زمان اعتراف به تاریک‌ترین رازهای‌مان رسیده است

اگر راز نوعی زهر است، اعتراف پادزهر است

vchalup / Adobe Stock

نویسنده: جانی تامسون

احتمالا رازی دارید که هرگز آن را با کسی در میان نگذاشته‌اید. بیایید فقط برای یک لحظه برای بازیابی آن راز سفری به روان‌تان داشته باشیم. توده‌ی متعفن و چرکین گذشته‌ی شرم‌آور خود را باز کنید و آن‌را در مقابل چشمان خود بیاورید. چقدر سنگین است؟ چه اضطراب، ترس یا هراسی در هسته‌ی آن نهفته است؟ تا کی می‌توانید به آن نگاه کنید پیش از آن‌که احساس کنید قلب‌تان به تپش می‌افتد و نفس‌تان تند می‌شود؟

براساس پژوهشی که در مجله شخصیت و روانشناسی اجتماعی منتشر شده، ۹۷ درصد از ما حداقل یک راز در درون خود داریم که در ۳۸ دسته‌ شناسایی‌شده توسط محققان قرار می‌گیرد. این راز می‌تواند در مورد سقط جنین، وضعیت بد مالی، رابطه‌ای پنهان، اعتیادی پنهان، گرایش جنسی، عدم رابطه جنسی، جنایتی در گذشته و… باشد. حفظ اسرار امری جهانی است. عزیزترین فرد محبوب شما -همان کسی‌ که برای‌تان «ما همه‌چیز را به یک‌دیگر می‌گوییم» است- تقریبا به‌طور قطع چیزی را پنهان می‌کند.

با این حال، حفظ این اسرار چه آسیبی به همراه دارد؟ و با اعتراف به آن‌‌ها چه سودی عاید ما می‌شود؟

قدرت اعتراف

اگر راز نوعی زهر باشد، اعتراف درمان یا تطهیر است. وقتی برای کسی اعتراف می‌کنیم، تظاهر را کنار می‌گذاریم، نقاب‌ها و لباس‌ها را کنار می‌گذاریم و خود واقعی‌مان را نشان می‌دهیم. اعتراف دعوتی است برای آن‌که شاهد خودِ برهنه‌‌ی‌مان باشیم، شجاعتی فوق‌العاده که ما را آسیب‌پذیر و وحشت‌زده می‌کند. اما بی‌اندازه برای‌مان مفید است.

براساس پژوهشی که مایکل اسلپیان از دانشگاه کلمبیا انجام داده، افراد عادی ۱۳ راز را در دل خود حفظ می‌کنند. البته، برخی از آن‌ها ممکن است سنگین‌تر یا سبک‌تر باشند، اما هر کدام وزنی دارند. هرقدر هم برای نادیده گرفتن یا سرکوب رازها تلاش کنیم، ذهن ما مدام در پی آن‌ها سرگردان است، گویی در حال ناخن کشیدن بر زخم روان خود هستیم. اسلپیان و همکارانش نشان داده‌اند که توجه افراد هر روز معطوف اسرارشان می‌شود و هرچه راز بزرگ‌تر باشد، این زمان نیز بیشتر است.

با این حال، جالب‌ترین نکته‌ی این پژوهش این است که هرچه مردم بیشتر به اسرار خود بپردازند، احساس نارضایتی‌ بیشتری دارند. ما به شکل وسوسه‌برانگیزی روی رازهای‌مان تمرکز می‌کنیم و این کار بر سلامت روانی ما تأثیر منفی می‌گذارد. ماهیت راز این مشکل را پیچیده‌تر می‌کند، زیرا از ذهن زدوده نمی‌شود، بلکه ماندگارتر می‌شود و به عمق بیشتری می‌خزد. راهی برای خلاص‌شدن از شر رازها وجود ندارد.

همان‌گونه که اسلپیان و همکارانش نوشته‌اند: «با توجه به این‌که اسرار اغلب با نگرانی‌های شخصی مستمری همراه‌اند که باید حل‌وفصل شوند، اگر کسی در مورد آن با دیگری صحبت نکند، پس تنها محل رسیدگی به آن در ذهن خود شخص است.»

ما رازهای‌مان را دوباره بازگو می‌کنیم و دوباره زنده می‌کنیم تا از شر آن‌ها خلاص شویم، اما این کار باعث می‌شود که  ناراضی‌تر و مضطرب‌تر شویم. پس اعتراف گامی ضروری برای زدودن این آسیب‌های ذهنی است.

خودت را بشناس

روانشناسی به ما می‌آموزد که زندگی همراهِ صداقت با خود (اعتراف به رازها) نسخه‌ی خوشبختی و سلامت است. افزون بر آن، اعتراف، یک سنت فلسفی قدیمی نیز است. اما اعتراف تنها به معنای گشودن ذهن در برابر جهان نیست، بلکه مسأله‌ی اعتراف به خودمان نیز در میان است. این حقیقتی است یکی از مشهورترین نقل قول‌های فلسفی آن را برملا می‌کند: «زندگی در بوته‌سنجش‌نرفته، ارزش زیستن ندارد.»

از نظر سقراط، کار فیلسوف درون‌نگری و خودسنجی است؛ تا خود حقیقی‌مان را بیابیم. مشکل این است که وقتی بیش از اندازه حول محور روایت خاصی می‌چرخیم، خودمان شروع به باور آن می‌کنیم. گاهی اوقات، می‌تواند مفید واقع شود. مانند زمانی که می‌خواهیم با اعتماد به‌نفس‌تر، شایسته‌تر یا با فضیلت‌تر باشیم. با این حال، در مواقع دیگر منجر به زندگی ناخوشایند و پرشکنجه می‌شود.

بدون این‌که بدانیم چه‌ کسی هستیم، چه‌گونه بدانیم از زندگی چه می‌خواهیم؟ وقتی چشم‌مان به‌روی واقعی‌ترین خودِ درونی‌مان بسته باشد، هیچ راهی برای تصمیم‌گیری برای انتخاب شغل، دوستان و یا نوع عشقی که به آن محتاجیم، وجود ندارد. زندگی به بوته‌سنجش‌رفته آن است که به خود، عیب‌ها، همه و همه نگاه می‌کند و می‌پذیرد. غیر از آن، مثل این است که پوکر بازی کنید درحالی‌که فقط نیمی از دست خود را می‌بینید. هربار که جنبه‌ای از خودمان را می‌پوشانیم -تمایلات جنسی، خواسته‌ها و جاه‌طلبی‌های‌مان- از ابزارهایی برای گرفتن بهترین تصمیم‌ها محروم می‌شویم.

درس‌هایی در تاریکی

اعتراف شما را متحول می‌کند. همان‌گونه که دیدیم، نگه‌داشتن رازها برای مدت طولانی موجب ناراحتی شما می‌شود؛ شما را ناراضی، منزوی و مضطرب می‌کند. دلیلی وجود دارد که چرا گفت‌وگودرمانی (اغلب با غریبه‌ای که ما را نمی‌شناسد) بسیار مؤثر است و به همین دلیل است که این شیوه در بسیاری از سنت‌های مذهبی ماندگار شده است.

اعتراف به ما نشان می‌دهد که از این لحظات تاریک و پنهان در گذشته چیزهایی می‌توان آموخت؛ رازهای سرکوب‌شده و نفرت‌انگیز را برملا می‌کند و می‌پرسد: «درباره‌ی این‌که من کی هستم چه می‌گوید؟» هر کاری که ما انجام می‌دهیم، اعمال ستوده و علنی، به علاوه رازهای پنهان و شرم‌آور، به انتخاب خود شما است. راز ما به آسانی پس از یک اعتراف کامل پاک نمی‌شود، بلکه از ما می‌پرسد که چه چیزی می‌توان از آن‌ها آموخت. آن‌ها را می‌گیرد، بررسی می‌کند و در مورد انگیزه‌ها یا مسایل عمیق‌تری که منجر به خلق آن‌ها شده، نتیجه‌گیری می‌کند.

اعتراف یکی از خردمندانه‌ترین شیوه‌های درون‌نگری است که می‌توانیم انجام دهیم.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
1 دیدگاه