طالبان تروریست چهارده تن از باشندگان ولایت غور را که از شهر چغچران به طرف کابل میرفتند، از موتر پایین کرده و به شهادت رساندند. تمام قربانیان غیرنظامی و از مردم بیگناه و مظلومی بودند که میخواستند تعطیلات عید را در شهر کابل بگذرانند. از میان چهارده تن، فقط یک تن کارمند دولتی بود و بقیه تمام آنها کارگر و مردم عادی بودند. والی غور گفته است که طالبان سه موتر مینی بوس را متوقف کرده و سرنشینان آن را بر اساس اسناد هویتیشان تفکیک کرده و آنهایی که متعلق به قوم هزاره بودهاند را جدا و تیرباران کردهاند. ارتکاب چنین جنایتی از سوی طالبان دور از تصور و انتظار نیست؛ این گروه تروریستی بیش از ده سال است که با خونخواری، جنایت و قصاوت خو گرفته و شخصیت و هویت آنها با جنایت و بیرحمی سرشته شده است. با گذشت هر روز، بر عمق و شدت جنایتآفرینیها و مرگافروزیهای این گروه افزوده میشود. تنها در طول دو هفتهی اخیر این چندمین بار است که گروه طالبان دست به کشتار گروهی غیرنظامیان میزند. شاید میزان قربانیانی که در طول دو هفتهی اخیر از سوی این گروه تروریستی به شهادت رسیدهاند، به بیش از صد تن برسد. قربانیانی که بدون هیچ گناه و دلیلی به شهادت رسیدهاند.
کشتار مردم بیگناه به خاطر هویت قومی آنها (مورد اخیر در ولایت غور) نیز هرچند که نادر است، اما دور از تصور نیست. این گروه تروریستی تعصب و کینهاش را سالها پیش نسبت به اقوام و مذاهب دیگر نشان داده بود و موارد خُرد و ریز دیگر از این نمونه کشتارها همه روزه در مسیر راههای مناطق مرکزی با کابل و دیگر ولایات صورت میگیرد و قربانیان بیصدا بهخاطر تعلق داشتن به قوم و مذهب خاص، از سوی طالبان تروریست کشته میشوند.
تلفات غیرنظامیان تراژیدی دایمی و ناتمام در افغانستان بوده و سالهاست که مردم افغانستان با این پدیده عادت کردهاند. بیش از سه دهه پیش هنگامی که نخستین گلولههای ناآرامی و بیثباتی برای جنگ قدرت و حکومت به صدا درآمد، ناقوس منحوس تلفات غیرنظامیان نیز نواخته شد و با گذشت بیش از سه دهه، هنوز طنین مرگ و کشتار در زندگی مردم افغانستان جاری و ساری است. طی این سه دهه تغییرات و دگرگونیهای زیادی در سیاست، جامعه و فرهنگ افغانستان رونما گردید؛ مردم افغانستان رنگارنگیهای زیادی در زندگی، جامعه، سیاست و… دیدند؛ اما چیزی که هیچگاهی تغییر و دگرگون نشد، تراژیدی مرگ و کشتار غیرنظامیان است.
قربانی و تلفات، منطق و شیوهی ثابت و لایتغیر در زندگی افغانها، حداقل طی سه دههی اخیر، بوده است. از آغاز حضور جامعهی جهانی در افغانستان و ایجاد حکومت مردمسالار و فضای نسبتا سالم و مساعد زندگی، انتظار میرفت که این رسم و منطق منحوس در زندگی افغانها تغییر کند و صلح و آرامی به زندگی مردم افغانستان برگردد، اما چنین نشد. تحول و بهبودی چشمگیری در صلح و امنیت، این گمشدگان دیرین مردم افغانستان رونما نگردید. تنها چیزی که تغییر کرد، ایجاد ابزارها و شیوههای جدید کشتار بود. ترور و انتحار به عنوان شیوههای تازهی کشتار و تلفات، در زندگی مردم افغانستان باب شده و هر شب و روز شاهد قربانیان بیشتر و بیشتر در این جغرافیای فاجعه بودیم. افزون بر انتحار و انفجار، درگیریهای جبههای و نظامی، ربودنها و کشتار صحرایی نیز مزید بر علت شده و تراژدی کشتار و تلفات غیرنظامیان را به اوج رسانده است.
مسئول بیشتر کشتارها و تلفات تروریستان و مخالفان مسلح دولت شناخته شده است. در تمامی گزارشها و تحقیقاتی که در زمینهی کشتار غیرنظامیان هرازچند گاهی صورت گرفته، مسئول بیشتر کشتارها و تخریبهای طالبان و مخالفان مسلح دولت بوده است.
در گیرودار جنگ و مصالحه طی سالهای گذشته، اساسا مسئلهی کشتار غیرنظامیان بهکلی فراموش گردیده و به عنوان یک موضوع پیشپا افتاده و حاشیهای در خیال سیاستمداران ما و نیروهای خارجی مطرح بوده است. در چنین وضعیتی، امید چندانی برای کاهش تلفات غیرنظامیان در افغانستان متصور نبوده و به نظر میرسد که حداقل برای مدتهای دیگر نیز مردم افغانستان این تراژیدیها را تحمل نمایند.