زندگی در آلماتی، آنهم زندگی دانشجویی، فرصت خیلی خوب برای آشنایی با مردم میهندوست قزاقستان است. برای ادامهی تحصیل آلماتی آمدم، آلماتی یا همان آلماتا که قبلا پایتخت قزاقستان بود، یکی از شهرهای مهم و زیبای آسیایی مرکزی میباشد، برعلاوهی زیبایی منحصر به خود این شهر، نام آن نیز برایم جاذبهی خاص خود را دارد. آلماتی در زبان قزاقی از دو کلمه گرفته شده؛ آلما (سیب) و آتی یا آته ( پدر)، یعنی در واقع آته یا پدر سیب. آته کلمهی مشترک بین زبان قزاقی و گویش هزارهگی میباشد. به هرصورت، روز 15 سپتامبر به نام روز آلماتی مسما شده که همهساله از طرف مردمان این شهر از آن به نحوی تجلیل میشود، برایم ناآشنا بود. این موضوع را زمانی متوجه شدم که در مرکز بزرگ موسیقی نزدیکی خوابگاهمان، امشب به منظور گرامیداشت از روز آلماتی برای مدتی آتشبازی خیلی زیبا جریان داشت و تعدادی از شهروندان این شهر برای تماشا گردهم آمده بودند و شادی میکردند. خوشبختانه این روز مصادف به روز آخر هفته هم شده که فرصت خوشی را برای شهروندان این شهر بیشتر ساخته بود. آنچه من از مردم این شهر آموختم، صداقت، مهربانی، سختکوشی و وطندوستی است. مردم قزاقستان که بیشتر قزاقها و بعدا روسها و آیگورها میباشند، وطن و مردم خود را بسیار دوست دارند. این کشور با سختکوشی و استفادهی خوب از منابع طبیعی و مدیریت خوب منابع انسانی امروز به عنوان یکی از مهمترین کشورهای منطقه و دنیا تبارز یافته است و زمنیهی کار و تحصیل و نیز مصئونیت اجتماعی برای شهروندانش در سطح عالی وجود دارد. سیستم منظم ترافیک و نیز برنامهی دقیق و مدیریت شهری، توجه جدی به فرهنگ و برنامههای فرهنگی و نیز ارزش دادن به زراعت یکی دیگر از نمونههای خوب قزاقستان است.
شخصا از مدتی که در این شهر و این کشور آمدم، با آن که خیلی دیر نشده، اصلا احساس بیگانگی نمیکنم. هرروز برعلاوهی درسهای دانشگاه، از مردم این شهر موارد زیادی را میآموزم. ببینم امروز، یعنی روز آلماتی با دیدن مردم کدام نکات ارزنده را میآموزم. تا هنوز آنچه آموختم، وطندوستی و مردمدوستی است. ما افغانها به زبان میگوییم که وطن خود را دوست داریم؛ اما در عمل متأسفانه بدترین جفا را در حق وطن خود میکنیم.
آرزو دارم بتوانم با هماهنگی خوب با تمام مردم عزیزم، برای پیشرفت و ترقی کشورمان کارهای عملی و مفیدی را انجام دهیم.