نویسنده: عادله سنگلاخی
جامعهی هزاره در کویته سالها است در وضعیت لرزان زندگی میکند؛ یعنی نه آنقدر در مرکز توجه است که امنیتش به یک اولویت تبدیل شود و نه آنقدر دور از خطر که بتواند نفس راحتی بکشد. در پاکستان، این جامعه بیشتر بهعنوان یک اقلیت آسیبپذیر حاشیهای دیده میشود که امنیتش هر بار پس از وقوع یک فاجعه برای مدت کوتاهی به صدر اخبار میآید و سپس دوباره به کنارهی فراموشی و بیاعتنایی رانده میشود. در افغانستان نیز، با وجود پیوندهای عمیق قومی و تاریخیای که میان جامعهی هزارهی کویته و سرزمین و فرهنگ افغانستان برقرار است، وضعیت دشوار این جامعه معمولا در سایه بحرانهای داخلی و تحولات سیاسی کمرنگ میشود. به بیانی دیگر، در افغانستان، با آن همه دردسری که شهروندانش با آن روبهرو هستند، فکر کردن دربارهی جامعهی هزارهی کویته معمولا در آخر فهرست میرود.
یک دگرگونی ادراکی دیگر نیز در یکدههی اخیر بهتدریج در افکار عمومی در کویته و جاهای دیگر گسترش یافته و آن تغییر در معیار سنجش خشونت است. مردم هزارهی کویته در دودههی گذشته پارهای از هولناکترین حملات تروریستی و نسلکشانه علیه مردم هزاره را تجربه کردند. حجم، وسعت و عمق این فجایع چنان بود که امروز بسیاری از حملات کوچکتر دیگر به سختی افکار عمومی را تکان میدهد. گویی تنها کشتارهای گسترده ارزش خبر شدن دارند و قتلهای هدفمند، زخمی شدن چند کارگر، راننده یا کاسب، دیگر صرفا به آماری در گوشهای از صفحات اخبار تبدیل شدهاند. به همین خاطر، وقتی در ۱۲ اپریل ۲۰۲۶، افراد مسلح ناشناس موتر حامل چند سبزیفروش هزاره را در مسیر بازگشت از بازار هزارگنجی کویته هدف تیراندازی قرار دادند (حملهای که به کشته شدن دو نفر و زخمی شدن سه نفر انجامید)، واکنش عمومی به آن بسیار ضعیف بود. اما برای جامعهای که هر روز با احتمال هدف قرار گرفتن از خانه بیرون میرود، هیچ حملهای «کوچک» نیست. هر گلوله، صرفنظر از شمار قربانیان، بخشی از همان زنجیرهی خشونتی است که بیش از دودهه ادامه یافته و احساس امنیت را از زندگی روزمرهی هزارههای کویته ربوده است.
حمله به سبزیفروشان هزاره (هرچند با تلفات کمتر) یادآوری این واقعیت بود که ماشین قتل هدفمند، اگرچه دیگر با شدت سالهای خونین گذشته کار نمیکند، هرگز از حرکت بازنایستاده است. در دورههایی که انفجارهای بزرگ رخ نمیدهد، این تیراندازیهای پراکنده، تهدیدهای خاموش و ترس دائمی اند که زندگی هزارهها را بهصورت روزانه متأثر میسازند.
این گزارش تصویری اجمالی از کارزار نسلکشانهای است که با قتلهای پراکنده شروع شد، بعد به مجموعههای وسیعتر گسترش یافت و سرانجام به کل جامعهی هزاره و شهروندان عادی تعمیم پیدا کرد. مسألهی هزارههای کویته فقط شمار کشتهشدگان نیست. مسأله، تداوم وضعیتی است که در آن یک جامعه سالها است ناچار است میان زندگی عادی و انتظار همیشگی برای حملهی بعدی تعادل برقرار کند.
آغاز قتلهای هدفمند از سال ۱۹۹۹
تا اواخر دههی ۱۹۹۰، جامعهی هزاره در کویته با وجود برخی تبعیضها، بهعنوان یکی از جوامع فعال در عرصههای آموزش، تجارت، خدمات دولتی و نیروهای مسلح شناخته میشد. اما از سال ۱۹۹۹، الگوی تازهای از خشونت علیه این جامعه شکل گرفت؛ الگویی که پژوهشگران از آن با عنوان «قتلهای هدفمند» یاد میکنند. در این دوره، قربانیان نه بهصورت تصادفی، بلکه بهدلیل هویت مذهبی و قومی خود انتخاب میشدند.
نخستین موج این حملات بیشتر متوجه افراد سرشناس و تحصیلکردهی جامعهی هزاره بود. داکتران، استادان دانشگاه، افسران نظامی، کارمندان دولت، تاجران، وکلا و فعالان اجتماعی در مسیر رفتوآمد یا محل کار هدف تیراندازی افراد مسلح قرار میگرفتند. این حملات، علاوه بر گرفتن جان دهها نفر، احساس ناامنی عمیقی در میان هزارههای کویته ایجاد کرد و بسیاری از خانوادهها سبک زندگی خود را تغییر داده و اقدام به مهاجرت کردند.
گزارشهای نهادهای حقوق بشر، از جمله دیدبان حقوق بشر، و نیز آمار منتشرشده توسط مراکز پژوهشی امنیتی مانند South Asia Terrorism Portal، نشان میدهد که از سال ۱۹۹۹ تا کنون بیش از هزار نفر از قوم هزاره در حملات تروریستی و قتلهای هدفمند در بلوچستان جان خود را از دست دادهاند و هزاران نفر دیگر زخمی شدهاند. در همین حال، بسیاری از پروندههای قضایی این حملات بدون نتیجه مانده و شمار اندکی از عاملان آنها محاکمه شدهاند.
آغاز قتلهای هدفمند در سال ۱۹۹۹ نقطهی عطفی در تاریخ معاصر هزارههای کویته بود. این رویداد نهتنها امنیت جانی این جامعه را با تهدید جدی روبهرو کرد، بلکه پیآمدهای گستردهای بر آموزش، اقتصاد، آزادی رفتوآمد و مهاجرت هزارهها بر جای گذاشت؛ پیآمدهایی که آثار آن تا امروز نیز ادامه دارد.
نمونههای ترورهای فردی و کشتارهای جمعی
خشونت علیه هزارههای کویته از اواخر دههی ۱۹۹۰ وارد مرحلهای تازه شد. اگر تا پیش از آن، تبلیغات فرقهای و تهدیدهای پراکنده علیه شیعیان وجود داشت، از سال ۱۹۹۹ الگوی حملات به ترورهای هدفمند و سپس به کشتارهای جمعی تغییر یافت. پژوهشگران این روند را به سه مرحله تقسیم میکنند: نخست، تبلیغات و نفرتپراکنی فرقهای؛ دوم، ترور شخصیتهای برجستهی هزاره؛ و سوم، حملات گسترده با هدف کشتار جمعی غیرنظامیان.
نقطه عطف این دوره، ترور سردار نثارعلی هزاره، وزیر آموزش ایالت بلوچستان، در ۵ اکتبر ۱۹۹۹ بود. افراد مسلح او را هنگام خروج از ساختمان دبیرخانه ایالت در کویته هدف قرار دادند. راننده و محافظ او کشته شدند و خود او نیز بهشدت زخمی شد. این حمله آغاز موجی از ترورهای هدفمند علیه جامعهی هزاره بود. در فاصله سالهای ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۳ دستکم ۱۷ نفر از شخصیتهای برجستهی هزاره، از جمله داکتران، انجنیران، وکلا، بازرگانان، کارمندان دولت و دانشجویان، در حملات مسلحانه کشته شدند. در بیشتر این پروندهها، عاملان هرگز محاکمه نشدند.
سال ۲۰۰۳ نقطه تغییر در الگوی خشونت بود. در ۸ جون، افراد مسلح موتر حامل دانشجویان پولیس هزاره را در مسیر آکادمی پولیس هدف قرار دادند. در این حمله ۱۲ پولیس کشته و نُه نفر زخمی شدند. کمتر از یک ماه بعد، در ۴ جولای، سه مهاجم مسلح وارد امامبارهای در سرک میچنگی (Mechangi Road) شدند و نمازگزاران را به گلوله بستند. در این حمله دستکم ۴۷ تا ۵۳ نفر کشته و دهها نفر دیگر زخمی شدند. گروه لشکر جهنگوی مسئولیت این حمله را بر عهده گرفت. این رویداد، نخستین کشتار جمعی گستردهی هزارهها در کویته به شمار میرود.
در ۲۴ مارچ ۲۰۰۴، همزمان با مراسم عاشورا در نزدیکی لیاقتبازار کویته، افراد مسلح از چند نقطه به دستهی عزاداران تیراندازی کردند و نارنجک پرتاب کردند. دستکم ۳۶ نفر کشته و دهها نفر زخمی شدند. این حمله نشان داد که عاملان دیگر تنها افراد مشخص را هدف قرار نمیدهند، بلکه تجمعهای مذهبی و غیرنظامیان نیز به اهداف اصلی آنان تبدیل شدهاند.
در فاصله سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۲، ترور داکتران، استادان دانشگاه، افسران پولیس، کارمندان دولت و بازرگانان هزاره ادامه یافت. همزمان، حمله به بسهای مسافربری، زائران شیعه و دکانهای متعلق به هزارهها افزایش یافت. گزارشهای حقوق بشری این دوره را زمان تشدید خشونت و گسترش احساس ناامنی در جامعهی هزاره توصیف کردهاند؛ وضعیتی که بسیاری از خانوادهها را به مهاجرت داخلی یا خروج از پاکستان واداشت.
سال ۲۰۱۳ خونینترین سال در تاریخ معاصر هزارههای کویته بود. در ۱۰ جنوری، دو انفجار پیاپی در «اسنوکرکلب علمدار رود»، که محل رفتوآمد هزارهها بود، دستکم ۹۶ نفر را کشت و بیش از ۱۵۰ نفر دیگر را زخمی کرد. انفجار دوم زمانی رخ داد که نیروهای کمکی و شهروندان برای کمک به مجروحان در محل حضور یافته بودند. تنها چند هفته بعد، در ۱۶ فبروری یک بمبگذاری در بازار هزارهتاون دستکم ۸۴ نفر را کشت و بیش از ۱۶۰ نفر دیگر را زخمی کرد. این دو حمله، مرگبارترین حملات فرقهای در تاریخ پاکستان پس از استقلال توصیف شدهاند.
آمار قربانیان
برآورد دقیق شمار قربانیان بهدلیل تفاوت روشهای ثبت آمار در منابع مختلف دشوار است. بااینحال، گزارشهای Human Rights Watch و South Asia Terrorism Portal نشان میدهد که از سال ۱۹۹۹ تا ۲۲ جولای ۲۰۱۸ بیش از یک هزار نفر از مردم هزاره در بلوچستان در حملات تروریستی و قتلهای هدفمند جان باختهاند و هزاران نفر دیگر زخمی شدهاند. به نقل از نهاد (South Asia Terrorism Portal)، برخی نهادهای مدنی دیگر شمار کشتهشدگان را 2000 نفر برآورد میکنند. صرفنظر از اختلاف آماری، همهی گزارشها بر یک نکته اتفاق نظر دارند: حملات علیه هزارهها در پاکستان طی بیش از دودهه بهصورت مستمر ادامه یافته و بخش بزرگی از عاملان این حملات هرگز در برابر عدالت قرار نگرفتهاند.
چهکسانی مسئول هستند؟
یکی از پرسشهای اصلی در بررسی خشونت علیه هزارههای کویته این است که چه گروههایی مسئول این حملات بودهاند. پاسخ به این پرسش نیازمند تفکیک میان مسئولیتپذیری رسمی گروهها، اتهامهای مطرحشده در رسانهها و یافتههای تحقیقات قضایی و حقوق بشری است. در بسیاری از پروندهها، گروههای مسلح خود مسئولیت حملات را پذیرفتهاند؛ در برخی دیگر، نهادهای امنیتی یا رسانهها اتهامهایی را مطرح کردهاند، اما حکم قطعی دادگاه یا تحقیقات مستقل برای همهی موارد وجود ندارد.
لشکر جهنگوی
در میان گروههای مسلح، نام لشکر جهنگوی بیش از هر گروه دیگری با حملات علیه هزارههایی کویته گره خورده است. این گروه در سال ۱۹۹۶ بهعنوان شاخهای منشعب از سپاه صحابه پاکستان شکل گرفت و ایدئولوژی آن بر پایه دیدگاههای تندروانهس ضدشیعی بنا شده است. سپاه صحابه پاکستان یا در دههی ۱۹۸۰ بهعنوان یک سازمان مذهبی-سیاسی دیوبندی تأسیس شد. این گروه در طول سالها به تبلیغات گستردهی ضدشیعی پرداخت و از سوی بسیاری از پژوهشگران بهعنوان بستر ایدئولوژیک شکلگیری لشکر جهنگوی شناخته میشود. از اوایل دههی ۲۰۰۰ لشکر جهنگوی مسئولیت شماری از خونینترین حملات علیه هزارهها را بهطور رسمی پذیرفت؛ از جمله حمله به امامباره (مسجد) میچنگی رود در سال ۲۰۰۳ و دو انفجار بزرگ علمدار رود و هزارهتاون در سال ۲۰۱۳.
گزارشهای نهادهای حقوق بشری نیز این گروه را اصلیترین عامل حملات سازمانیافته علیه هزارهها در بلوچستان معرفی کردهاند.
داعش خراسان
شاخه خراسان داعش نیز بعدا به فهرست گروههای مسئول حملات علیه شیعیان پاکستان افزوده شد. مهمترین حملهای که این گروه مسئولیت آن را پذیرفت، قتل ۱۱ معدنچی هزاره در منطقهی مچ در جنوری سال ۲۰۲۱ بود. این حمله نشان داد که تهدید علیه هزارهها دیگر تنها به لشکر جهنگوی محدود نیست و گروههای جهادی فراملی نیز هزارهها را بهدلیل هویت مذهبیشان هدف قرار میدهند.
تفاوت میان مسئولیتپذیری، اتهام و یافتههای تحقیقات
در بررسی این پروندهها باید میان سه مفهوم تفاوت قائل شد. نخست، مسئولیتپذیری رسمی؛ یعنی مواردی که یک گروه مسلح از طریق بیانیه یا رسانههای وابسته، مسئولیت حمله را اعلام کرده است. دوم، اتهامها؛ یعنی مواردی که رسانهها، مقامهای امنیتی یا تحلیلگران گروهی را مسئول معرفی کردهاند، اما این ادعا در دادگاه اثبات نشده است. سوم، یافتههای تحقیقات؛ یعنی نتایج تحقیقات رسمی یا گزارشهای نهادهای مستقل حقوق بشری که بر پایه اسناد، شواهد و مصاحبهها تهیه شدهاند.
در بسیاری از حملات علیه هزارهها، مسئولیت رسمی از سوی لشکر جهنگوی یا داعش خراسان اعلام شده است. اما در برخی پروندههای ترورهای هدفمند، هیچ گروهی مسئولیت را نپذیرفته و عاملان نیز شناسایی یا محکوم نشدهاند. به همین دلیل، پژوهشگران و نهادهای حقوق بشری تأکید میکنند که باید میان ادعاهای سیاسی و یافتههای مستند تفاوت گذاشت.
گزارشهای سازمانهای حقوق بشری همچنین از ضعف در روند تحقیق، بازداشت و محاکمهی عاملان انتقاد کردهاند. براساس این گزارشها، هرچند دهها مظنون در سالهای مختلف بازداشت شدند، اما تنها شمار اندکی محکوم شدند و بسیاری از پروندهها بدون نتیجه باقی ماند. این وضعیت، بهباور ناظران، به تداوم چرخهی مصونیت از مجازات و استمرار خشونت علیه جامعهی هزاره کمک کرده است.
واکنش دولت پاکستان
واکنش دولت پاکستان به خشونت علیه هزارههای کویته را میتوان در چهار محور بررسی کرد: اقدامات امنیتی، ابتکارهای قضایی، تشکیل کمیتههای تحقیق و ارزیابی نهادهای رسمی حقوق بشری. هرچند دولتهای فدرال و ایالتی در دورههای مختلف برنامههایی برای افزایش امنیت این جامعه اجرا کردند، اما گزارشهای رسمی و مستقل نشان میدهد که این اقدامات همواره نتوانستهاند از تکرار حملات جلوگیری کنند.
اقدامات حکومت فدرال و حکومت بلوچستان
پس از افزایش قتلهای هدفمند از اوایل دههی ۲۰۰۰، دولت بلوچستان با همکاری حکومت فدرال تدابیر امنیتی مختلفی را در کویته به اجرا گذاشت. پس از انفجارهای گستردهی سال ۲۰۱۳، حکومت ایالتی بلوچستان منحل و برای مدتی حکومت فرمانداری برقرار شد. در همان دوره، عملیاتهای امنیتی علیه گروههای فرقهگرا تشدید و حضور نیروهای امنیتی در مناطق هزارهنشین افزایش یافت. همچنین ایستهای بازرسی دائمی در مسیرهای منتهی به مریآباد و هزارهتاون ایجاد شد و حفاظت از اجتماعات مذهبی، مدارس و کاروانهای زائران شیعه تقویت گردید. با وجود این تدابیر، حملات پراکنده و قتلهای هدفمند در سالهای بعد نیز ادامه یافت.
بار اصلی تأمین امنیت هزارههای کویته بر عهده پولیس بلوچستان، نیروی مرزی و ادارهی مبارزه با تروریسم بلوچستان بوده است. این نهادها طی سالهای گذشته دهها عملیات اطلاعاتی و امنیتی علیه شبکههای افراطی انجام داده، شماری از اعضای لشکر جهنگوی و دیگر گروههای مسلح را بازداشت یا در درگیریها کشتهاند. دولت همچنین برای کاهش خطر حملات، گشتهای مشترک پولیس و افسی را افزایش داد و مسیرهای رفتوآمد زائران شیعه به ایران را تحت حفاظت نظامی قرار داد.
با وجود این اقدامات، گزارشهای رسمی و حقوق بشری تأکید کردهاند که تمرکز سیاست امنیتی بیشتر بر حفاظت از مناطق هزارهنشین بوده است تا از بین بردن کامل شبکههای عامل حملات. در نتیجه، امنیت نسبی در برخی مناطق برقرار شد، اما احساس محاصره و محدود شدن آزادی رفتوآمد در میان بسیاری از باشندگان هزاره همچنان باقی ماند.
پس از هر حملهی بزرگ، دولت پاکستان یا حکومت بلوچستان کمیتههای تحقیق تشکیل دادهاند. این کمیتهها معمولا مأمور بررسی نحوه وقوع حمله، عملکرد نهادهای امنیتی و شناسایی عاملان بودند. افزون بر این، چندین کمیسیون قضایی نیز برای بررسی برخی رویدادهای مهم تشکیل شد. بااینحال، بسیاری از گزارشهای این کمیتهها هرگز بهطور کامل منتشر نشده و اجرای توصیههای آنها نیز محدود بوده است.
نهادهای حقوق بشری تأکید کردهاند که یکی از چالشهای اصلی، ضعف در پیگرد قضایی عاملان حملات و پایین بودن میزان محکومیت در دادگاهها بوده است. به همین دلیل، مسألهی «مصونیت از مجازات» همچنان یکی از محورهای اصلی انتقاد از عملکرد دولت باقی مانده است.
در سال ۲۰۱۸، پس از افزایش دوبارهی قتلهای هدفمند، رییس وقت دیوان عالی پاکستان، میان ثاقب نثار، در جریان حضور در کویته بهصورت خودکار به موضوع رسیدگی کرد. او با اشاره به نگرانیهای جامعهی هزاره، از دبیرکل حکومت بلوچستان، دبیر امور داخلهی ایالت، بازرس کل پولیس، فرماندهان نیروهای مسئول امنیت و وزارتخانههای داخله و دفاع خواست ظرف ده روز گزارش اقدامات انجامشده برای حفاظت از هزارهها را به دیوان عالی ارائه کنند. این اقدام نشاندهندهی آن بود که موضوع امنیت هزارهها به یکی از پروندههای دارای اهمیت ملی در عالیترین مرجع قضایی پاکستان تبدیل شده است.
در جلسات رسیدگی، دیوان عالی علاوه بر بررسی گزارشهای امنیتی، بر ضرورت حفاظت از جان و مال شهروندان، پرداخت غرامت به قربانیان و بهبود عملکرد نهادهای امنیتی تأکید کرد. هرچند این رسیدگیها به افزایش توجه عمومی نسبت به وضعیت هزارهها انجامید، اما خود دیوان نیز اذعان داشت که حل ریشهای این بحران نیازمند اقدامات مستمر اجرایی و امنیتی است.
چرایی تداوم کشتار هزارهها
بیش از دودهه خشونت علیه هزارههای پاکستان نشان میدهد که تداوم این کشتارها را نمیتوان صرفا به فعالیت گروههای تروریستی نسبت داد. اگرچه لشکر جهنگوی، داعش و دیگر گروههای تکفیری مسئولیت بسیاری از حملات را بر عهده گرفتهاند، اما استمرار این خشونتها در بستری از ناکارآمدی نهادهای امنیتی، ضعف نظام قضایی، بیتفاوتی سیاسی و مصونیت عاملان از مجازات امکانپذیر شده است.
نخست؛ ناکامی نهادهای امنیتی در پیشگیری از حملات و انجام تحقیقات مؤثر، یکی از مهمترین عوامل تداوم خشونت بوده است. در بسیاری از حملات، صحنهی جرم پیش از انجام بررسیهای تخصصی پاکسازی شده و تحقیقات کیفری هرگز به شناسایی یا محکومیت عاملان اصلی نینجامیده است. گزارش دیدبان حقوق بشر در توصیف این وضعیت مینویسد: «از نگاه بسیاری از هزارهها، ناتوانی مستمر مقامهای ایالتی و ملی پاکستان در دستگیری مهاجمان یا پیگرد گروههای شبهنظامی که مسئولیت حملات را بر عهده میگیرند، این تصور را ایجاد کرده است که مقامها یا ناتوان هستند، یا بیتفاوت اند، و یا حتا ممکن است با این حملات همدست باشند.»
دوم؛ ضعف نظام عدالت کیفری و فرهنگ مصونیت از مجازات، فضای امنی برای ادامهی فعالیت گروههای افراطی ایجاد کرده است. مقامهای امنیتی بارها کمبود شواهد را علت ناتوانی در محکوم کردن متهمان عنوان کردهاند. اکبر درانی، وزیر داخلهی وقت بلوچستان، در گفتوگو با دیدبان حقوق بشر اظهار داشت: «ما نمیتوانیم صرفا براساس سوءظن اقدام کنیم؛ به شواهد نیاز داریم و متأسفانه بهدستآوردن چنین شواهدی بسیار دشوار است.» زهرا (نام مستعار) که برادرش در بمبگذاری علمدار رود کشته شده است، میگوید با اینکه بارها از دولت پاکستان برای پیگیری قتل برادرش درخواست بررسی کرده است، اما هیچگونه پاسخ روشنی دریافت نکرده است. او میافزاید که دولت پاکستان هیچ علاقهی برای پیگیری جرایم علیه هزارهها ندارد؛ «همهی هزارههایی که تا کنون در کویته به قتل رسیدهاند، فراموش شده و قاتلان بسیاری از حملات تا هنوز دستگیر یا مورد محاکمه قرار نگرفته است. مردم ما ناامید اند و ما هیچ جایی نداریم تا برای بازخواست مراجعه کنیم. مردم ما هر روز بیگناه کشته میشوند و امید ما از دولت هم از بین رفته است.»
بااینحال، گزارش دیدبان شفافیت تصریح میکند که در بسیاری از پروندهها اساسا تلاش مؤثری برای جمعآوری شواهد و انجام تحقیقات تخصصی صورت نگرفته و همین امر، چرخهی مصونیت از مجازات را تداوم بخشیده است.
سوم؛ واکنش دولتهای فدرال و ایالتی عمدتا به صدور بیانیههای محکومیت، ابراز همدردی و وعده پیگیری محدود شده است. نمونهی بارز این رویکرد، اظهارات اسلم رئیسانی، وزیر اعلی وقت بلوچستان، پس از حملهی مستونگ در سپتامبر ۲۰۱۱ بود. وی در پاسخ به پرسشی دربارهی رنج خانوادههای قربانیان گفت: «در بلوچستان میلیونها نفر زندگی میکنند؛ کشته شدن ۴۰ نفر در مستونگ مسألهی بزرگی نیست. برای خانوادههای داغدار یک کامیون دستمال کاغذی میفرستم. اگر سیاستمدار نبودم تنباکو میفرستادم.»
منابع:
- ((South Asia Terrorism Portal) https://www.satp.org/faultline-chapter-details/volume-22/pakistan-the-unabated-killings-of-the-hazaras?utm
- (Human Rights Watch) https://www.hrw.org/report/2014/06/29/we-are-walking-dead/killings-shia-hazara-balochistan-pakistan?utm
- (nchr.gov.pk) https://nchr.gov.pk/wp-content/uploads/2023/09/Understanding-the-Agonies-of-Ethnic-Hazaras.pdf?utm
- (radio.gov.pk) https://www.radio.gov.pk/03-05-2018/cjp-takes-notice-of-terrorist-attacks-on-hazara-community?utm
https://www.radio.gov.pk/11-05-2018/cjp-directes-to-ensure-financial-assistance-to-affectees-of-terrorims-in-balochistan?utm https://www.gmanetwork.com/news/topstories/world/770294/11-miners-killed-in-pakistan-isis-claims-responsibility/story/?utm#:~:text=11%20miners%20killed%20in%20Pakistan%3B%20ISIS%20claims%20responsibility