ببخشید من از جریان نزدیکی دو نفری با شما صحبت میکنم. عرق از سر و روی هردو طرف جاری است. گویا موج شرم سالهاست در تن این دو نفر به جریان افتاده و نمیگذارد که تن هردو بدون عرق باشد. تنشان چنان میلرزد که گویی هریک با یک گاو وحشی و خنگ طرف اند و هر آن ممکن است که شاخ گاو به شاخگاه هر یکی برابر شود. هریک به خدای واحد عقیده دارند و چنان تظاهر مینمایند که انگار فردا قیامت است و حضرت متعال هم شخصاً به حساب این دو نفر میرسد. اندام هردو نفر برابر نیست و کارشناسان میگوید که تفاوت اندام به هیچ عنوان مانع لذت نزدیکی نمیشود، بلکه لذت نزدیکی چیزیست که در ذهن و قلب دو نفر شکل میگیرد. یکی از طرفها، دیگری را به نداشتن قلب محکوم کرده میگوید: «تو رذیل اگر قلب میداشتی، با سرنوشت مردم بازی نمیکردی. تو خر اگر قلب میداشتی، کمی به انتخاب مردم حرمت میگذاشتی. تو وحشی قلب نداری. تو یک موجود بیقلبی و من قلباً از این بابت متأسفم.» اما آن یکی دیگر، دیگری را به نداشتن ذهن محکوم کرده میگوید: «نظر به مادهی نود و نومیدُم قانون اساسی، شما فاقد ذهن هستید؛ اما منافع ملی ایجاب میکند که بگویم، شما ذهن دارید. بلی، شما ذهن دارید، ولی ذهنتان به درد نمیخورد. شما اگر ذهن میداشتید، مرا خر خطاب نمیکردید. مرا وحشی نمیگفتید. مرا برادر میگفتید و میگفتید که برادران با هم برابرند.» با تمام این حرفها، هردو نفر دارند نزدیکی میکنند. این نزدیکی در حالی صورت میگیرد که خیلی از جوانان پرانرژی را از هم دور کردهاند. این هردو نفر تمام توانشان را بهکار بستند تا با قلم دستهای بزرگ، نامههای دوری بنویسند.
بلی، دو نفر دارند عمل نزدیکی را انجام میدهند. هردو مدعی اند که بارها با هم نزدیک شده و هر باری که نزدیک شده، پیشرفتهای عظیمی بهدست آمده و این بار تصورشان از نزدیکی این است که پیشرفت بیسابقه در تاریخ کشور درج شود. این نزدیکی بنابر گزارشها، یک نزدیکی بزرگ است. طوری که جان کری برای این نزدیکی دو بار به افغانستان آمد. سازمان ملل بارها هردو طرف را به نزدیکی تشویق نمود. حتا نهادهای زنانه نیز هشدار دادند که اگر این نزدیکی اتفاق نیفتد، آنها نگران تک تک فرزندانشان میباشند. باورها برای این نزدیکی، اکثراً مثبت اند. فقط بعضی از جوانان که روزگاری برای حقانیت یکی از این طرفها گلو پاره میکردند و یخن به فروش میرساندند، حالا براین باورند که نخیر! هیچ خیری در نزدیکی این دو نفر وجود ندارد. این دو نفر همهچیز را به گند کشیدهاند. اگر صد بار دیگر با هم نزدیک شوند، دوصد بار دیگر برای دوری خود و مردم برنامه خواهند ریخت. این جوانان از اینکه از هریکی از این دو نفر حمایت کرده، حالا پشیمان اند. باورشان این است که این دو نفر آبروی دموکراسی را برده و بهجای تمثیل دموکراسی، خر و گاوکراسی را به نمایش گذاشتهاند. از این دو نفر در هیچ حالتی توقع نباید داشت که دست از این خرکراسیهای خویش بردارند. این نزدیکی در حالی صورت میگیرد که هردو نفر، تیمی از سخنگو و مدافع را پشت دروازه، چشم انتظار دارند. همه آمادهاند از نتیجهی نزدیکی به مردم بشارت بدهند. بعضی از این مدافعان و سخنگویان ریش و بروت دارند و بعضیها حتا به این مرحله هم نرسیدهاند.
هرچند پیشرفتهایی که از نزدیکی دو نفر بهوجود آمدهاند، زیاد واضح نیست؛ اما یکی از پیشرفتشناسان کشور که نمیخواهد آدم مشهوری شود، میگوید که کچالو قیمت شده، گاز قیمت شده، طالبان بیشتر شده، کار ساخت و سازها تعطیل شده، بازار به کساد مواجه است، خارجیان ناامید شده، مردم گیج و بیخاصیت شده، پروژهها در حال بستهشدن اند و صدها مشکل دیگر. اینها همه از برکات نزدیکی و دوری این دو نفر میباشند. میگوید، کاش این دو نفر هرگز با هم نزدیک نمیشدند. کاش بهجای نزدیکی این دو نفر، نزدیکی دو حیوان متفاوت را مشاهده میکردیم.
به هر صورت، این پیشرفتشناس هم عقدهای است بهخدا. من فکر میکردم تنها من و داکتر صاحب عبدالله و داکتر صاحب اشرف غنی عقده داریم؛ اما قسمی که معلوم میشود، این کارشناس از ما عقدهایتر است. این روزها زیاد علاقه به خبرهای انتخاباتی ندارم. از همینرو، از شما میپرسم که انتخابات به کجا رسیده؟ آیا هردو داکتر صاحب توافق کرده؟ من تا اطلاع ثانوی علاقهای به انتخابات ندارم. هروقت این دو محترم به توافق رسیدند و حکومت وحدت ملی را بهوجود آوردند، مرا هم خبر کنید! اوففففففففففف بر پدر بیشرمی را لعنت! میبینید که من علاقهمند نزدیکی 2-2 نفری هستم.