هیأت طالبان

گرگ را گرگ بخوانیم

دیگر سال‌‌هاست که می‌‌دانیم «طالبان» یعنی چه. حتا همان بی‌‌خبرترین آدم‌‌های جامعه نیز تصور بسیار دقیق و درستی از طالبان دارند و می‌‌دانند که آنان چگونه افرادی هستند. طالب خشن است؛ طالب سواد ندارد یا سواد نقلی اندکی دارد؛ طالب متعصب است؛ طالب حرمتی برای جان و مال و عزت کسی قایل نیست؛ طالب دشمن آزادی و آبادی است؛ طالب فقط کشتن و ویران کردن بلد است؛ طالب با حقوق انسانی و فردی شهروندان بیگانه است و طالب به هیچ اصلی که یک جامعه‌‌ی انسانی را به رشد و شکوفایی می‌‌رساند باور ندارد. سیاست طالبانی نیز هیچ چیز گنگ و مبهمی ندارد. طالبان هرگز در پی ساختن مملکت و توسعه‌‌ی اقتصادی یا اجتماعی افغانستان نبوده‌‌اند که به سیاست و برنامه‌‌ی پیچیده و چندلایه‌‌ای نیاز داشته باشند. سیاست‌‌ها و برنامه‌‌های پیچیده محصول هدفگیری مخصوصا درازمدت برای توسعه‌‌ی یک کشور است. طالبان چنان هدفی ندارند و برای تنها کاری که بلدند -سرکوب مردم و تحمیل دگم‌‌های خود بر محکومان- به چیزی جز خشونت بی‌‌حد نیاز ندارند.

چرا طالبان چنین هستند؟ مهم‌‌ترین علت این که طالبان این‌‌گونه هستند و این‌‌گونه رفتار می‌‌کنند این است که طالبان قرار نبوده چیز دیگری باشند. سیاستمداران پاکستان طالبانی «طورِ دیگر» نمی‌‌خواستند؛ تنها طالبانی که به کارشان می‌‌آمد همین چیزی است که می‌‌شناسیم. قرار این بوده که هزاران مدرسه‌‌ی طالب‌پروری در پاکستان همین مجموعه‌‌ای را تولید کنند که نیم قرن است به صورت مستقیم و سراپا در خدمت آن کشور است. بیان دیگر این مساله این است: گروه طالبان همان ارتش پاکستان است. یعنی همین شب‌‌ها و روزها پاره‌‌ای از ارتش پاکستان در هیئت یک گروه پشتوزبان افغان با حکومت و اردوی ملی ما درگیر جنگ است. درست است که اکثر طالبان افغان هستند و در افغانستان پایگاه اجتماعی دارند. اما همین طالبان در ارتش پاکستان خدمت می‌‌کنند. ارتش پاکستان بر افغانستان تجاوز کرده، در بسیاری از ولایت‌‌ها مستقر شده و ده‌‌ها ولسوالی‌‌ را  سقوط داده است.

حکومت ما این را به مردم نمی‌‌گوید. بعد سعی می‌‌کند با فرماندهان محلی ارتش پاکستان (مقیم افغانستان) بنشیند و مذاکره کند و به صلح برسد. اگر یک کشور اشغالگر، در این مورد پاکستان، در حال تسخیر یک کشور دیگر باشد، آیا آن اشغالگر به فرماندهان محلی ارتش خود (بخوانید رهبران طالبان) اجازه می‌‌دهد که با حکومت افغانستان صلح کنند؟ آیا پاکستان به طالبان اجازه خواهد داد که روند اشغالگری پاکستان را متوقف کنند و از این پس به‌جای وفاداری به ارتش پاکستان به صلح با مردمان افغانستان بیندیشند؟

حکومت ما سعی می‌‌کند ارتش پاکستان را –که در افغانستان در هیئت طالبان وارد شده‌‌ است- ارتش پاکستان نبیند. به همین خاطر برای طالبان هویتی می‌‌تراشند که خود طالبان از آن خبر ندارند. می‌‌گویند طالبان مخالفان  سیاسی حکومت مرکزی هستند و از طریق گفت‌‌وگو با آنان می‌‌توان برای مملکت آینده‌‌ی بهتری رقم زد.

واقعیت اما این است که طالبان پاره‌‌ای از ارتش پاکستان هستند و بخش‌‌های وسیعی از افغانستان را اشغال کرده‌‌اند. بر این واقعیت هر لباس دیگری که بپوشانید، در اصل قضیه فرقی نمی‌‌آید. به همین دلیل هم هست که مذاکره با طالبان مذاکره با فرماندهان محلی ارتش پاکستان است. چرا پاکستانی که این‌‌همه در کار تسخیر افغانستان کامیاب بوده، این روند کامیاب را متوقف کند و با دولت افغانستان وارد مذاکره‌‌ی واقعی شود؟