مادهی چهل و هفدهوم:
فقرهی اول: هر وکیل نیاز به رفع حاجت دارد، بناءً دولت مکلف است تعدادی از تقواپیشگان مملکت را استخدام کند تا هنگام رفع حاجت وکلای محترم، دعای «بخیر بیرون شود» را بخوانند.
فقرهی دوم: در صورتی که خدا نخواسته دعا قبول نشد، دولت مکلف به ارسال کماندوی ویژهی «بیرون میکند» در ساحهی مذکور بوده و برای احتیاط لازم، کماندوی ارسال شده میتواند تمام کوچههای اطراف مقر عملیات را ببندد.
فقرهی سوم: از هر وسیله برای بیرون کردن بهموقع چیزهای «شکم اذیتکن» نظر به مفاد دو طرف استفاده صورت بگیرد. تلاش شود که وحدت ملی خدشه برندارد.
مادهی دو مرتبهوم: هر وکیلی که توانسته تا حالا دو مرتبه وکیل شود، در حقیقت وی از کرهی مریخ آمده، دولت مکلف است برای وی یک کرهی مریخ در افغانستان درست کند، ولو در این زمینه دخالت ناسا لازم شود. اگر دولت در این قسمت کوتاهی کند، وکلا حق دارند دست و پای خویش را تا لگن دولت دراز فرماید.
مادهی سی و سربازُم: هر وکیل فکر میکند که خیلی آدم مهم است. دولت به میزان حماقت هر وکیل در این تفکر بهخصوص، مکلف است به تعداد لازم سرباز در اختیار وکیل قرار بدهد. این سربازان نظر به قانون، مکلف اند با سر مردم بازی کنند. (مگر شما راه بهتری بلدید که وکلا با سر مردم بازی کنند؟ من که همین سرباز را ستایشیدم).
مادهی پنجاهو پارکُم: وکلا حق دارند هرجای که دلشان خواست، پارک کنند. مثلاً میتوانند به اندازهی نیاز سر چهارراهها پارک کنند. خودشان را حتا میتوانند وسط مجلس پیش اعضای جنسیتاً خانمِ مجلس پارک کنند. دولت باید مصئونیت ایجاد کند، یعنی اگر مردان به پارک کردن مشغول بودند، زنان خود را مصروف آجندای ملی کنند و اگر زنان خدای ناخواسته، خواسته بودند وسط مجلس پارک کنند، مردان مکلف به بحث روی مفاد قانون منع خشونت علیه زنان میباشند.
مادهی جان کریوم: هرگاه دو وکیل اراده کردند که در صحن مجلس با بوتل آب یا کفش یا هر وسیلهی دیگر باهم مبارزه کنند، دولت جمهوری اسلامی افغانستان مکلف است در اسرع وقت، جان کری را از امریکا طلب کرده و بحران را به وحدت ملی بین دو وکیل تبدیل نماید. این ماده در نزاعهای خانوادگی هم نافذ است. مثلاً اگر خانم یکی از وکلا کمی کنجکاوی کند و دریابد که شوهرش که هر هفته دوبی میرود، بیبلا نیست و به اساس اسناد و مدارک با شوهرش به دعوا و جنجال بیافتد، بازهم دولت مکلف به احضار جانکری جهت ایجاد وحدت ملی بین وکیل و خانمش میباشد و باالعکس برای خانمها…
مادهی یکهزار و لایکم: دولت مکلف است عدهای را برای لایک کردن پستها و کمنتهای وکلا استخدام نماید تا هر چیزی که وکیل صاحب نوشته کرد، در ظرف یک دقیقه یک هزار لایک بگیرد. مثلاً اگر وکیلی در صفحهی فیسبوکش نوشت که من برای تجاوز جنسی نیاز به حمایت دوستان نهایت عزیزم دارم، دوستانش باید وی را چنان لایک نمایند که وکیل محترم از شدت خوشحالی، بر یکی از اعضای خانوادهاش تجاوز نماید. تجاوز، تجاوز است دیگر! فرقی ندارد بر اعضای خانوادهاش باشد یا بر کسی دیگر!
مادهی دوصد قچارُم: هر وکیل حق دارد در دوران حیات خویش، روزانه چندین دل را قچار قچار کند. خواه از طریق غیرحاضری در مجلس باشد یا از طریق مصروف شدن در قاچاق تیل و شراب.
مادهی سهصد و سینهبغلُم: شنیدهام پس از اینکه قانون مصئونیت و حقوق مادامالعمر وکلا تصویب شده، یک عده از فرط خوشحالی سینهبغل شدهاند. نصیب دشمنانشان! نگویید ما دشمن این مردم هستیم و تو در حق ما دعای بد کردی؛ چون دولت در این زمینه مکلف به تهیهی سینه از کشورهای دوست و همسایه و آن جمله کشورهایی که با آنها پیمان استراتژیک امضا کردیم، میباشد. پس نصیب دشمنانشان!
مادهی پنجصد و پمپرزُم: دولت مکلف است چندین کارخانه برای آباد کردن پمپرزهای مردانه-زنانه در کشور ایجاد نماید تا سبحان نخواسته وکیلان به وضعیت اضطرار مواجه نشوند. یکی از بادیگاردهای پیشنهاد شده، مکلف به حمل بستهی پمپرز میباشد.
مادهی بعد از مرگُم:
فقرهی اول: اگر وکیلی مریض شد و علاج مریضی وی به فضولهی سقراط و افلاطون بستگی داشت، دولت مکلف است فضولات این دو متفکر جهان را بهصورت قانونی (در حالی که مالیهاش را به وزارت مالیه تحویل میدهد) وارد کرده و به وکیل مذکور بخوراند. سعی شود در وقت خوراندن از جوس آلتونسا استفاده شود.
فقرهی دوم: وقتی وکیل صاحب مرد (خدا زودتر گلیمشان را جمع کند)، دولت مکلف است تمام کسانی را که به او رای داده بودند، یکجا با وی دفن نماید، بهشمول دو سرباز! اگر مرگ وی مشهود بود و ثابت شد که در اثر پرخوری بوده، دولت مکلف است معدهی وی را برای احترام شستوشو نماید. از دوغ بز استفاده شود، بهتر است.
فقرهی سوم: تمام اعضای خانوادهی وکیل از جواب پس دادن به مردم معاف اند. چه آن عده که از دست خود وکیل به تکلیف بوده و چه کسانی که از دست پسران وکیل دست بهگوش بودهاند.
فقرهی چهارم: دولت و ملت مکلف اند دزدی، دروغ، تجاوز، قتل، قاچاق و بیوجدانی آن عده از وکلا را که مرتکب آن میشوند، یک نوع تفریح و سرگرمی محسوب کنند. خرج عروسی و فاتحهی تمام اعضای خانوادهی وکیل به دوش ملت بوده و دولت باید از آن حراست نماید.