جان آمد و…

هادی دریابی

ما آن‌قدر عاشق شفافیت بودیم که در دفاع از شفافیت به مشت و لگد پرداختیم. دندان، گوش، بینی، زیر بغل، ساق پا، بعضی از قسمت‌های دیگر بدن و به ویژه نشیمن‌گاه‌های را که احتمال ممانعت شان از شفافیت کار می‌رفت، با مشت و لگد زدیم. می‌گویند برتری در این زمینه از آن ستادی بوده که از دور اول تا حالا مدام، شعار پیروزی از آن ماست؛ را سر می‌دهند. در یک کلام اگر بگنجانم، از شروع تا حالا، گند زدیم. تعاریف زیادی از گند زدن وجود دارد. یکی از فرماندهان نیروی پولیس بر این باور است که گندزدن به معنای رهایی زندانیان طالب از زندان‌ها است. او که مدتی است در صف مبارزه با فعالیت‌های هراس‌افگنانه، فعالیت می‌کند، خودش و هم‌کارانش کشف کرده که مخالفین رها شده از زندان‌ها به دست حکومت، دوباره در صف جنگ علیه دولت و مردم باز می‌گردند و مثل مار زخمی، فعالیت می‌کنند. طبیعی است که برای هر گندی که در جهان زده می‌شود، راه‌حلی نیز وجود دارد. دیر یا زود، یکی پیدا می‌شود که تعریفی از گند‌های زده‌ شده ارایه نموده و راه‌حل نیز پیش‌نهاد کند و در قدرت‌مندترین موقف، آن‌ را عملی نماید. فرمانده پولیس ولایت قندهار بر این باور است که اکثراً مامورین نهاد‌های عدلی-قضایی، همین‌که عکس پول، به ویژه دالر را می‌بیند، مثل این می‌ماند که شتران دشت‌پیما، جوی آب روان را دیده باشند و مصمم باشند که سی‌ لیتر از آن را در جا نوش‌جان نماید. به ویژه اگر شتران محترم نزدیک به شش ماه باشد که روی آب را ندیده باشند، در این‌صورت عطش نوشیدن آب را شما خودتان قضاوت نمایید. خیلی شتر خری باشد که آب ننوشد، چون ممکن است شش ماه دیگر، از آب دور باشد. بلی، به باور این فرمانده، اگر مخالفین مسلح را در میدان نبرد یا فعالیت‌های کشفی، دستگیر و برای محاکمه به زندان‌ها فرستاده شوند، در جریان محاکمه بدون این‌که به جنایات وی وقعی گذاشته شود، در بدل پول بی‌گناه ثابت شده و رها می‌شوند که این عده دوباره در صفوف جنگ با نیروهای امنیتی حاضر می‌شوند. آخرین جنایتی که ادعای این فرمانده را ثابت می‌کند، رگبار کردن هفده فرد ملکی بدست طالبان در ولایت غور می‌باشد. به گفته‌ی والی این ولایت، این هفده نفر به دست گروه‌ی رگبار شده که رهبر این گروه، در سلسله‌ی معافیت‌های دولت، از زندان غور رها شده است. به من ربطی ندارد که شما از این راه حل خوش تان می‌آید یا نه، من از بس‌که خیلی زیاد و به اندازه‌ی چندین برابر فراوان از طالبان متنفرم، از هر عملی که باعث تضعیف و نابودی آن‌ها شود، استقبال می‌کنم. نگران مسایل حقوق بشری هم نیستم، چون آن‌ها را بشر نمی‌دانم.

ممکن است شما مرا نکوهش کنید و بگویید که نه، هنوزهم امکان اصلاح گروه طالبان وجود دارد و باید آن‌ها را بشر خواند. به شما حق می‌دهم اما این مسئله را یادآور شوم که تا اصلاح شدن این گروه و برگشتن شان به زندگی انسانی و مسالمت‌آمیز، مجبوریم هزینه‌ی سنگینی را متقبل شویم. تصور کنید در هر ولایت، قبرستان‌های مملو از مزار‌های عروس و داماد داشته باشیم، خانه‌های فراوانی را به نام یتیم و بیوه ثبت نماییم، رقم درشتی از شهداء را در وزارت‌های داخله و دفاع داشته باشیم، یک کتاب از نام‌های زنانی را داشته باشیم که سنگسار شده یا آلت تناسلی‌اش را بریده اند؛ آن‌وقت اصلاح شدن این گروه، کجای این هزینه‌های سنگین را جبران می‌کند؟ من که می‌گویم هیچ‌گوشه‌ی را…

تعریف دیگری که از گند زدن ما وجود دارد، متاسفانه به زبان انگلیسی ارایه می‌شود و من زبان انگلیسی را نمی‌فهمم. ورنه ما چه داریم که جان کری را ماه دوبار به افغانستان بکشاند؟ همین جان کری که روز پنج‌شنبه، در حالی‌که گرده‌های هردو نامزد محترم در دایره‌ی منافع متصوره‌ی‌شان، دوک دوک می‌نمود؛ وارد افغانستان شد؛ از دست ما به ستوه آمده. در کجای تاریخ آمده که وزیر خارجه‌ی فلان کشور، طی یک ماه، دو بار به فلانه کشور رفت و گندگی‌های فلانی‌ها را پاک نمود؟ می‌گویید ما هم وزیر خارجه داریم، بلی داریم! در کنارش ممکن 50 مشاور خارجی و ده‌ها مشاور داخلی داشته باشیم که گند نزند، چه رسد به این‌که دیگران را از گند زدن باز دارند. اگر می‌بینید که در این قسمت سرکنده-پای‌کنده صحبت می‌کنم، دلیلش این است که واقعاً زبان انگلیسی را نمی‌فهمم. اگر بگویید گند زده‌ام، با دو دیده و تمام نور دیده‌هایم قبولش می‌کنم. اگر نگویید، معلوم است که تنها من نیستم که در این کشور، چیز تشریف دارم.

حالا جان می‌رود، امیدوارم هر دو نامزد محترم، حداقل گند دیگری نزند تا جان بی‌چاره در رفت‌‌وآمد به افغانستان، اولاً نیمه‌جان نشود و بعد جان نسپارد!

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه