دیروز شنبه (۳ ثور ۱۴۰۱) دهها تن از افغانهای مقیم شهر شیکاگو در ایالات متحده امریکا، بهدلیل حملات مرگبار اخیر در مناطق هزارهنشین، دست به اعتراض مدنی زدند. در این مظاهره که در مقابل ساختمان دولت فدرال ایالات متحده امریکا در شهر شیکاگو برگزار شده بود، شعارهای چون «زندگی هزارهها مهم است»، «نسلکشی هزارهها را متوقف کنید»، «سازمان ملل از خواب بیدار شو» و «حقوق بشر کجاست؟» سر داده شد. معترضین اطراف ساختمان دولت فدرال را بهصورت نمادین دور زدند و شعارهایشان را با صدای بلند فریاد کشیدند.
اعتراضکنندگان قتلعام هزارهها در دوران حکومت عبدالرحمان، دور اول حکومت طالبان، دوران حکومت اشرف غنی و همچنین حکومت فعلی را «نسلکشی» آشکار و بیچون و چرا خواندند. آنها خواهان بهرسمیتشناختهشدن «نسلکشی» هزارهها از طرف جامعه جهانی و ایالات متحده شدند.
فرید (مظاهرهکننده و نام مستعار) که قبلا در نیروی هوایی افغانستان کار میکرد، در صحبت با روزنامه اطلاعات روز گفت: «ما خواهان توقف کشتار سیستماتیک هزارهها در افغانستان و پاکستان هستیم. ما اینجا گردهم آمدهایم تا به سازمان بینالملل و شورای امنیت پیام بفرستیم که سکوتشان را در برابر نسلکشی هزارهها بشکنند و جلو این نسلکشی را بگیرند. هزارهها از یک قرن بدینسو نسلکشی میشوند اما هیچ آدرسی صدای آنها را نمیشنود.» او همچنان علاوه کرد: «هیچ نقطه در مناطق هزارهنشین امن نیست؛ مسجد، سالن ورزشی، مکتب، شفاخانه. ما از تمام کسانی که به آزادی و انسانیت باور دارند میخواهیم که با ما همصدا شوند و علیه نسلکشی هزارهها ایستاد شوند.»
«نسلکشی» هزارهها در دوران عبدالرحمان
حکومت عبدالرحمان (۱۸۸۰-۱۹۰۱) با کشتار و غارت اموال هزارهها همراه بود. با استناد به شواهد و منابع تاریخی، امیر عبدالرحمان خان بیشتر از ۶۲درصد مردم هزاره را قتلعام نموده است. همچنان، عبدالرحمان زمین هزارهها را به کوچیها واگذار نموده و خودشان را به بردگی گرفت. اخیرا گزارش شده است که با رویکارآمدن حکومت امارت اسلامی، کوچیها دوباره خواهان برگشتن به مناطقی شده که عبدالرحمان به آنها بخشیده بود.
پژوهشگران و کارشناسان مسایل حقوقی براین باورند که چون عبدالرحمان هزارهها را به خاطر «مذهب» و «نژاد» شان قتلعام نموده است، پس میتوان عمل او را «نسلکشی» خواند. در کنوانسیونهای بینالمللی نیز کشتار یک گروه خاص به خاطر باورهای دینی و تعلقات نژادیشان «نسلکشی» خوانده شده است.
با استناد به کتاب سراجالتواریخ (نوشتهی فیضمحمد کاتب در دوران حکومت امیر حبیبالله خان)، عبدالرحمان دستور قتلعام هزارهها را بهصورت صریح صادر کرده است. او با «دشمن خدا و رسول» خواندن مردم هزاره، «غارت اموال» و «قتلعام» این مردم را وجیبهی دینی دانسته است. او هزارهها را کافر میدانست و به باور محققین این دیدگاه کشتار هزارهها را متمایز از بقیهی مردم افغانستان نموده است؛ روندی که تا حالا ادامه یافته است.

کشتار هزارهها در سالهای پسین
در سالهای پسین نیز حملات متعدد علیه هزارهها صورت گرفته است. از جمله در ماه ثور سال گذشته مکتب سیدالشهدا در منطقهی هزارهنشین کابل مورد حمله قرار گرفت که بیش از صد دانشآموز را به قتل رساند. در تازهترین نمونه، لیسه عبدالرحیم شهید در منطقهی هزارهنشین غرب کابل مورد حمله قرار گرفت که بیش از دهها تن جان باختند. این حملات موجی از اعتراضات را در داخل و خارج افغانستان در پی داشته است.
هزارهها در دور اول حکومت طالبان بارها مورد کشتار دستهجمعی قرار گرفته است، از جمله در ولسوالی یکاولنگ ولایت بامیان و شهر مزار شریف. پس از تصرف شهر مزار شریف بدست طالبان در ۱۷ اسد ۱۳۷۷، هزاران تن از مردم این شهر بدست نیروهای طالبان کشته شدند. اکثر قربانیان این کشتار را مردم هزاره تشکیل میدادند. چنین کشتارهای دستهجمعی، به خاطر باورهای دینی و تعلقات نژادی، در افغانستان سابقه نداشته است و برای همین به باور کارشناسان این کشتارها نسلکشی قلمداد میشود.

هزارهها در سالهای اخیر حکومت جمهوری بهصورت فزایندهای مورد حملات متعدد و هدفمندانه قرار گرفتند. ابتدا تصور میشد که این حملات به وضعیت عمومی افغانستان ربط دارد اما با شدتگیری حملات در مناطق هزارهنشین و خصوصا غرب کابل، کارشناسان آن را جدا از وضعیت عمومی افغانستان به بررسی گرفتند.
تنها در چند سال گذشته بیش از دهها حملهی هدفمندانه بر مناطق هزارهنشین صورت گرفته است که صدها تن را به قتل رسانده است. معترضین دیروز در شیکاگو با اشاره به این قتلعامها، بر بهرسمیتشناختهشدن «نسلکشی» هزارهها تأکید کردند.
فریبا پناهی، یکتن از مظاهرهکنندگان، در صحبت با روزنامه اطلاعات روز گفت: «ما این مظاهره را به این خاطر برپا کردیم تا صدای کسانی را که در افغانستان از ترس طالبان نمیتوانند حرف بزنند، به گوش جهانیان برسانیم. ما میخواهیم هرچه زودتر جلوی کشتار هزارهها در افغانستان گرفته شود. ما تا زمانی که به نتیجهی مطلوب نرسیم به تلاش خود ادامه میدهیم.» ایشان اضافه میکند: «هزارهها در افغانستان بیش از هر قوم دیگر در معرض تهدید جدی قرار دارند. درست است که شیعهها در کل زیر تهدید داعش قرار دارند، ولی در افغانستان بیشتر هدف نسلکشی هزارهها است.»

عادله محمدی، یک تن دیگر از مظاهرهکنندگان، با گلوی بغضآلود میگوید: «در افغانستان مکتبهای انتخابشده مورد حمله قرار میگیرند. تمام حملات متمرکز بر مناطق هزارهنشین است. اما هزارهها کسی را ندارند که برایشان صدا بلند کنند. ما اینجاییم تا صدای آنها باشیم.» خانم محمدی اضافه میکند: «ما میخواهیم جهان از درد ما باخبر شود. این اتفاقاتی که علیه هزارهها در افغانستان رخ میدهد چیزی نیست که از یاد ما برود. وقتی یک دانشآموز در افغانستان به قتل میرسد تنها آرزوهایش را با خودش نمیبرد بلکه خوشیهای ما را نیز از ما میگیرد.» او میگوید: «ما به خاطر آنها اینجاییم. ما میخواهیم علیه سالها سکوت اعتراض کنیم. ما همیشه ترسیدهایم و سکوت کردهایم. ما دیگر نمیخواهیم سکوت کنیم. ما خواهان توقف نسلکشی هزارهها هستیم.»