وقتی به سخنرانیها و مصاحبههای مقامات حکومت طالبان گوش میدهیم، به روشنی میبینیم که رهبران و نمایندگان این گروه در مقام حکومتداری در تنگنای سختی قرار گرفتهاند. اینکه طالبان حکومت خود را «امارت اسلامی» میخوانند تنها نشاندهندهی گرایش ایدئولوژیکشان نیست. طالبان میتوانند حکومت خود را «جمهوری اسلامی» هم بخوانند. مگر پاکستان که خالق و حامی طالبان است، جمهوری اسلامی نیست؟ مگر ایران که فعلا از حامیان اصلی طالبان است، جمهوری اسلامی نیست؟ چرا طالبان بهجای امارت اسلامی -که مفهومی بسیار بیگانه با این عصر است- از عنوان جمهوری اسلامی استفاده نمیکنند؟
به نظر میرسد که «امارت اسلامی»، که متضمن بازگشت یک جامعه به اعصار قدیم است، با تواناییها و مهارتهای طالبان در امر حکومتداری سازگارتر است. به بیانی دیگر، طالبان خود میدانند که سطح دانش، مدیریت و مهارتشان تنها برای ساختن یک «امارت اسلامی» کافی است. برای ساختن یک امارت اسلامی، به دانش و مهارت چندانی نیاز نیست. در این مدل حکومت، جامعه به یک امیرالمؤمنین نیاز دارد و یک لشکر جرار خونریز و چند نفر والی مطیع. همین.
ملا محمدحسن آخوند، رئیسالوزاری امارت چندی پیش در یکی از سخنرانیهای خود گفت که امارت اسلامی به مردم وعدهی معیشت نداده است. کل ماجرای امارت در همین یک جمله بیان شده است. به این شرح:
زندگی در یک جامعه دو بخش دارد: معنا و معیشت. «معنا» را میتوان به مثابهی یک چتر کلان در نظر گرفت که در زیر آن عقاید، ارزشها و آیینهای معنوی مختلف قرار میگیرند. «معیشت» حیات اقتصادی مردم است. وقتی که رئیس یک حکومت میگوید ما مسئول معیشت شما نیستیم، منظورش این است که ما «امارت اسلامی» هستیم.
یعنی ما آمدهایم که شما را به همان عصری برگردانیم که در آن حکومت به معنای مدرنش هنوز شکل نگرفته بود. حکومتهای مدرن مسئولیت اصلی خود را در حوزهی «معیشت» جامعه تعریف میکنند و حوزهی «معنا» را از دخالت حکومت آزاد میگذارند. طالبان میدانند که در این معنا آمادهی حکومتداری نیستند. گروهی که اکثریت اعضای سادهاش بیسواداند و اکثریت مطلق مقامات رهبریاش فقط سواد «ملایی» دارند (آن هم سوادی بسیار سطح پایین)، چهگونه میتوانند عهدهدار یک حکومت جمهوری شوند که ناگزیر است در حوزهی معیشت جامعه ادای مسئولیت کند؟
با این حساب، تنها نوع حکومتی که این گروه میتوانند مدیریتش کنند همان «امارت اسلامی» است. در این گونهی حکومت، از آنجا که حکومت در حوزهی معیشت دنیوی مردم مسئولیتی ندارد، تنها کاری که برای حکومت میماند این است که مأموران خود را موظف کند تا شکل لباس، اندازهی ریش و حاضری و غیرحاضری مردم در مساجد را کنترل کنند. مشکل زنان هم راه حل سادهیی دارد: زنان از خانه بیرون نیایند و از مردان خود بخواهند که به نیازهایشان (حداقلی از لباس و خوراک) رسیدگی کنند.
بنابراین، در امارت اسلامی فقط به دو وزارت نیاز است: وزارت امر به معروف و نهی از منکر و وزارت دفاع. اولی برای کنترل عقاید و ظواهر رفتاری مردم و دومی برای سرکوب کردن بغاوت.
حکومتهای مدرن (جمهوریها)، حتا در اشکال استبدادیشان، ناگزیراند که به حوزهی معیشت دنیوی مردم توجه کنند. برای همین، اینگونه حکومتها هیچ چارهیی ندارند جز این که سیستم کار خود را مدرنیزه کنند. مدرنسازی سیستم یعنی آمادگی گرفتن برای تعامل با جهان امروزی؛ یعنی پذیرفتن این واقعیت که با مجموعهی کهنهیی از دستورات بهجامانده از قرون قدیم نمیتوان در عصر حاضر حکومتی ساخت که بتواند به نیازهای امروزین مردم پاسخ دهد و در سطح مناسبات ناگزیر بینالمللی به یک بازیگر مورد اعتنا و قابل احترام تبدیل شود.
در روز بزرگداشت از سالروز استقلال افغانستان، مقامات طالبان یکی پی دیگری تأکید کردند که مردم افغانستان مردم آزادهیی هستند و زیر بار غلامی بیگانگان نمیروند. فرض کنید این حقیقتی است روشن همچون آفتاب. حال، مسأله این است که این آزادگی و استقلالخواهی و غیرت ملی و عرق دینی همه در حوزهی «معنا»یند و نشان میدهند که ما به چه ارزشهایی تعلق خاطر داریم. مشکل ما اما تنها این نیست. مشکل اصلی مردم در حوزهی «معیشت» است. مشکل این مردم این است که نان ندارند، دوا ندارند، منازعات خود را بهصورت معقول حل نمیتوانند، سرک ندارند، آب آشامیدنی ندارند، امنیت جانی و روانی ندارند، شفاخانه ندارند، سیستم قضایی کارآمد ندارند، مکتب ندارند، خانه ندارند، لباس ندارند، برق ندارند، گاز ندارند، سیستم ترانسپورت ندارند و…
قرار گرفتن امارتیان در موضع حکومتداری آنان را در موضع دشواری قرار داده است. از یکسو، تمام دانش و مهارتشان در حد «امارتداری» است و از سویی دیگر، از مشاوران بیرونی خود شنیدهاند که در این روزگار پافشاری بر سیستم امارت صددرصدی در سطح بینالمللی مشکلساز خواهد بود.
صورت بنیادین این معضل این است: طالبان اگر بخواهند حکومتی پایدار و قابل به رسمیت شناخته شدن در سطح جهانی داشته باشند و از پس حل مشکلات مردم افغانستان نیز برآیند، چارهیی ندارند جز اینکه دست از امارت بردارند. اما اگر دست از امارت بردارند، دیگر طالبان نخواهند بود. نمیتوان هم یک گروه جنگجوی مسئولیتناپذیر عصر حجر باقی ماند و هم یک حکومت مدرن عصری ساخت که توان ماندن در این زمانه را داشته باشد. یا این یا آن. به بیانی دیگر، حکومت طالبان اگر خود را اصلاح نکند فرو خواهد پاشید. اگر اصلاح کند، دیگر امارت اسلامی عصر حجر نخواهد بود.
سلام و وقت بخیر!
شما در بخش تحلیلتان گفتید “وزرات دفاع امارت بغاوتگران یا همان مخالفین امارت را سرکوب میکند و وزرات امر بالمعروف مسؤول اندازهگیری معیارهایی دینی یک ملت است”؛ و در بخش دیگر گفتید “طالبان اگر خودشان را اصلاح نکنند فرو خواهد پاشید”
وقتی امارت این دو نیرویی پرقدرت (وسلیه و توجیه سرکوب) را داشته باشند، چگونه فرو خواهد پاشید با درنظرداشت اینکه هیچ نیرویی پرقدرت بیرونی در این امر مداخله نکنند؟