روزهای سیاه کابل (۳۲)؛ سیلی‌زدن طالبان به همسر: چرا خانمت در کنارت نشسته بود؟

حسن ادیب

در سایت توزیع تذکره در چهل‌متره‌ی دشت برچی، طالبان زن و شوهری را به جرم نشستن در کنار هم، سیلی‌کاری می‌کنند. جان‌خدا کاظمی می‌گوید که طالبان او را سیلی‌کاری کرده‌اند.

بنا به گفته‌ی آقای کاظمی، او و خانمش رویا رفته بوده که کارهای ناتمام تذکره‌ی‌شان را دنبال کنند. در حیاط حویلی سایت توزیع تذکره، این هر دو منتظر نوبت بوده‌اند. در آن‌جا چند پیرمرد و چند خانم دیگر نیز منتظر نوبت بوده‌اند. زنان و مردان از هم جدا نشسته بوده.

کاظمی می‌گوید رویا اول دورتر نشسته بود، بعد آمد در صندلی کنار من نشست. او یادش نیست، اما کمی بعدتر که نیروهای طالبان کاظمی را سیلی‌کاری می‌کنند، ادعا کرده‌اند که «دیده‌اند که خانمش دست‌هایش را روی شانه‌ی او گذاشته بوده».

کاظمی ادامه می‌دهد که «نوبت ما رسید و من داخل رفتم که فرم را بگیرم. فرم را که آوردم، یکی از نیروهای طالبان آمد و فرم را از دستم گرفت. من فکر کردم که شاید به نظر او ما نابلدیم و ما را راهنمایی می‌کند. گفتم زحمت نکشید من خودم بلدم، گفت نه باید از پشت او برویم.

به دنبال او رفتیم، از حویلی بیرون شد. طرف پهره‌خانه‌ی کوچکی اشاره کرد و گفت داخل پهره‌خانه بروم. داخل که رفتم، مولوی‌یی که آن‌جا بود فرم را پیش رویم انداخت. پرسیدم چه شده است مولوی صاحب؟ با خشم بسیار گفت مگر این‌جا جای عشق‌بازی است! گفتم مولوی صاحب چه شده، قصه چیه؟ بدون هیچ پاسخی، سیلی‌یی کشیده‌ای به صورتم زد.

من دست‌پاچه شدم و باز پرسیدم که مولوی صاحب چه شده است؟ سیلی دوم را محکم‌تر زد. گوش‌هایم از ضربت سیلی مولوی صدا می‌داد که صدای جیغ رویا را شنیدم. یکی از نیروهای طالب به رویا گفت که داخل حویلی برود.

من چیزی نگفتم. مولوی با سروصدا گفت که این‌جا خانه‌تان نیست. دولت هم دولت خرتاخری سابق نیست که هرکاری که خواستین بکنید. این حکومت امارت اسلامی است.

بعد کمی که آرام‌تر شد، پرسید که این زن چه‌ام می‌شود؟ گفتم خانمم است مولوی صاحب. طالب دیگری که در کنار مولوی بود، از شانه‌اش گرفت و گفت که بگذارد بروم.

منتظر بودم شاید مولوی صاحب دستور بدهد که بروم، هم‌چنان سیلی سوم را از دو سیلی قبلی محکم‌تر زد. بعد بدون هیچ حرفی فرم را به دستم داد و گفت بروم و دیگر از این کارها نکنم».

جان‌خدا کاظمی می‌گوید چاره‌ای نبود. سه سیلی خورده بودم و به جرم نشستن خانمم در کنارم آخرش از مولوی معذرت هم خواستم.

این سیلی‌کاری طالبان به دلیل در کنار هم نشستن زن و شوهر در حالی است که طبق دستور طالبان، زنان اجازه ندارند که بدون همراه مرد گشت‌وگذار بیرونی و طولانی داشته باشند.