سه شنبه 26 جوزا 1394

دولت بحران ملی

دولت وحدت ملی هر چیزی باشد، دولت وحدت ملی نیست. این دولت، دولت نزاع دایمی و دولت بحران ملی است. رییس جمهور کشور برای نشان‌دادن قاطعیت صدای […]

دولت وحدت ملی هر چیزی باشد، دولت وحدت ملی نیست. این دولت، دولت نزاع دایمی و دولت بحران ملی است.

رییس جمهور کشور برای نشان‌دادن قاطعیت صدای مناسبی دارد. هر بار که فریاد می‌زند، با ابروهای درهم رفته، که فلان و فلان و فلان مشکل را حل خواهد کرد و فلان فساد و نابه‌سامانی را از ریشه خواهد کند، دل آدم به حامد کرزی، رییس جمهور قبلی، می‌سوزد که هیچ یک از توانایی‌های این یکی را نداشت. حداقل حنجره‌ی اصلاح‌گر این رییس را نداشت. با همه‌ی این‌ها، به نظر می‌رسد که نه شهرت علمی این رییس جمهور سودی به مملکت می‌رساند و نه در حنجره‌ی فریادخیزش خیری برای مردم هست. علتش هم روشن است:

این رییس جمهور اندیشه‌ی قومی و قبیله‌ای دارد. توانایی علمی و هیجان اصلاح‌گری‌اش در خدمت قبیله است و نه در خدمت ملت. برای همین، مهم‌ترین کاری که هر دولت برای شهروندان کشور بکند و آن تأمین امنیت است، در نظر او هرگز مفهوم روشنی نمی‌یابد. چرا؟ برای این‌که تأمین امنیت مردم افغانستان فعلاً فقط یک راه و یک معنای روشن دارد: سرکوب طالبان. اما این عبارت «سرکوب طالبان» دل رییس جمهور ما را غرق می‌کند. به خاطری که سرکوب‌شدن طالبان یعنی خالی‌شدن پشت و پناه قبیله؛ یعنی ظرفیت وحشت و خشونت بی‌مهار، همان مایه‌ی اصلی زند‌گی قبیله، را ازش گرفتن. این امکان که روزی قبیله از چنین پشتوانه‌ای محروم شود، ستون فقرات رییس جمهور ما را می‌لرزاند. این است که هیچ‌وقت از او سخن قاطعی در این باب نمی‌شنویم. سهمیه‌ی عسل را با فریاد و غوغا قطع می‌کند. در باره‌ی راه‌بندان پایتخت با شجاعت و خشم سخن می‌گوید. اما در مورد طالبان، یعنی دشمنان بی‌رحم انسانیت و مدنیت، دلش نرم و صدایش مخملین می‌شود.

حالا که ربودن هزاره‌ها از شاهراه‌ها تاکتیک ثمربخشی شده و برادران آقای احمدزی این روش را آسان‌تر و کم‌هزینه‌تر یافته‌اند، دولت وحدت ملی هم‌چنان ساکت است. همین چند روز پیش گیلانی‌های قبیله، چند نفر از هزاره‌ها را، حتا دو زن هزاره را، ربودند. واکنش دولت به این جنایت چه بود؟ دولت نام جاده‌ی شهید مزاری و فیض‌محمد کاتب را تغییر داد. انتظار دیگری هم نمی‌توان داشت. هرکس باید به وظیفه‌ی بحران‌آفرینی خود عمل کند. دولت به طریقی، برادران آن‌سو به طریقی دیگر.

خیلی بدبینم؟ آخر این رفتارهای دولت را چه تفسیر دیگری می‌توان کرد؟ چرا هر وقت طالبان جنایتی می‌کنند، دولت یک بحران موازی دیگر را در پایتخت راه می‌اندازد تا اذهان عمومی را صدپارچه کند؟ چرا دولت وحدت ملی مهم‌ترین کارش شده آزار‌دادن این یا آن پاره از بدنه‌ی ملت؟ چرا این دولت تمام نیروی افغان‌ها را در برابر طالبان بسیج نمی‌کند؟ چرا این دولت سعی می‌کند جوی فاصله‌ها را به خندق فاصله‌ها تبدیل کند؟

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
Notify of