نبرد با عدد 39‌!

هادی دریابی

39 عددی است که به پولیس ترافیک، یک میلیارد افغانی ضرر وارد کرده است. ما که از ضرر نمی‌ترسیم. سال‌ها برای ضرر رساندن به هم‌دیگر درس خواندیم، کاراته یاد گرفتیم، آشپزی کردیم، سلاخی کردیم، تفنگ خریدیم و شلیک کردیم. من نمی‌گویم. صدیق صدیقی می‌گوید. آقای صدیقی این خبر را در حالی به مردم بیان کرد که نفرت عمیقی پشت دندان‌هایش پنهان بود. یکی از دندان‌های این سخن‌گوی مورد علاقه‌ی من‌ که نخواست نامش را افشا‌ کنم، چنین گفت: «آن‌چه را شنیدید، فقط یک ورزش دهن بود». بلی این خبر، فقط یک ورزش دهن است. چطور ورزش دهن بود؟ می‌گویم. این ماه مبارک رمضان است یا نه؟ بلی ماه مبارک رمضان است. بر منکرش 39 مرتبه لعنت! البته فقط در محدوده‌ی مسلمان‌های جهان! در ماه مبارک رمضان، کم‌کارترین قسمت بدن آدم کجای آدم می‌باشد؟ دهان آدم! این را از آن بابت گفتم که مسئله‌ی اصلی در افغانستان خوردن است. شما کسی را دیده‌اید که بیرون از دایره‌ی خوردن و مفاد آن تلاش کند؟ من که ندیده‌ام.

خُب، ما چه کاری به این کار‌ها داریم. هرکه تا این‌جای کار، هرچه خورده نوشش باد! و هر‌که از این به بعد، هرچه می‌خواهد بخورد، بازهم نوشش‌ باد. ما باید از 39 سخن بگوییم. وقتی خوب به 39 نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که سر عدد 9 از 39، دقیقاً مثل سر رییس جمهوری این کشور‌، تاس و براق است. البته سخن‌گوی آقای کرزی هرگونه مشابهت میان سر مبارک کرزی و سر 9‌ی 39 را رد کرده است و از عموم شهروندان خواهش کرده که نظافت دهن را مراعات نمایند. اما ما کجا و این حرف‌ها کجا؟! ما طبق آخرین تعریفی که از سوی یوسف نورستانی در شب اعلام نتایج ابتدایی ریاست جمهوری ارائه شده، عبارت از ملت مجاهد و قهرمان، آزاده و غیور، شهید و معلول‌پرور، مسلمان و مومن هستیم. به نظر شما،‌ ملتی که این همه تعریف با خود داشته باشد، آیا حق ندارد کمی روی چیز خویش مانند سرچرخک‌های سلطان محمود‌ بچرخد؟! حق دارد به خدا! سوال این‌جاست که چرا وزارت محترم داخله +رییس‌ پولیس ترافیک شهر کابل‌ بعد از این همه سال، حساسیت در برابر عدد 39 را بزرگ‌نمایی کرده است؟ ما سال‌هاست که از عدد 39 رنج می‌بریم. کاش خداوند کریم که از آن به نام رزق‌دهنده‌ی بی‌کسان یاد می‌شود، روزی که 39 را خلق می‌کرد، به‌جای این‌که بگوید 39 خلق شو، می‌گفت 39 خلق نشو! راستی به نظر شما، خدا می‌داند که ما از عدد 39 هم شرم داریم، هم می‌ترسیم، هم متنفر‌یم؟ وای اگر خداوند متعال بداند که ما گرفتار چه خرافاتی هستیم. قبلاً دعا می‌کردم کاش خداوند بداند ما با چه رنجی دست‌وپنجه نرم می‌کنیم، اما حالا آرزو می‌کنم کاش خداوند نداند. می‌بینید که ضرر 39 تنها به پولیس ترافیک و وزارت داخله نرسیده، بل‌که آرزوهای ما را هم 180 درجه تغییر داده است.

چون موضوع روی عدد 39 است، به آیه‌ی 39 سوره‌ی بقره (گاو) قسم که ضررش را به آله‌‌‌ی «نوشته‌‌می‌کند» من رسانده، هیچ نمی‌فهمم چه بنویسم، چه ننویسم؟ از اول که شروع کردم، می‌خواستم شرح دهم که کی‌ها در این زمینه مقصرند، اما حالا نمی‌فهمم که آن کی‌ها، چه کسانی هستند و در کجا زندگی می‌کنند. این 39 مثل سگ در ذهن من رخنه کرده. وقتی می‌خواهم بگویم حساسیت در برابر عدد 39 یک حماقت و بی‌منطقی محض است، می‌بینم که یک عالم آدم را دشنام داده‌ام. به خود 39 که مراجعه نمی‌شود. می‌ترسم وقتی با 39 احوال‌پرسی کنم، یکی از آشنایان مرا ببیند و فوراً در فیس‌بوک بنویسد که دوستان و رفیقان! یک خبر تازه و کاغذ‌پیچ دارم. قسم می‌خورم از شنیدن آن شوکه شوید. خبری که هیچ‌گاهی تصورش را نمی‌کردید و نمی‌کنید. می‌دانید این خبر چیست؟ خبر این است که خبرنگار ناراضی کشور‌ را با عدد 39 دیدم. اوفففففففففففف! لعنت به این دنیا که روی هیچ‌کسی اعتماد نمی‌شود. خبرنگار ناراضی ایمان و وجدان خویش را زیرپا نموده‌…

می‌دانم این سخن مزخرف می‌نماید. اما وقتی روی این مسئله فکر کنیم، می‌بینیم که ما واقعاً ترحم‌انگیزترین موجودات حیه هستیم.

مقصر اصلی در زمینه، ریاست ترافیک است. به نظر من، اولین پلیت (پلاکارد)‌ی که به‌خاطر داشتن عدد 39‌ از سوی اولین متقاضی سر نوبت رد شده و ریاست ترافیک هم چشم‌پوشی کرده، داستان شروع شده. به قول کرزی «ای به ای ماناست که ریاست ترافیک ما دزد است». از ریاست ترافیک باید پرسید که چرا تا حالا پلیت‌های 39‌دار را توزیع نکردید و عوضش پلیت‌های با شماره‌های دیگر را توزیع کردید؟ البته این احتمال وجود دارد که ریاست ترافیک فکر کرده باشد که چرا خانواده‌های مردم را به‌زور به بی‌ناموسی بکشاند!

والله اگر خودم فهمیده باشم که چه نوشته‌ام. خدا لعنتت کند 39…

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه