از چند ماه به این طرف کابل شاهد موج جدیدی از انفجارها و ترورهای هدفمند بوده است. در برخی روزها تا چهار انفجار در این شهر رخ داده است که همه ماینهای مقناطیسی جاسازیشده در موترها بوده است. در برخی موارد ماین یا مواد منفجره حتا در تاکسی شهری جاسازی شده و قربانی آن شهروندان عادی بوده است. با گذشت چند ماه، انفجارها کاهش نیافته و کارشناسان امنیتی میگویند که در حال حاضر امیدی به کاهش یا توقف این نوع انفجار و ترورها نیست، چون این نوع از حملات و انفجارها روش جدید جنگ به هدف زیرفشارگرفتن دولت است و همچنان گروههای مختلف به اهداف مختلف به این روش متوسل میشوند.
ماینهای مقناطیسی یا چسپکی عبارت پرکاربرد در اخبار و گفتوگوهای عادی این روزهای باشندگان کابل است. بیشتر روزهای هفتهی کابلیان با صدای انفجار آغاز میشود و همه نگرانند که در مسیر رفتوآمد قربانی یکی از این ماینهای مقناطیسی نشوند. به گفتهی، جاوید کوهستانی، کارشناس مسائل امنیتی، بهدلیل ترس و وحشتی که انفجار ماینهای مقناطیسی بر سطح شهر سایه افگنده، گذشتوگذار کسانیکه کارمندند یا ممکن است هدف باشند، در سطح شهر کاهش یافته و این افراد تلاش میکنند بهجز موارد خیلی ضروری از خانه بیرون نشوند.
در شرایط حاضر آیا امکان کاهش یا توقف این گونه حملات و انفجار وجود دارد؟ راه حل کاهش یا توقف انفجارهای کابل چیست؟ آیا نیروهای امنیتی بهویژه پولیس برای مهار این گونه حملات اراده و توانایی لازم را دارد؟ در این گزارش این پرسشها با کارشناسان نظامی در میان گذاشته شده و از وزارت داخله در مورد برنامهی این نهاد برای مهار این نوع انفجارها و ترورها پرسیده شده است.
چرا ماینهای چسپکی؟
آگاهان امور نظامی میگویند پس از توافق صلح امریکا با گروه طالبان، بهویژه بعد از آنکه مذاکرات صلح دولت افغانستان با گروه طالبان بهخوبی پیش نرفت، این گروه استفاده از ماینهای مقناطیسی و ترورهای هدفمند را بهعنوان تاکتیک جدید جنگی برای زیر فشار گرفتن دولت افغانستان در پیش گرفت. اما شماری از این کارشناسان برخی از ترورها و انفجارها را مشکوک میدانند که ممکن است کار حکومت یا افرادی در درون حکومت باشد. همچنان به گفتهی آنها، ممکن برخی از انفجارها و ترورها کار کسانی باشند که در پی حذف رقیبان خود هستند.

عتیقالله امرخیل، آگاه امور نظامی میگوید که انفجارهای مشابه و ترورهای هدفمند در کابل تاکتیک جدید مخالفان مسلح دولت برای زیرفشارگرفتن دولت است تا مردم را از دولت دور کند. آقای امرخیل میافزاید که حالا این حملات در درون دولت یک تشنج را خلق کرده است. او همچنان میگوید که تمامی این رویدادها کار طالبان یا مخالفان مسلح نیست، بلکه افراد نفوذی و کسانی در بدل پول دست به این حملات میزنند نیز دخیلاند.
جاوید کوهستانی، کارشناس امنیتی دیگر میگوید که در برخی موارد گمان و سوالهای وجود دارد که ممکن است دولت در انفجارها و ترورهای کابل دست داشته باشد، از جمله اکثریت باور دارند که ترور یما سیاوش، مشاور بانک مرکزی از سوی حکومت یا از سوی افرادی در درون حکومت صورت گرفته است. آقای کوهستانی میافزاید که تداوم چنین انفجارها، فضا و فرصتی را ایجاد کرده که سایر گروهها و عناصر فرصتطلب برای کشتن رقیبان سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خود از این روش استفاده کنند؛ چون تهیه ماینها مقناطیسی ساده و کمهزینه است. به گفتهی او، جابجایی این ماینها نیز ساده است و در مواردی افراد عادی برای ترور استخدام میشود: «ماینهای چسپکی بسیار ساده است و تهیهکردن آن نیز آسان و کمهزینه است. میتوانند انواع مواد انفجاری را از بازار سیاه بهدست آورند. ممکن است توسط افراد استخدامشده این ماینها در زمانها و مکانهای مختلف به آسانی در موترها جابجا شود.»
امینالله امرخیل، فرمانده پیشین پولیس ولایت هرات به این باور است که برنامه طالبان و شبکههای تروریستی در افغانستان بعد از توافق طالبان با امریکا تغییر کرده، چون آنها تعهد کرده که بر شهرها و ولسوالیها حملات بزرگ تروریستی انجام میدهند، بنابراین تاکتیک ترورهای هدفمند را روی دست گرفتهاند تا از این طریق ترس و وحشت ایجاد و مردم را علیه نظام تحریک کنند. به گفتهی او، مخالفان مسلح با تداوم انفجارها و ترورها به این هدف خود نزدیک شدهاند. این جنرال که فرماندهی پولیس چند ولایت را در کارنامهی خود دارد، میگوید که تنها شبکههای تروریستی از این انفجارها برای رسیدن به هدفشان استفاده نمیکنند، بلکه شبکههای جرمی و افراد در دشمنیهای شخصیشان نیز از این ماینها استفاده میکنند.
اسدالله ندیم، کارشناس نظامی دیگر میگوید که انفجارها و ترورهای هدفمند اهداف سیاسی دارد و در این حملات نیز تنها طالبان دخیل نیستند، بلکه طرفهای دیگر نیز دخیلاند. طالبان با این انفجارها میخواهند دولت را در انظار جامعه و جهانیان یک دولت ضعیف و ناکاره جلوه دهد. افرادی در حکومت شبکههای جرمی را برای این انفجارها به کرایه میگیرند تا پس از آن طالبان را متهم به جنایت کنند. به گفتهی او، پس از هر حادثه، مقامهای بلندپایه حکومتی فورا طالبان را متهم میکنند، بدون این که سند ارائه کنند، این خود سوالبرانگیز است.
وزارت داخله در پیوند به انفجارهای کابل میگوید پولیس در چند ماه گذشته صدها تن را بازداشت کرده که در میانشان «طالبان داعشی»، اعضای شبکههای حقانی و القاعدهاند و این گروهها میخواهند موجی از خشونت را در کشور افزایش دهند. طارق آرین، سخنگوی وزارت داخله میگوید که این گروهها در تصوریر کلانتر طالباند و بهصورت پراکنده و به شکل گروپهای کوچک فعالیت میکنند: «اینها به شکل زنجیره نیستند که بتوانیم پناهگاه اصلیشان را کشف کنیم. پراکندهاند و به گروپهای کوچک تقسیم شدهاند. با آن هم ما دهها گروپ این گروهها را بازداشت کردهایم.»
احتمال کاهش یا توقف
انفجارهای کابل و ترورهای هدفمند از چند ماه به این طرف بهصورت پیوسته ادامه داشته است. کارشناسان نظامی به این باورند که در حال حاضر با توجه به اهداف کلانی که پشت این حملات نهفته است، امکان کاهش و یا توقف آن نیست.
جاوید کوهستانی میگوید در شرایط فعلی امکان کاهش یا توقف چنین حملاتی نمیرود و شهروندان از دولت توقع مهار این حملات را نداشته باشند چون دولت نمیتواند از پس آن برآید. آقای کوهستانی میافزاید که بهتر است شهروندان بهصورت فردی متوجه امنیتشان باشند، چون دیگر راهی وجود ندارد: «تا زمانیکه رویکرد دولت تغییر نکند و پاسخگو نباشد، چنین حملاتی کاهش نخواهد یافت.»
امینالله امرخیل نیز میگوید که در حال حاضر امکان کاهش این حملات بعید بهنظر میرسد. آقای امرخیل میافزاید که حکومت در مجموع در مدیریت و مهار ترورهای هدفمند و مدیریت و مهار جنگ جاری در کشور ناکام بوده و ظرفیت خویش را در این خصوص از دست داده است.

اما اسدالله ندیم میگوید که انفجارها و ترورهای هدفمند به اوج خود نزدیک میشود و طرفهای درگیر ناچارند صلح کنند: «هیچ امکان ندارد که مذاکرات شروع نشود و نتیجه ندهد.»
وزارت داخله میگوید مترصدان امنیتی را در ساحات آسیبپذیر کابل افزایش داده و شمار زیادی از افراد و گروها را که در انفجارهای کابل دست دارند بازداشت کرده است. طارق آرین میگوید که در کنار این که عاملان برخی ترورها بازداشت شده، از برخی ترورها نیز جلوگیری شده است، اما در بعد تروریسم این اقدامات برای این وزارت قناعتبخش نیست: «ما روی برنامههای تاکتیکی و استراتژی بحثهای امنیتی داشتهایم و امیدواریم که بتوانیم بر وضعیت مطابق به خواست شهروندان حاکم شویم.»
راه حل چیست؟
برخی از کارشناسان امنیتی راه حل مهار انفجارهای کابل را در برکناری مقامهای ارشد امنیتی میبینند و برخی میگویند که در حال حاضر راهحلی ندارند، چون موضوع پیچیدهتر از آن است که برایش بهسادگی راهحل درست و منطقی ارائه کرد. پیشنهادیکه کارشناسان میدهند این است که مبارزه استخباراتی و کشفی میتواند باعث کاهش این انفجارها شود.
جاوید کوهستانی میگوید که که جلوگیری از ترورهای هدفمند و انفجار ماینهای چسپکی یک چالش بسیار جدی است و مهار آن توسط دولت کار سخت و دشوار است: «نخست این که تشکیلات کوچک است. در حوزههای امنیتی تعداد مأمورانی که در بخش مبارزه با تروریسم و جرایم سازمانیافته کار میکنند، بسیار محدود است. با توجه به تشکیل حوزههای امنیتی، نفوس شهر، افراد غیرمسئول با هویتهای مختلف و ساحات غیرپلانشده، دیده میشود، مهار این گونه حملات بسیار دشوار است. تعداد مأموران جنایی و کشفی بسیار کم است، برعکس تعداد پولیس یونیفورمدار زیاد است که عملکرد آنها نیز کارایی ندارد. باید اصل مبارزه را کسانی بکنند که حرفهای هستند و از تشکیلات جرایم سازمانیافته میفهمند. بهصورت تخنیکی اقداماتی روی دست گیرند.»
هرچند آقای کوهستانی میگوید که در حال حاضر کدام راه حل معقول برای مهار این حملات پیشنهاد نمیتواند، اما میافزاید تا تغییرات گسترده در نهادهای امنیتی اعمال نشود و این نهادها از برخوردهای سیلقهای و قومی بیرون نشود، مهار این گونه حملات دشوار است: «با رفتارهای احساساتی به این مشکل رسیدگی نمیشود. بدون یک نگاه کلان و اصلاحات در نهادهای امنیتی این امر ممکن نمیشود.»
اسدالله ندیم میگوید که مسئولان ارشد امنیتی «بیکفایت»اند و برای این که انفجارهای کابل مهار شود، باید این مسئولان به صورت فوری برکنار شوند: «نهادهای امنیتی خانهتکانی شود. آنها دانش مسلکی و در مورد امنیت بینش استراتژیک ندارند. همچنان این مقامها نیز ارادهی برای کاهش یا توقف این حملات ندارند.»
امینالله امرخیل میگوید که پولیس اکثرا در شهرها با یونیفورم حاضرند و حضور پولیس به این شیوه در امر مبارزه تروریسم، جرایم سازمانیافته و ترورهای هدفمند بیتأثیر و ناکام است. به گفتهی او، مبارزه با جرایم باید بر بنیاد علم استوار باشد و اقدامات عملی و با استفاده از تکنولوژی عصری امروزی میتواند در این امر مبارزه کمک کند: «پولیس با حضور فیزیکی با داشتن کلاشینکوف ، هاموی و رنجر در ساحه نمیتواند از ترورهای هدفمند و ماینهای چسپکی یا انواع ماینها و جرایم سازمانیافته جلوگیری کند. باید برای مبارزه با این پدیدهها، ارگانهای کشفی و استخباراتی را تجهیز و تقویت کرد. پولیس در آن صورت توانایی مهار این گونه حملات را دارد که به وسایل پیشرفته و جمرها مجهز گردد و با ارگانهای کشفی و استخباراتی هماهنگ باشد. ولی پولیس تنها با حضور فیزیکی بدون معلومات کشفی و بدون هماهنگی با امنیت ملی و ارگانهای کشفی نمیتواند به تنهایی این حملات را مهار کند.»
وزارت داخله میگوید که مطالعات امنیتی روی آسیبهای امنیتی کابل انجام شده و این وزارت در حال تطبیق برنامههای استخباراتی و عملیاتی است.