منبع: فارین پالیسی
نویسنده: مایکل کوگلمن
برگردان: حمید مهدوی
این مقاله بخشی از سلسله مقالات ماهانهای است که نویسنده در آنها سناریوهای احتمالی پس از 2014 را برجسته میسازد. در سالهای اخیر به ویژه در هفتههای اخیر و همزمان با پیش رفتهای سریع و هشدارآمیز گروه شبه نظامی ای که دولت اسلامی عراق و شام (داعش) نامیده میشود، در مورد نقشی که ایران در عراق بازی میکند بسیار نوشته شده است.
اما از نقش ایران در افغانستان، همسایهی دیگر ایران و کشوری که ایالات متحده پس از حملهی یازدهم سپتامبر جنگ دیگری راهاندازی کرده است، کمتر گفته است. در غرب، سیاستهای ایران در قبال افغانستان تا حد زیادی زیانآور توصیف شدهاند. ایالات متحده و ناتو تهران را به تهیهی اسلحه برای طالبان افغانستان متهم کرده است. در سالهای 2007 و 2011 نیروهای بینالمللی در افغانستان ارسال اسلحه از ایران به مقصد طالبان را متوقف کردند. در سال 2010، نیویارک تایمز افشا کرد که تهران کیسههای پول نقد را به عنوان بخشی از تلاشها به منظور «ایجاد فاصله» میان افغانها و امریکاییها به عمر داوودزی، رییس دفتر مورد اعتماد حامد کرزی تحویل میداد. اخیرا در ماه می وال استریت ژورنال گزارش داد که ایران شیعیان افغانستان را برای جنگ در سوریه به نفع رییس جمهور بشار اسد استخدام میکند. برخی از کارشناسان نظامی شرق میانه باور دارند که تقریبا دو سال است که این اتفاق میافتد.
با این حال و با وجود این همه، نقشی که ایران در افغانستان بازی میکند، تا حدودی سازنده است. علایق ایالات متحده و ایران در افغانستان مانند تامین ثبات، تا حدودی زیاد همگرا اند. تهران میتواند در پیشبرد این علایق در افغانستان پس از سال 2014 کمک کند، بهویژه اگر روابط روابط تیرهی این دو کشور همچنان بهبود یابد.
تهران پیشینهی کمک به حکومت ایالات متحده در افغانستان را دارد. در جریان کنفرانس بن در اواخر سال 2001، ایران بنبست بر سر ترکیب اولین حکومت پس از طالبان در افغانستان را شکست. جیمز دوبینز، فرستادهی ایالات متحده در کنفرانس بن به یاد دارد که چگونه جواد ظریف، نمایندهی ایران در کنفرانس بن و وزیر خارجهی کنونی این کشور، لحظهای در گوشهای از اتاق گفتوگو در گوش یونوس قانونی، نمایندهی اتحاد شمال در این کنفرانس، نجوا کرد و یک دقیقه بعد، قانونی به میز مذاکره برگشت و توافق حاصل شد.
تهران و واشنگتن در زمینهی مبارزه با طالبان والقاعده نیز با هم همکاری کرده اند. نظر به گزارشی از باربارا سلاوین، در اولین سالهای پس از ورود نیروهای بینالمللی در افغانستان، تهران چهرههای القاعده در خاکش را دستگیر کرد و به واشنگتن نقشهای را داد که در آن موقعیتهای طالبان در افغانستان مشخص شده بودند. نظر به گفتههای دوبینز، ارتش ایران هم چنین پیشنهاد کرد تا به عنوان بخشی از برنامهای به رهبری ایالات متحده به منظور بازسازی ارتش افغانستان، 20 هزار سرباز افغانستان را آموزش دهد. این همکاری میتوانست فراتر از اینها باشد. در سال 2003، تهران برای آغاز گفتوگوهای رسمی با واشنگتن رسما پیشنهاد کرد، اما حکومت جورج دبلیو بوش از آن صرف نظر کرد. افغانستان یکی از موضوعات آجندا بوده است.
چنین گفتوگوها نباید تعجببرانگیز باشند. وقتی مسئلهی افغانستان مطرح میشود، تهران و واشنگتن تمایل دارند در مورد بسیاری از مسایل از جمله طالبان چشم به چشم بدوزند. با وجودی که تهران برای این گروهها اسلحه تهیه کرده است، اما شیعیان ایران دوباره به فکری بر میگردد که افغانستان یک بار دیگر توسط طالبان سنی رهبری شود. در سال 1998، طالبان در حملهای بر قنسولگری ایران در مزار شریف نه دیپلمات ایرانی را کشت. ایران در پاسخ به این حملهی طالبان 200 هزار سرباز را در نزدیکی مرز این کشور با افغانستان جابجا کرد و تا سرحد آغاز جنگ پیش رفت. کمتر جای تعجب است که تهران که هرگز حکومت طالبان را به رسمیت نشناخت به طور صریح با حکومت طالبان مخالفت میکرد. این دیدگاههای ضدطالبانی هنوز تغییر نکرده اند. یک کارشناس ایرانی به من گفت که تهران وحشت زده شده از این که مبادا توسط داعش در غرب و توسط طالبان در شرق در تنگنا قرار بگیرد.
عامل مواد مخدر: شورشیان طالب تا حد زیادی از طریق قاچاق مواد مخدر تامین مالی میشوند و ایران یکی از مقصدهای اصلی مواد مخدر است. این تجارت غیر قانونی بحران مواد مخدر ایران را شدیدتر میسازد. ایران از جمله کشورهایی است که بیشترین آمار استفاده از مواد مخدر جهان را دارد و از استفادهی فراگیر هیروئین رنج میبرد.
پس چرا ایران به گروهی اسلحه میدهد که با این کشور به این شدت مخالفت دارد؟ یک توضیح این است که با در نظرداشت دورهی عدم اطمینانی که پس از خروج نیروهای بینالمللی از افغانستان وجود خواهد داشت، تمایلی است که این کشور برای حفظ روابط خوب با تمام بازیگران کلیدی سیاست در افغانستان، به شمول سازمان شبه نظامی پشتون دارد. توضیح دیگر این است که ایران هراس دارد مبادا ایالات متحده روزی از خاک افغانستان برای حمله بر تسهیلات اتمی این کشور استفاده کند. روابط بهتر ایالات متحده با ایران و تعداد اندکی از نیروهای امریکایی در افغانستان میتوانند از تمایل ایران به کمک به طالبان بکاهد.
دلیلی خوبی وجود دارد تا باور کنیم که ایران یک افغانستان با ثبات میخواهد. بی ثباتی بیشتر قاچاق مواد مخدر را تشدید خواهد کرد. هم چنین بی ثباتی باعث خواهد شد تا تعداد بیشتری از پناهندگان افغان به این کشور سرازیر شوند، کشوری که پس از پاکستان بیشترین پناهجوی افغانی را در خود جا داده است. در سالهای اخیر این مهاجران به طور فزایندهای در ایران ناخواسته قلمداد شده و بسیاری آنها اخراج شده اند. هم چنین تهران به احتمال زیاد نگران است که با بدتر شدن شرایط امنیتی در افغانستان، نیروهای ضد شیعه، به شمول سازمان پاکستانی ای لشکر طیبه که فرمانده آن قول داده است پس از خروج نیروهای بینالمللی به سوی افغانستان پیش روی کند، جسورتر خواهند شد. هرچند ایران در ظاهر با حضور نیروهای امریکایی در افغانستان مخالفت میکند، اما در واقع احتمالا با خوشحالی حضور اندک این نیروها پس از 2014 در افغانستان را میپذیرد.
این در حالی است که یک پارچگی افغانستان با آسیای جنوبی و مرکزی هدف مشترک تهران و ایالات متحده است. ایران به منظور ارتباط بهتر با کشورهای آسیای مرکزی، پروژههای راه آهن، خط لوله گاز و تجارتی را دنبال کرده است. ایران هم چنین با هند در زمینهی بازسازی بندری که تجارت هند با افغانستان و آسیای مرکزی را آسان میسازد، همکاری میکند. این تلاشها با ابتکار «جادهی جدید ابریشم» واشنگتن هم خوانی دارد، جادهای که هدف آن توسعهی بازارهای انرژی منطقهای در آسیای جنوبی و مرکزی یا فراتر از آن توسعهی تجارت و ترانزیت فرامرزی در سرتاسر این منطقه است. با این حال، تحریمهای ایالات متحده بر ایران مانع دست یابی تهران به منابع مالی بینالمللی برای برخی از پروژههای آن شده است. برداشتن تدریجی این تحریمها به دنبال بهبود روابط دوجانبهی تهران و واشنگتن، میتواند تامین مالی بیش تری را برای ایران به ارمغان آورده و زمینهی تحقق واقعی طرحهای یک پارچگی منطقهای را فراهم کند. ایران نیز مانند سایر کشورهای همسایه افغانستان، به دلیل داشتن روابط فرهنگی مشترک با این کشور به طور فعال در افغانستان فعالیت دارد. شهر هرات تا سال 1857 بخشی از ایران بود. دری به عنوان یکی از دو زبان رسمی در افغانستان، گویشی از زبان رسمی فارسی در ایران است. تهران یکی از بازیگران عمدهی اقتصادی در افغانستان نیز است و این کشور در کنفرانس کشورهای کمک کننده به افغانستان در سال 2002، 504 میلیون دالر را به افغانستان وعده شد. این کشور انواع کالاهای مهم به شمول غذا، نفت و دوا را به افغانستان صادر کرده و سالانه 50 میلیون دالر را برای مبارزه با مواد مخدر در افغانستان کمک میکند. تجارت دوجانبه میان افغانستان و ایران در سالهای 2011 و 2013 دو برابر شده است. ناظران ایران به من میگویند که تهران برای بهبود ثبات در افغانستان پس از 2014، کمکهای اقتصادی خود به افغانستان را افزایش خواهد داد.
ایران در افغانستان، بهویژه در میان شیعیان که حدود 20 درصد کل جمعیت این کشور را تشکیل میدهند، از نفوذ قابل توجهی برخوردار است. با این حال، با توجه به مطالعه جدید (RAND) ایران به دنبال گسترش نفوذش در میان اجتماعات فراتر از شیعیان است. تهران مؤسسات غیردولتی، مکتبها و رسانههای افغانستان را کمک مالی میکند. این کشور با گروههای اسلامگرای پشتون، از حزب اسلامی گرفته تا طالبان، روابط دارد.
نتایج حاصل از این کمک رسانیها مختلط اند. برخی از افغانها، به ویژه شیعیان از حضور ایران حمایت میکنند. در حالی که دیگران مقاومت میکنند. بسیاری از ساکنان افغانستان ایران به مداخلهی بیش از حد در امور داخلیشان متهم میکنند. برخی از شیعیان افغانستان ایران را به ترویج افراطگرایی و حمله بر اجتماعاتشان متهم میکنند (مقامهای امنیتی افغانستان ایران را به فعالیتهای تروریستی و راهاندازی پروپاگند متهم میکنند). اینها همه کمک میکنند تا توضیح دهیم که چرا برنامهی به ظاهر بی ضرر ساخت یک شفاخانه توسط ایرانیها در ولایت بامیان، که اکثریت باشندگان آن شیعیان اند، با مخالفت شدید مردم محل مواجه میشود. (اتفاقا در نظرسنجی اخیر که دیدگاه جهانیان در مورد ایران را منعکس ساخته است، افغانستان شامل نبود).
با این وجود، ایران یکی از تاثیرگذارترین بازیگران منطقهای در افغانستان پس از 2014 خواهد بود. پکن، با وجود نقش اقتصادی برجسته اش در افغانستان فعالیت سیاسی کمرنگ دارد. اسلام آباد داری روابط ضعیف با کابل است و ممکن است در مورد سلطهی آن بر طالبان افغانستان اغراق شده باشد. حتا دهلی جدید، باوجودی که با کابل قرارداد استراتیژیک امضا کرده است، به خاطر تهدیدهای گروههای شبه نظامی ضد هند که به طور منظم منافع هند را مورد حمله قرار میدهند، دامنهی فعالیتهایش در افغانستان را محدود خواهد ساخت. اما ایران برخلاف این کشورها از لحاظ سیاسی و اقتصادی عمیقا در افغانستان درگیر است.
در نهایت، دامنهی نقش ایران در ایجاد ثبات در آیندهی افغانستان به عوامل متعددی بستگی دارد. آیا دیپلماسی و کمک ایران به افغانستان به راستی فراگیر خواهد بود؟ یا تا حد زیادی اساس فرقهای و قومی خواهد داشت و خطری به ثباتی و یکپارچگی افغانستان خواهد بود؟ با توجه به روابط شخصی قوی ای که رهبران ایران با رییس جمهور کرزی داشتند، آیا تهران قادر به حفظ روابط دوستانه با افغانستان پس از کرزی خواهد بود؟
با این حال، شاید مهمترین مسئله چگونگی روابط ایران با امریکا است. در صورتی که روابط این دو کشور بهبود یابد، به احتمال زیاد تهران حمایتش از طالبان را محدود خواهد ساخت. اما اگراین روابط دوجانبه فرو بپاشد یا بدتر شود، انتظار میرود که این اقدامات بیشتر شود.