترم به آن اعتماد و تعهد کردیم، پس لازم نیست چنین احساساتی شویم از حضور زن؛ چون حالا وقتش رسیده که زن همچو مرد نفس بکشد. بالاخره خواهی نخواهی نه تنها زنانی مثل خانم نادری، بلکه زنان بیشماری به صحنهی سیاست و اجتماع خواهند آمد که ممکن با افکار و اندیشهی مردانهی فعلی و رایج در کشور مخالف باشند، پس هنوز اول راهیم برادر، اندکی صبر. اصلاً نفس نقد و نظر تقاضا میکند مخالف باشیم و موافق نه و این خود نشانگر آزادی بیان و تحقق ارزشهای مردمسالاری در یک کشور است، اما اینکه چگونه، من شاید کوچکتر و بیتجربهتر از آن باشم باشم که بتوانم به شما مشوره دهم.
موفق باشید برادر محترم، آقای آشنا
عارفه پیکار
These chairs have the capability to stretch you, apply heat and even help your relax with music.
You might think you are relaxing muscles when you sit and slouch;
however, bad posture makes your muscles work harder.
It is organically grown, without herbicides, pesticides or insecticides.