روزهای سیاهِ کابل (۵)

کابل، یا جهنم؟ افسانه‌ی اعتقادی جهنم کجا واقعیت پیدا کرده است؟

اطلاعات روز

حسن ادیب

کابل، دودشهر است. شهری‌ست که گویا از اساس، از همان اول، بر دود و آتش و سوختن بنیان نهاده شده است. اگر بخواهیم برای کابل نمونه‌ی تاریخی، و حتا اساطیری و افسانوی پیدا کنیم، می‌بینیم که قابل بازیافت نیست. کابل، در سوختن و دود و آتش و ویرانی، بی‌مثال است. تک و تاریک و تنهاست.

تا آنجا که من در جریانم، حتا در اساطیر و افسانه‌ها نیز دودشهر نداریم. در ایلیاد، این اولین اسطوره‌ی تاریخ، «ابرشهر» داریم. یکی از خیال‌انگیزترین عروسی‌های اساطیری هم، شبی در پشت ابرشهر برگزار می‌شود. دودشهر اما نداریم. چه می‌دانم؟ شاید در تمام شهرهای اساطیری، در تمام شهرهای افسانوی، برخلاف کابل، هنوز جایی برای زیستن است. در افسانه‌های مذهبی اما می‌توان کابل را خوب پیدا کرد (تصور کنید، کابل را کجا می‌توانیم پیدا کنیم)! کابل، همان جهنمِ واقعیِ افسانه‌های مذهبی‌ست: شهری‌ست که کوچه‌اندرکوچه، ناحیه‌اندرناحیه و آدم‌اندرآدم، دود و آتش است. آدم‌هایش می‌سوزند، خانه‌هایش می‌سوزند، فقرایش می‌سوزند، دخترانش می‌سوزند، کودکانش می‌سوزند، درختانش هم می‌سوزند.

جهنم در تاریخ فقط به معنای «محلِ آتشین و سوزناک، پردود و آتش» نبوده است، در بسیاری از عقاید به معنای «آخرین حد سردی، جایی که همه‌چیز یخ می‌بندد» هم بوده است. در تاریخِ عقاید، در متون مزدیسنا جهنم «آخرین حد قابل تصورِ سردی» توصیف کرده است.

کلمه‌ی دَخمَه (دغمه) که لفظا به معنای داغ‌گاه و مجازا به معنای آرام‌گاه و گور است، پیش از آیین زرتشت، از آن‌گاه که مردم (به‌خصوص ایرانیان باستان) جسدِ مردگان را می‌سوزانیده‌اند، در ایران باستان رواج یافته است. در درازای تاریخ هم باور عموم، به‌شمول ادیان ابراهیمی، تقریبا به همین معنای زرتشتیِ کلمه بوده است: جهنم یعنی جای داغ و آتشین. تصویری که قرآن از جهنم تعریف می‌کند هم مشابه‌ی همین معنای زرتشتیِ آن است.

در متون مزدیسنا اما دخمه به معنای سردابه است. جای بسیار سردی‌ست که «کافران مردگان خویش را آن‌جا نگه داری می‌کنند». این‌جا می‌بینیم که «جهنم» تغییر معنا می‌دهد: دیگر آن آخرین حد گرمی و سوزندگی نیست، آخرین حد سرما و سردی‌ست.

در هردو صورتش اما جهنم، دو آخرین حد است: یا آخرین حدِ داغ و دود و آتش است، یا آخرین حد یخ و سرما و سردی. ساکنان جهنم طبق بعضی عقاید می‌سوزند و دود می‌شوند، و طبق بعضی عقاید یخ می‌بندند و سنگ می‌شوند.

جهنم از آن‌جا که مربوط عالم پس از مرگ است، ممکن است که واقعیت عینی نداشته باشد؛ فقط افسانه‌ی وحشت‌ناکی در متونِ اعتقادی باشد. با توجه به وضعیتِ رفاه و آرامشِ مردمِ این‌جهان اما اگر بررسی شود، می‌شود در قسمت‌هایی از زمین برای جهنم ویژگی‌های مشابهی پیدا کرد. ازآن‌جا که به قول شازده‌کوچولو «آدم‌بزرگ‌ها فقط به آمار توجه دارند»، اگر از دیگر مسائل حیاتی زندگی هم بگذریم، تنها از منظرِ آمارِ رفاه و آرامشِ شهروندانِ جهان هم می‌شود گفت که کابل، جهنم است. اساسا فقط کابل (افغانستان) جهنم است. در حال حاضر به جز کابل، هیچ‌کجای جهان آن ویژگی‌های اساسی جهنم را ندارد. تنها کابل است که به همین هردو معنای جهنم، جهنم است. به چشم سر می‌بینیم که آدم‌هایش یا می‌سوزند و دود می‌شوند، یا یخ می‌بندند و سنگ می‌شوند. آره، این فقط ماییم که میانِ آه و آتش گیر کرده‌ایم.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه