اولاد مرغ!

هادی دریابی

می‌گویند، سابق هر صبح هشت هزار تخم مرغ در ارگ مصرف می‌شده تا ارگ‌نشینان در طول روز از شدت بیکاری، کالری کم نیاورند. البته من بیولوژی‌ام خوب نیست و نمی‌توانم صحت و سقم این مسئله را خدمت شما بعرضانم. شما که دریایی از محبت و مزارع لطف هستید، مرا از صمیق قلب ببخشایید. اگر صمیق قلب را نفهمیده‌اید، به این ترتیب است: «صم» آن از صمیم گرفته شده و «یق» آن از عمیق تا یک تیر و دو نشان زده باشم. البته یک تیر و دو نشان زدن، کار آدم‌های خارق‌العاده است، نه کار هر کسی. این‌که می‌گویم انسان‌های خارق‌العاده، شما را به خارق‌العاد‌گی‌ خودتان قسم، به این مثال توجه کنید: این روز‌ها شاهد هدف‌گیری‌های بسیاری هستیم. اولین هدف، آوردن اصلاحات در سیستم و تشکیلات قضایی بود به خیالم، بعدش عسل و تخم مرغ در مینوی صبحانه‌ی ارگ! همان‌طور که گزارش‌های دقیق و تأیید ناشده مشخص می‌کنند، هر روز هشت هزار تخم مرغ از طرف صبح قربانی شکم‌های کارمندان ارگ می‌شده. هر تخم مرغ تا رسیدن به معده‌ی مبارک حضرات، 16 افغانی برای ارگ تمام می‌شده، حالان‌که قیمت تخم مرغ حتا در پس‌کوچه‌های برچی، از شش افغانی بالاتر نرفته، چه رسد به خرید از مندوی کابل! من می‌گویم، حالا که آقای رییس جمهور تخم مرغ را نشانه رفته، بیاید محض رضای پروردگار و شادی دل عزیزان، این تفاوت قیمت خرید را محاسبه کرده و عاملان آن را به عنوان مختلس، به دادگاه بکشاند. تفاوت قیمت تخم مرغ در ارگ و بازارهای کابل، حداقل 10 افغانی در هر تخم بوده. اگر مصرف روزانه‌ی هشت ‌هزار تخم مرغ در هر وعده‌‌ی غذایی صبح‌گاهی ارگ، درست باشد، هر روز 80 هزار افغانی از بودجه‌ی ارگ، به جیب مسئولان تدارکات ارگ واریز می‌شده و اگر ماهانه این مبلغ را بسنجیم، حداقل ماه دو میلیون افغانی، از روی مسامحه به جیب آقایان واریز می‌شده و سالانه 24 میلیون افغانی با فرض ثابت بودن قیمت 16 افغانی در هر تخم، نصیب آقایان می‌شده است. به دادگاه کشاندن این افراد، اقدام خوبی است برای اصلاحات گسترده. یعنی می‌توان به اصلاحاتی که قرار است در حکومت جدید اعمال شوند، خوشبین بود. شروع از ارگ، سند پیروزی اصلاحات است. حواشی حذف تخم مرغ نیز جالب است. می‌گویند، مخالفت‌ها با حذف تخم مرغ از مینوی صبح‌گاهی بسیار مشکل بوده. کارمندان ارگ که به تخم مرغ عادت کرده بودند. وقتی با صبحانه‌ی بدون تخم مرغ مواجه می‌شوند، یک‌دم تحت فشار‌های نوعانوع عصبی-هاضمه‌‌ای مواجه می‌شوند. اما خدا خیر بدهد یکی از متفکران این سرزمین را که در رفع این مشکل، کمک شایانی به ارگ نموده است. می‌گویند، قدرت تفکر این متفکر به حدی قوی است که هر بدعادت این مملکت را بر پالان قناعت نشانده و باعث تداوم حرکت کاروان می‌شود. یکی از منابع آگاه که می‌فهمید اگر نامی از وی ببریم، همسایه‌هایش وی را ریشخند خواهند کرد، به ما گفت: آقای… در یک صبح در حالی ‌که صبحانه‌ی ارگ برای خورده ‌شدن بی‌تابی می‌کرد و تعدادی از آن‌ها حتا در سرحد جوش رسیده بودند، به تمام ما گفت، اولاد شیرین‌ترین ثمره‌ی زندگی است. شاید هیچ خری در این مملکت یافت نشود که اولاد خویش یا اولاد دیگران را بخورد. به‌راستی که چنین است. مگر شما شنیده‌اید که کسی اولاد خود یا اولاد دیگران را بخورد؟! وی ادامه داد که مرغ را خداوند خلق کرده و بعضی از بنده‌های خداوند در حالی ‌که هم تخم مرغ را می‌خورند، هم خود مرغ را، به این فکر مشغول اند که اول مرغ خلق شده یا تخم مرغ؟ از همین خاطر است که این سوال اصلاً بی‌جواب باقی مانده. حالا که مرغ یکی از مخلوقات خداوند است و مخلوقات خداوند همه‌‌ی‌شان نزد خداوند، عزیز و محترم می‌باشند، تخم مرغ به مثابه‌‌ اولاد مرغ است. بر ماست که دست از خوردن اولاد مرغ برداریم تا میزان مرگ و میر مرغان عزیز در سراسر دنیا، کاهش پیدا کند. می‌گویند، در همین اثنا بوده که یک جمع به‌شدت قسم خورده که تا زنده‌اند، اولاد مرغ را نخورند. البته قسم‌خوری این جمع با صدای بلند صورت گرفتوده بوده تا بقیه نیز در این مورد انعطاف‌پذیری نشان بدهند. همین‌طور هم شده، حالا که تقریباً یک‌ماه از این سخنرانی غرا و استدلال فرامنطقی می‌گذرد، شما اگر به هزار رنگ تخم مرغ بپزید، کسی از باشندگان ارگ حاضر نمی‌شود آن‌ را بخورد. فقط یک کلمه هم خدمت شما به عرض می‌رساند و آن این‌که، خوردن اولاد از نالایک‌ترین کارهای ممکن است، خواه اولاد خود آدم باشد یا از چیزی دیگر! البته که این تصمیم باعث شده جمعی از مرغان دست از تخم دادن بردارند و ابراز بی‌ارزشی نمایند. جمعی از این مرغان که در هند مصروف تخم دادن بودند، طی بیانیه‌‌ای چنین ابراز نموده، «ما با هزار زحمت، تخم می‌دادیم. یادش بخیر آقای کرزی، به ما خیلی احترام قایل بود و هر تخم ما را به 16 افغانی تهییه می‌نمود و آن را می‌خورد و سپس به نسیم‌ صبح‌گاهی اجازه‌ی وزیدن می‌داد. اما حالا کو آن شوق که تخم بدهیم، وقتی بعضی‌ها حتا حاضر نیستند آن را بخورند؟ اگر خودش قدرت خورش تخم ما را ندارد، به قدرت دیگران اجازه بدهد. مگر حذف قدرت یا نادیده ‌گرفتن قدرت دیگران باعث تحکیم صلح در کشور می‌شود؟».

شما هنوز هم توقع دارید هشت دانه اولاد مرغ را هر صبح بخورید؟

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه