به‌دنبال یک جرعه روشنایی
«همین انفجار و انتحار که می‌شود، بیشتر ما را انگیزه می‌دهد که درس بخوانیم. دشمنان ما نمی‌خواهند که ما درس بخوانیم، آن‌ها که دست به این کارها می‌زنند ما بیشتر انگیزه می‌گیریم که درس بخوانیم و به‌ آن‌ها نشان بدهیم که ما هیچ‌گاه از علم و دانش فاصله نمی‌گیریم.»
«شورای عالی جوانان»؛ مشاوره به رییس‌جمهور یا دورزدن نهادهای رسمی
آقای پارسا از این روند ناراض است و می‌گوید که خلاف طرزالعمل در روز انتخابات، هر کسی که در محل رأی‌دهی حاضر شده بود - چه آن‌هایی که اسم‌شان در فهرست رأی‌دهندگان ثبت بود و چه آن‌هایی که اسم‌شان ثبت نبود – آمدند و رأی دادند.
«صلح باید زمینه‌ای برای رشد جوانان باشد»
ایدئولوژی طالبان ممکن است یک تغییر نسبی کرده باشد؛ چون طالبان حالا می‌دانند که تغییرات زیادی در اجتماع افغانستان آمده است و آنان قادر به تغییر فضا نخواهند بود. به‌نظر من تغییراتی در دیدگاه طالبان آمده و می‌توان از این تغییر استفاده‌های زیادی کرد.
عواطف جوانان مسری است
محققان از مردم خواستند درحالی‌که درون یک اسکنر مغز دراز کشیده‌اند، به صداهای مختلف گوش دهند. برخی از این صداها مثبت بود، مانند صدای خنده و برخی دیگر منفی بود، مانند صدای جیغ. هر دو نوع صداها باعث شد ناحیه‌ای از مغز که مسئول حرکت‌دادن ماهیچه‌های صورت‌مان است، فعال شود.
براساس قانون برگزاری مراسم ازدواج که سه سال قبل در افغانستان نافذ شد، خانواده عروس اجازه ندارند به مناسبت عروسی، هزینه‌های زیر نام‌های «طویانه، شیربها، ولور، قلین، گله، پیشکش، جهیزیه و امثال آن»را به‌صورت اجبار بر خانواده داماد تحمیل کند.
مرسل مناتی
یکی از رمان‌های تورگنیف، ایده و الهامی به مرسل تزریق کرد که در سال‌های بعد رشته‌ی تحصیلی و شغل او را تحت تأثیر قرار داد. مرسل در رمان «پدران و پسران» ایوان تورگنیف، شیفته‌ی شخصت قهرمان داستان شد.
آقای احتشام تا حالا سه مجموعه شعر و ترانه‌های کودکانه را از شاعران افغانستان و فارسی‌زبان گردآوری کرده و با کمک مالی یک بازرگان بلخی، یک مکتب خصوصی و یک فعال مدنی چاپ و نشر کرده است. او ده مجموعه‌ی دیگر آماده چاپ دارد و به‌دلیل نداشتن هزینه‌ی چاپ، روی دستش مانده است.
مشارکت زنان در ساختار حکومت
طبق معلومات ارایه شده به روزنامه اطلاعات روز، وزارت امور زنان از زنان هر ولایت خواسته است که پنج خانم نخبه و برتر را به این وزارت معرفی کند تا این وزارت بتواند بعد از بررسی فهرست، سه خانم نخبه را برای بست معاون والی ولایت به اداره مستقل ارگان‌های محلی معرفی کند.
«این‌جا چراغی روشن است»
مومنه پیمان 23 ساله وقتی از صنف دوازدهم فارغ می‌شود با خود فکر می‌کند که برای کمک به مردم و جامعه چیزی که باید، در توان ندارد اما می‌تواند سواد خواندن و نوشتن را برای افرادی که از رفتن به مکتب محروم مانده‌اند، آموزش بدهد. زمانی که ایده‌ی برگزاری صنف سوادآموزی برای زنان محروم از آموزش را با دوستش حسنیه سخی‌زاده در میان می‌گذارد، هر دو روی راه‌اندازی برنامه سوادآموزی توافق می‌کنند.
برخط ماجراجویی؛ از قالی‌بافی در اراک تا معینیت وزارت جنگ افغانستان
«قالی‌بافی کار پرمشقتی است، به‌خصوص برای یک کودک. به‌دلیل سال‌ها کار سخت پای کارگاه‌های قالی‌بافی، دید چشم‌هایش ضعیف شد، آلرژی پیدا کردم و در ناخن‌هایم انحنا آمد. هنوز هم وقتی پا روی قالی می‌گذارم، تصور می‌کنم پاهایم را روی چشمان زنی گذاشته‌ام که آن را بافته است.»