جناح قندهار طالبان، تحت رهبری ملا هبتالله آخوندزاده، با تنقیص بخشی از نیروهای وابسته به قاری فصیحالدین فطرت، رییس ستاد ارتش این گروه، و همچنین با در اختیار گرفتن معادن و استخراج آنها در حوزه شمالشرق، قدرت او را نشانه گرفتهاند.
طالبان تاجیکتبار که در محور قاری فصیحالدین فطرت سالها علیه حکومت پیشین افغانستان جنگیده بودند، اکنون جایگاه نظامی و اقتصادیشان در درون ساختار قدرت طالبان بهشدت متزلزل شده است. با مرور عملکرد سهونیمسالهی طالبان میتوان دریافت که قدرت نظامی طالبان تاجیکتبار روزبهروز کاهش یافته و این روند بهواسطهی عملی شدن فرمان تنقیص رهبری طالبان و کنترل منابع اقتصادی توسط طالبان قندهاری شدت گرفته است.
اینک جایگاه و صلاحیت قاری فصیحالدین فطرت در درون حکومت طالبان در معرض آزمونی دشوار قرار گرفته است.
ناظران بر این باور هستند که همان سناریویی که منجر به حاشیه رانده شدن طالبان ازبیکتبار شد، اکنون طالبان تاجیکتبار، بهویژه در بدخشان و تخار را هدف گرفته است.
یکی از اسناد وزارت دفاع طالبان که به بیرون درز کرده، نشان میدهد که هزار نفر از نیروهای طالبان در بدخشان از کار برکنار شدهاند. در این اسناد، نام، نام پدر، محل سکونت، نام مستعار و وابستگی به فرماندهان طالبان بدخشانی درج شده است. بااینحال، تا کنون قاری فصیحالدین و فرماندهان وفادار به او در برابر این موج گستردهی برکناری، هیچ واکنشی نشان ندادهاند.
قاری فصیحالدین، رییس ستاد ارتش طالبان، بلندپایهترین مقام تاجیکتبار در صفوف نظامی این گروه است. با وجود اینکه مقام بلندی در اختیار دارد، اما در عمل از صلاحیتهای واقعی متناسب با جایگاهش بیبهره است. مرور عملکرد او در سهونیم سال گذشته نشان میدهد که تمرکز کاریاش بیشتر معطوف به سفر به ولایتهای شمالشرق بوده و در مقابل، کمتر و یا به ندرت به ولایتهایی با جمعیت اغلب پشتون سفر کرده است.
وزارت دفاع طالبان زیر نظر ملا یعقوب، پسر ملا عمر، بنیانگذار طالبان و نخستین رهبر این گروه، اداره میشود. در این وزارتخانه مناصب بلند و عرصههای تصمیمگیری اغلب در اختیار پشتونتباران قرار دارد؛ گفته میشود که سایر اقوام تنها نقش نمادین و نمایشی ایفا میکنند.

وداع با قدرتنمایی
در زمان محاصرهی کابل توسط طالبان، نیروهای تاجیکتبار به رهبری قاری فصیحالدین فطرت از نخستین گروههایی بودند که خود را به اطراف کابل رساندند. آنان تحت قیادت فصیحالدین و همچنین مولوی امانالدین منصور، وارد کابل شدند.
در ماههای نخست سقوط نظام جمهوریت، طالبان تاجیکتبار تحت رهبری فصیحالدین از نفوذ چشمگیری برخوردار بودند. فصیحالدین بهدلیل سالها جنگیدن در حوزه شمالشرق و نقش کلیدی در سقوط ولسوالیهای ولایتهای بدخشان و تخار، بهعنوان رییس ستاد ارتش طالبان منصوب شد. پس از آن، مولوی امانالدین منصور نیز با حمایت او به مقام ریاست نیروی هوایی طالبان رسید، هرچند که تجربهای در این زمینه نداشت.
با گذشت زمان، طالبان حوزه قندهار به رهبری ملا هبتالله آخوندزاده، نیروهای نظامی تاجیکتبار در ولایتهای بدخشان و تخار را به تدریج از پستهای کلیدی کنار زدند. در همین راستا، مولوی امانالدین منصور نیز از سمت خود در نیروی هوایی برکنار و بهعنوان فرمانده قول اردوی ۲۱۷ عمری طالبان منصوب شد. این تغییرات ساختاری موجب شد که حضور نیروهای بدخشانی و تخاری در تشکیلات نیروی هوایی طالبان به حداقل برسد.

معادن؛ رقابت در دل کوهستانهای شمال
دو هفته پیش، حاجی وفا، والی طالبان در بلخ و یکی از افراد مورد اعتماد رهبر طالبان، والیان، فرماندهان پولیس و رؤسای ولایتی استخبارات نُه ولایت شمالی را به بدخشان فراخواند و نشستی برگزار کرد. نکته قابل توجه در این نشست، حضور مستقیم او در بدخشان بود؛ حضوری که حاوی پیامی روشن برای قاری فصیحالدین و نیروهایش بود: بدخشان و تخار، همچون دیگر ولایتهای شمالی، باید از او دستور بگیرند و تحت فرمان او باشند.
حاجی وفا که در میان طالبان به «فاتح قندهار» شهرت دارد، یکی از معتمدترین افراد ملا هبتالله آخوندزاده به شمار میرود و اختیاراتی فراتر از یک والی عادی دارد. او نهتنها والی بلخ است، بلکه عملا فرمانده سیاسی و نظامی شبکه طالبان در شمال کشور محسوب میشود.
در اطلاعیهی دفتر والی بلخ آمده بود که حاجی وفا با حضور مقامهای نُه ولایت شمالی طالبان، بر «استخراج شفاف معادن بدخشان» تأکید کرده است. در همین اطلاعیه ذکر شده بود که مولوی امانالدین منصور، فرمانده قول اردوی ۲۱۷ عمری طالبان نیز در این نشست حضور داشته است.
در بخشی از اطلاعیه آمده است: «برای محافظت معادن بدخشان و شرکتهای پیمانکار، بهگونهی عاجل گامهای مستحکمی گرفته شد. برای استخراج قانونی و شفاف تأکید شد و طرحی آماده شد.»
نیروهای وابسته به قاری فصیحالدین، از دوران حکومت جمهوریت تا امروز، به استخراج غیرقانونی معادن لاجورد و طلا و همچنین باجگیری از استخراجکنندگان متهم بودهاند. در دوران جمهوری، بخشی از مصارف جنگی طالبان تاجیکتبار از طریق همین استخراجها و باجگیریها تأمین میشد و سلطهی نیروهای وابسته به قاری فصیحالدین بر معادن بدخشان و تخار، تا کنون پابرجا بوده است. اما اکنون جناح قندهار، به رهبری حاجی وفا، در تلاش است تا دست طالبان تاجیک را از عواید این معادن کوتاه یا دستکم محدود کند.
هرگونه کاهش در درآمدهای مالی قاری فصیحالدین و مولوی امانالدین منصور، بهطور مستقیم تأثیر منفی بر توان تأمین مالی نیروهای نظامی وابسته به آنان خواهد گذاشت. در صورتی که روند تنقیص نیروهای تاجیکتبار افزایش یابد، قاری فصیحالدین توان حمایت اقتصادی از آنان را از دست خواهد داد و همین امر موجب کاهش نفوذ و کنترلش بر این نیروها میشود.
بااینحال، تا کنون قاری فصیحالدین فطرت و نیروهای نزدیک به او هیچ واکنشی در قبال این تحولات و تصمیمات جدید نشان ندادهاند.

تکرار سناریوی کاهش قدرت ازبیکتباران
فرآیند به حاشیه راندهشدن طالبان تاجیکتبار در محور قاری فصیحالدین فطرت، شباهت بسیاری به سناریویی دارد که پیشتر در قبال طالبان ازبیکتبار پیاده شده بود. این روند جدید با فرمان ملا هبتالله آخوندزاده، رهبر طالبان، در نوزدهم ماه حمل سال جاری آغاز شد. براساس این فرمان، مقرر شد که بیست درصد از نیروهای انسانی در وزارتهای دفاع، داخله و ریاست استخبارات طالبان تنقیص شوند.
طالبان ازبیکتبار، اغلب در محور قاری صلاحالدین ایوبی، از نیروهای اصلی جنگ در برابر دولت پیشین افغانستان بودند و در سقوط ولایتهای شمالی و ولسوالیهای آن نقش پررنگی ایفا کردند. بااینحال، پس از فروپاشی جمهوریت، آنان نهتنها به جایگاه و قدرتی که انتظار داشتند نرسیدند، بلکه به تدریج از دایره تصمیمگیری نیز کنار گذاشته شدند.
صلاحالدین ایوبی یکی از نخستین فرماندهان طالبان بود که پس از فرار محمداشرف غنی، رییسجمهور پیشین، وارد ارگ ریاستجمهوری شد. او حتا بر صندلی اشرف غنی نشست و با شبکه الجزیره عربی مصاحبه کرد. اما حلقههای قدرت در قندهار و مشرقی به او اعتماد نکردند و هیچگاه برایش مقام بلندپایهای در ساختار رسمی حکومت طالبان در نظر نگرفتند.
صلاحالدین ایوبی نخست بهعنوان معاون فرمانده ارتش طالبان در پکتیا منصوب شد، اما پس از مدتی و بهدلیل نارضایتی، به معاونت وزارت احیا و انکشاف دهات انتقال یافت. سپس جایگاهش بیشازپیش تنزل یافت و به فرماندهی پولیس طالبان در زابل گمارده شد؛ مقامی که تا کنون در آن مشغول به کار است.
بخش زیادی از فرماندهان و نیروهای وابسته به صلاحالدین ایوبی، در طول دو سال گذشته بهطور کامل از دایره تصمیمگیری خارج شدهاند و این روند همچنان ادامه دارد. طالبان ازبیکتبار در وزارتهای دفاع، داخله و ریاست استخبارات طالبان هیچ مقام بلندپایهای ندارند و عملا از ساختارهای امنیتی کنار گذاشته شدهاند.
صلاحالدین ایوبی و دیگر فرماندهانش از آن بیم دارند که هرگونه مخالفت یا اعتراض به تصمیمات حلقهی قندهار، بهعنوان «بغاوت» تلقی شود و بهانهای برای سرکوب کامل آنان فراهم گردد. به همین دلیل، آنان تا کنون سکوت اختیار کردهاند. ناگفته نماند که بخشی از سلاحهای طالبان ازبیکتبار نیز، طی همین دوره، تحت عنوان «ثبت بیتالمال» از آنان جمعآوری شده است.
تحولات اخیر در ساختار طالبان نشاندهندهی تمرکز بیسابقهی قدرت در دست حلقه قندهار است. حذف تدریجی تاجیکتباران، چه در عرصهی نظامی و چه اقتصادی، بخشی از روند مهندسی قدرت در درون طالبان است که به شکلی هدفمند و خاموش در حال اجرا است. قاری فصیحالدین، چهرهی نمادین طالبان تاجیک، اکنون در موقعیتی دشوار میان سکوت و حذف قرار گرفته است. تجربهی طالبان ازبیک، که پیشتر با روند مشابهی به حاشیه رانده شدند، زنگ خطری برای سایر جناحهای قومی در ساختار طالبان به شمار میرود.