«با یک قَسم طالبان ما را دوباره همخانه اعلام کردند. من چطور با مردی که سالها مرا آزار و اذیت کرده، زندگی کنم؟»
بریدهای از صحبت نورضیا است. طالبان بهتازگی به او دستور دادهاند که بدون توجه به فیصله دادگاه به زندگی با شوهرش برگردد. او میگوید که از شوهرش رسما طلاق گرفته است و مطابق به شریعت نیز حالا درست نیست که به زندگی با شوهرش برگردد.
مقامهای مسئول طالبان، اما به او گفتهاند که فیصلهی دادگاه حکومت محمد اشرف غنی مبنی بر طلاقشان برای آنان مدار اعتبار نیست.
نورضیا میگوید: «وقتی من اصرار کردم که به زندگی با آن مرد برنمیگردم، به من گفتند که در شریعت اسلام مرد حق دارد که زنش را کُتَک بزند و این دعواها در هر خانه ممکن باشد و نباید بنیاد خانواده را از بین ببریم.»
نورضیا تصریح میکند که در اخیر مسئولان در حوزه ۱۱ امنیتی به او توضیح دادهاند که حکم دادگاه حکومت اشرف غنی بهدلیل وجود فساد گسترده برای آنان مدار اعتبار نیست. از این رو نورضیا مکلف است که مطابق به دستور مسئولان طالبان عمل کند.
اشتباه
نورضیا ۳۶ ساله است. او چهارده سال پیش به درخواست خانواده با مردی از خویشاوندانش ازدواج کرد. مردی که فکر میکرد با او خوشبخت میشود، اما خوشبخت نشد.
مادر نورضیا میگوید: «ما تازه از پاکستان آمده بودیم. شناخت کافی از او نداشتم. تنها خانوادهاش را میشناختیم فکر میکردم که او مردی خوبی برای دخترم است.»
نورضیا که اکنون مادر دو پسر و یک دختر است، اضافه میکند بهزودی به اشتباهش پی برده است، اما بهدلیل فرزندانش همچنان به زندگی مشترک ادامه داده است: «بعدها فهمیدم که آدم خوبی نیست. او کار نمیکرد و بسیار بدرفتار است. کاش تنها ظلم او بود، خانوادهاش نیز با من رفتار بد داشتند. بارها مادرش مرا لتوکوب کرده است. آنان مرا در اتاقی قید میکردند، برایم نان و غذا نمیدادند و هر وقتی دلشان میشد لتوکوب میکردند.»
مدارک طب عدلی نیز نشان میدهد که نورضیا بارها لتوکوب شدید شده است. او میگوید که زندگی با خشونت را برای بزرگشدن فرزندانش تحمل کرده است: «بهخاطر بچههایم، او را با تمام بلاهایی که بر سرم میآورد، تحمل میکردم، اما…»
نورضیا حتا از پسر کوچکش که تازه دو ساله شده، نیز گذشته است تا دیگر شوهر سابق و خانوادهی شوهرش مزاحم او نشوند. با این حال خانوادهی شوهر سابقش او را آرام نمیگذارد: «او معتاد بود. من بهخاطر ننگ تمام بدبختیها را قبول میکردم، اما از من بارها خواست که برای دریافت پول خلاف شرع عمل کنم و برای همین هم همهیشان لتوکوب میکردند.»
تنفروشی برای تأمین مواد مخدر، نورضیا را مصمم میکند که بیتوجه به فرزندانش طلاق بگیرد: «زندگی که نداشتیم، اما آخرت را هم از من میگیرد.»
او توضیح میدهد که وقتی به خواست او عمل نمیکرد، مورد لتوکوب بیشتر قرار میگرفت. مدارک طب عدلی نیز نشان میدهد که شوهر نورضیا معتاد به انواع مختلف مواد نشهآور است.
به گفتهی نورضیا، وقتی او از عمل شوهر سابق به ستوه آمده، آن را با خانوادهی شوهرش مطرح میکند و در در این زمان خشونت و بدرفتاری در مقابلش بیشتر شده است: «وقتی من گفتم او معتاد است و ثبوتش را نشان دادم. رفتار او بدتر شد و برای تلافی به دادگاه شکایت کرد که من باکره نبودهام. به من گفت که همان طوری که من آبروی او را بردهام، او هم کاری میکند که آبروی من و تمام خانوادهام برود.»
شوهر سابق نورضیا میپذیرد که بارها او را کُتَک زده است. او میگوید که بهدلیل درست کارنکردن، او را کُتَک زده و آن حقش بوده است. او همچنین اضافه میکند که اعتیادش شدید نیست و هیچ وقت در زیر پُل نخوابیده است.
پُل سوخته و اکثر پُلهای شهر کابل از اصلیترین مکانهای تجمع معتادان به مواد مخدر در این شهر است و شوهر نورضیا نیز به آن اشاره میکند و میگوید که وضعش با وجود داشتن اعتیاد، خوب است. او تاکید میکند که اعتیادش قابل درمان است و اگر نورضیا به زندگیاش برگردد، بهزودی آنرا درمان میکند.

تقاص
نورضیا یکی از هزاران زن افغان است که سالها با خشونت خانگی مواجه بوده است. مدارک طب عدلی نشان میدهد که نورضیا بهدلیل خشونت بارها مجروح شده است.
او سال گذشته موفق شد که با حکم دادگاه طلاقش را بگیرد و از خشونت رهایی یابد، اما با سقوط حکومت بهدست طالبان رویای زندگی آرام و بدون خشونت برای نورضیا دیری دوام نکرده است. شوهر سابق نورضیا بعد از سقوط کابل، از طالبان خواسته است که نورضیا را به خانهاش برگردانند.
او بعد از سقوط حکومت بهدست طالبان، به حوزهی یازدهم امنیتی شهر کابل رفته است و از نورضیا و خانوادهاش شکایت کرده است. نورضیا میگوید: «به حوزه رفته و به طالبان گفته که مرا طلاق نداده است. او به آنان گفته است که از طلا و پول میگذرد، اما باید من برگردم به خانهاش، ولی هیچ تضمن نمیکند که از خشونت و … دست بردارد.»
نورضیا توضیح میدهد که شوهرش او را به دزدی ۵۰ هزار دالر و به ارزش دو میلیون افغانی طلا متهم کرده و به طالبان گفته است که از این موارد میگذرد، به شرطی که او به زندگیاش برگردد: «او نانی برای خوردن نمیآورد و مخارج ما بهصورت بخور و نمیر از سوی برادرش تأمین میشد و حتا از من بهخاطر پول خواست نامشروع کرد، اما حالا بدون ثبوت من و خانوادهام را به دزدی متهم کرده است.»
نورضیا میگوید اکنون اگر با فشار به این خواست تسلیم شود، زندگی برای او نهتنها سخت و وحشتناک میشود، بلکه با توجه به اخطار شوهر سابقش حتا ناممکن خواهد بود: «به من میگویند که آبروی آنان را بردهام و باید تقاص آن را بدهم.»
مدارک نشان میدهد که شوهر سابق نورضیا بهدلیل اعمال خشونت و انزوای اجباری از سوی دادستانی مبارزه با خشونت مجرم شناخته شده و به پنج ماه زندان محکوم به مجازات شده بوده، اما در عید رمضان امسال شامل عفو عمومی و در نهایت از زندان رها شده است.
بهتازگی شوهر سابق نورضیا به حوزه یازدهم از او شکایت کرده است. نورضیا میگوید: «ما را به حوزه خواستند. ما وقتی آنجا رفتیم و اوراق را نشان دادیم، من گفتم طلاق گرفتهام، اما طالبان باور نکردند.»
در حضور مسئولان امنیتی حوزه یازدهم، شوهر سابق نورضیا با خواندن کلمهی طیبه میگوید که او را طلاق نداده است و طالبان با توجه به همین اساس از خانوادهی نورضیا میخواهد که دخترش را به خانهی خودش نزد شوهرش برگرداند.
نورضیا در مقابل این خواست مقاومت میکند، اما میگوید که شوهر سابقش در صدد است که جواز حمله به خانهی آنان را بگیرد. محمود، برادر نورضیا میگوید: «شوهر سابق نورضیا از آشناهای یکی از فرماندهان طالبان است. او قصد دارد که به خانهی ما حمله کند و خواهرم را به زور ببرد. اگر موفق شود زندگی او با خطر مواجه است.»
این در حالی است که خشو و خسر نورضیا نیز میگویند که دیگر نورضیا را بهعنوان عروس قبول نخواهند کرد؛ زیرا او سبب آبروریزی آنان شده است.
خانوادهی نورضیا اکنون مانده است که در نبود قانون و دستگاه مشخص عدلی و قضایی شکایتشان را به کجا ببرد تا عدالت بهصورت واقعی آن ثابت شود.

افغانستان یکی از بدترین کشورها برای زنان و کودکان است. در این کشور زنان و کودکان همواره مورد خشونت بودهاند. طبق آمار رسمی پیش از سقوط حکومت محمد اشرف غنی در پنج ماه نخست سال مالی ۱۴۰۰ در افغانستان، ۱۳۷۵ مورد خشونت در برابر زنان تنها در کمیسیون مستقل حقوق بشر ثبت شده است.
این در حالی است که با خروج نیروهای خارجی از افغانستان، درگیریها بین جنگجویان طالب و نیروهای امنیتی افغانستان شدت گرفت و منجر به سقوط حکومت بهدست طالبان شد. طالبان با تصرف هر ولایت به آزادسازی زندانیان اقدام کردند. اقدامی که نگرانی زیادی را به میان آورده است.
آزاد شدن هزاران زندانی اکنون این نگرانی را افزایش داده است که مجرمان بهویژه مجرمان پروندههای خشونت در برابر زنان برای اعمال خشونت جسارت بیشتر و دست بازتر پیدا کردهاند.
یادآوری: برای مصونیت و حفظ محرمیت، اسمها در این گزارش مستعار است.