نویسنده: جواد بیات
روز دوشنبه هفتهی گذشته طالبان تصمیم تازهای در ارتباط با مراکز مذهبی اهل تشیع در هرات روی دست گرفتند. مقامهای محلی از نگهبانان امنیتی مساجد خواستند بهگونهی فوری در مدرسهی علمیه صادقیه حاضر شوند. پس از حضور آنان، سلاحهای دولتیشان جمعآوری شد. همچنین قرار است سلاحهای شخصی که برای تأمین امنیت مساجد ثبت شده بود نیز در روزهای آینده جمعآوری شود.
این تصمیم در حالی گرفته میشود که همین نیروها طی سالهای گذشته بارها در برابر حملات تروریستی ایستاده و از جان صدها نمازگزار دفاع کردهاند. اکنون که گروه حاکم تصمیم به خلع سلاح آنان گرفته است، پیش از هر چیز باید روشن کند که چه برنامهای برای حفاظت از این مراکز و نمازگزاران دارد.
تأمین امنیت، نخستین وظیفهی هر ساختار حاکم است. انحصار سلاح نیز در همهی کشورها یک اصل پذیرفتهشده به شمار میرود؛ اما این اصل تنها زمانی معنا پیدا میکند که امنیت شهروندان نیز تضمین شود. اگر گروه حاکم سلاح مردم را بگیرد، اما نتواند امنیت آنان را تأمین کند، در عمل تنها آنان را آسیبپذیرتر ساخته است.
جامعهی شیعه افغانستان، بهویژه در هرات، طی دودههی گذشته بارها هدف حملات سازمانیافته قرار گرفته است. انفجار در مساجد، حملات انتحاری و تیراندازیهای داعش، خانوادههای زیادی را داغدار کرده است. به همین دلیل، نگرانی امروز مردم، برخاسته از تجربهای واقعی است، نه از یک نگرانی فرضی.
حملات علیه شیعیان افغانستان نیز محدود به هرات نبوده است. از مزار شریف و کابل گرفته تا قندوز و قندهار، مساجد، مراکز آموزشی و تجمعهای مذهبی شیعیان بارها هدف حملات داعش قرار گرفتهاند. همین پیشینه سبب شد که تأمین امنیت مراکز مذهبی شیعیان، به یکی از اولویتهای جدی دولت پیشین تبدیل شود.
بااینحال، هرات برخلاف بسیاری از ولایتهای افغانستان، سالها از جنگهای گسترده و درگیریهای جبههای دور بود؛ اما همین شهر نیز بارها شاهد حملات هدفمند علیه شیعیان بوده است. این واقعیت نشان میدهد که نگرانی امروز مردم، تنها به چند رویداد اخیر محدود نمیشود، بلکه ریشه در تجربهی سالها حملات تروریستی دارد.
در دوران جمهوریت، دولت برای کاهش همین تهدید، گاردهای امنیتی مساجد را از میان مردم همان محلات تشکیل داد. این افراد با سلاح و دستمزد دولتی مسئول حفاظت از مساجد و مراکز مذهبی بودند. شاید این طرح کامل و بینقص نبود، اما در عمل کارآمدی خود را بارها نشان داد.
نمونهی روشن آن، حمله به مسجد نبی اکرم در ناحیه دوم هرات در ماه مارچ ۲۰۱۸ میلادی بود. اگر گاردهای مسجد و نیروهای امنیتی مقاومت نمیکردند، ابعاد فاجعه به مراتب گستردهتر میشد. محافظان مسجد با مهاجمان درگیر شدند، دو تروریست را از پا درآوردند و یکی از نیروهای محافظ نیز جان باخت.
این تهدیدها با تسلط طالبان نیز پایان نیافت. در اپریل ۲۰۲۴ داعش به مسجد امام زمان در ولسوالی گذره هرات حمله کرد و در آن حمله شش نمازگزار، از جمله یک کودک، جان باختند. دو سال بعد، در اپریل ۲۰۲۶، شیعیان روستای دهمهری هرات نیز هدف حملهی مسلحانه قرار گرفتند که منجر به کشتهشدن ۱۳ نفر شد. این رویدادها نشان میدهد که تهدید علیه شیعیان هرات همچنان پابرجا است.
از سوی دیگر، بسیاری از آگاهان امور امنیتی معتقد اند حضور نگهبانان مسلح در مراکز مذهبی تنها برای مقابله با مهاجمان پس از آغاز حمله نیست. همین حضور، در بسیاری موارد نقش بازدارنده دارد و هزینهی عملیات را برای گروههای تروریستی افزایش میدهد. تروریستان زمانی که بدانند با مقاومت مسلحانه روبهرو خواهند شد، یا از اجرای عملیات منصرف میشوند یا دستکم دامنهی حملهیشان محدودتر میشود.
طالبان پس از تسلط بر افغانستان، در نخستین اقدام معاش این نیروها را قطع کردند و اکنون نیز روند جمعآوری سلاحهای آنان را آغاز کردهاند. پرسش اینجا است که جایگزین این نیروها چیست؟ آیا نیروی مشخصی مسئول حفاظت از این مراکز خواهد بود؟ اگر فردا حملهی دیگری رخ دهد، چهکسی و با چه سازوکاری از نمازگزاران دفاع خواهد کرد؟
طالبان طی پنج سال گذشته بارها از تأمین امنیت سراسری افغانستان سخن گفتهاند، اما حملات هدفمند علیه شیعیان نشان میدهد که این ادعا، دستکم در مورد امنیت اقلیتهای مذهبی، هنوز با واقعیت فاصله دارد. در چنین وضعیتی، خلع سلاح نگهبانان مساجد بیش از آنکه احساس امنیت ایجاد کند، نگرانیهای موجود را افزایش میدهد.
اگر گروه حاکم تصمیم گرفته است نگهبانان مساجد را خلع سلاح کند، باید مسئولیت کامل حفاظت از جان نمازگزاران را نیز بپذیرد. از این پس، هر حملهی احتمالی به مراکز مذهبی شیعیان این پرسش را نیز بهدنبال خواهد داشت که آیا میشد با حفظ حداقل ظرفیت دفاعی، از آن جلوگیری کرد؟