حکایت پارلمان و حکومت فاسد

هادی دریابی

روز امتحان بود. سوال اول بسیار ساده بود. جوابش را همه می‌فهمید. سوال این‌گونه بود: اگر کسی عقل نداشته باشد، آیا وزیر می‌شود؟ استاد از ما خواسته بود که جواب این سوال را حد‌اقل در ده سطر و حد‌اکثر در بیست سطر بنویسیم. یک عده بر استاد اعتراض کردند و پرسیدند که جواب این سوال در یک کلمه خلاصه شده، چرا از ما خواستید که حد‌اقل ده سطر و حد‌اکثر بیست سطر بنویسیم؟ استاد با لبخندی از کنار این اعتراض‌ها گذشت و توصیه کرد که جواب خواسته شده را اگر می‌دانید، بنویسید، اگر نمی‌دانید، اشکالی ندارد، بر‌ نمره‌ی‌تان تأثیر نخواهد داشت.

خیلی‌ها جواب این سوال را در ده سطر نوشته بودند و همه‌اش را هم نه نوشته بود، یعنی این‌گونه:

نه نه نه نه نه نه نه نه نه…

نه نه نه نه نه نه نه نه نه…

و همین‌طور ده سطر “نه” نوشته بودند. امتحان گذشت و بعد از امتحان یک روز استاد خواهش کرد که برای توضیح آن سوال و بحث روی جواب‌های ارائه شده در کلاس جمع شویم و تبادل نظر کنیم. رفتیم. وقتی اکثریت بچه‌ها جمع شدند، استاد شروع کرد به سخن گفتن. او اول سوال کرد که چند سال از عمر حکومت بعد از طالبان می‌گذرد، همه گفتیم، 13 سال! به ما آفرین گفت. همین‌جا بود که بنده دریافتم که ما چه‌قدر هم نابغه تشریف داریم. یعنی با آن‌که آی‌کیوی ما خیلی پایین بود، این مسئله‌ی پیچیده را می‌فهمیدیم.

بحث روی جواب آن سوال شروع شد. استاد از همه سوال کرد و از من حقیر هم سوالی پرسید. هرکسی جوابی برای استاد ارائه کرد. نوبت من که رسید، وقتی استاد می‌خواست سوالی بپرسد، بنده در دل گفتم، خدایا خیر! خدایا کمک کن جواب سوال را بفهمم. فکر کنم این دعا تأثیر کرد و استاد از من پرسید، حالت خوب است؟ گفتم، تشکر استاد! خوبم، شما خوبید؟ اوگفت، نخیر من خوب نیستم. من استاد دانش هستم. خوب برادرم بود که طب معالجوی خوانده بود؛ اما حکومت هر روز به او زنگ می‌زد که بیا وزیر سرحدات و قبایل شو! اما او خوب بود و زیر بار نمی‌رفت. هنوز هم به عنوان یک معالج فعالیت دارد. استاد ما شروع کرد به توضیح آن سوال و جواب‌هایی که ما شاگردان تنبلش داده بودیم. استاد عزیز و قیمت‌مایه‌ی ما عرض کرد که بلی، در افغانستان ممکن است یک نفر اصلاً عقل نداشته باشد؛ اما چندین دوره وزیر شود. استاد در ادامه گفت، تا زمانی‌ که پارلمانی این‌ چنینی داریم، تا زمانی ‌که بندوبست‌های سیاسی، مصلحت‌های قومی-سیاسی وجود داشته باشند، امکان وزیر شدن بی‌عقل‌ترین آدم روی دنیا که اگر احیاناً در افغانستان زندگی کرده باشد، وجود دارد. استاد عرض کرد که وظیفه‌ی ما به عنوان دانشجو این است که کمی از شب و روز خویش هم تحلیل و تصور داشته باشیم.

به نظر آن استاد بی‌بدیل، هنگامی که نامزدوزیری برای گرفتن رای اعتماد به پارلمان می‌رود، اصلاً ضرور نیست با برنامه و تخصص برود. هیچ الزامی وجود ندارد که او مدرک دکترا داشته باشد. فقط کافیست در همان چندروزی که قبل از رفتن به پارلمان فرصت دارد، سراغ وکلا برود و تا که زور دارد، ول‌خرجی کند. اگر از زاویه‌ی دیگر به این بحث بپردازیم، وقتی حکومت کسی را به عنوان نامزدوزیر انتخاب می‌کند، اول خود همین حکومت هیچ اهمیتی به توانایی و تخصص آن فرد نمی‌دهد. مثلاً شما می‌بینید که افغانستان چند نفر دارد که سال‌ها در معتبرترین دانشگاه‌های جهان در رشته‌ی خرس بودن درس خوانده و آن‌‌قدر خرس شده که قطب شمال از آن‌ها وحشت می‌کند. خود ابوبکر البغدادی وقتی نام آن‌ها را می‌شنود، دوپایه سلام می‌دهد و صدای پشک را در‌می‌آورد؛ اما وقتی قرار می‌شود که برای ریاست خرس‌های مملکت کسی را به پارلمان معرفی کند، این آدم که از شدت خرس بودن، نزدیک است بترکد را معرفی نمی‌کند. به جای او کسی را معرفی می‌کند که سابقه‌ی هم‌کاری با تولسی مادرکلان در سریال‌های خانواد‌‌گی را دارد، یا فقط چند صباحی رب تایماز را معرفی کرده و آن‌قدر طبع نازک و خیال سرسری دارد که با دیدن هر خرسی، باید یک دفعه حمام برود و لباس عوض کند. بعد این آدم را به پارلمان معرفی می‌کند که وکلا به او رای اعتماد بدهند. چون وکلا الحمدالله خرس نیستند، این نامزد فلان پست، یک مقدار پول و پستی که خودش و پدرش جمع‌آوری کرده را داخل یگان پلاستیک مکدر می‌اندازد و راهی پارلمان می‌شود. در حالی‌ که هر وکیل می‌داند او چقدر تخصص دارد و از چه میزان توانایی‌ برخوردار است، یک دفعه می‌بینی که ترق نفر رییس منتخب ریاست خرس‌های مملکت شده! همین‌طور در مورد وزرا! تا وقتی که وزیر از روی مصلحت‌ها گزینش شود و پارلمان هم نظر به وضع جیب نامزدوزیران رای بدهد، امکان دارد که بی‌عقل‌ترین آدم این مملکت هم وزیر شود. یعنی دور از جان وزیرانی که تا حال وزیر شده‌اند، اگر وضع وزارت‌ها و ریاست‌ها را خراب دیدید، بدانید که پارلمان کشور چندان پارلمان نیست و وکلای مردم، پاک و صالح نیستند. اگرنه 249 نفری که به جان یک وزارت بچسبد، آن وزارت اگر از طرف خود جان ‌کری هم ایجاد شده باشد، باز مجبور است که مثل بچه‌های آدم کار کرده و از قوانین نافذه و مقررات موجوده اطاعت کند! اگر دزدی و فساد به اوج خود رسیده، این پارلمان باید بپذیرد که خود دزد و فاسدی بیش نیست!
یادت بخیر استاد، تو چه خوب پارلمان و حکومت را می‌شناختی!

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه